محبت اهل البیت علیهم السلام

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ مهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۲ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (ویرایش)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


خداوند، دوستى و مودت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را در قرآن، اجر رسالت آن حضرت قرار داده و واجب ساخته است: «قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى‌»[۱]؛ بگو من برای رسالت خود از شما مزدی نمی خواهم مگر محبت اهل بیتم.

وجوب محبت اهل البیت علیهم السلام اعتقاد مشترک شیعه و اهل سنت است. امام شافعى ‌در این مورد می گوید:

یا اهل بیت رسول الله حبکم فرض من الله فى القرآن انزله

کفاکم من عظیم القدر انکم من لم یصل علیکم لا صلاة له[۲]

اى خاندان پیامبر خدا! حب شما فریضه‌ اى است‌ خدایى که خداوند در قرآن آورده است، براى افتخار بزرگ شما همین بس که هر کس (در نماز) بر شما صلوات و درود نفرستد، نمازش درست نیست و نماز ندارد.

محبت ‌خاندان رسول، مرز حرکت در خط صحیح دین است. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است که مردم را دوستدار اهل بیت‌ بار آورید و بر مبناى این محبت، تربیت کنید: «ادبوا اولادکم على حبى و حب اهل بیتى والقرآن‌؛ فرزندانتان را با محبت من و محبت ‌خاندان من و محبت قرآن تربیت و تادیب کنید».

امام صادق‌ علیه السلام نیز فرموده است: «رحم الله عبدا حببنا الى الناس ولم یبغِّضنا الیهم‌؛ خدا رحمت کند کسى را که ما را محبوب مردم سازد و ما را در نظر مردم ‌مبغوض و منفور نسازد».[۳]

نیز از سخنان آن حضرت در توصیه به شیعه است: «احبّونا الى الناس و لا تبغّضونا الیهم، جُرّوا الینا کل مودة‌ وادفعوا عنا کل قبیح‌؛ ما را در نظر مردم محبوب سازید و در نظرشان ما را منفور نگردانید، هر مودت و دوستى را به طرف ما بکشید و هر زشتى را از ما دور سازید».[۴]

تولاى شما فرض خدایى است قبول و رد آن مرز جدایى است

دیانت بى شما کامل نگردد بجز با عشقتان دل، دل نگردد

هر آن کس را که در دین رسول است ولایت، مهر و امضاى قبول است[۵]

دوستدار این خانواده، دوستدار خداست و دشمنان آنان دشمن خدایند.[۶]

تاکید به دوست داشتن اهل بیت، استفاده از اهرمى نیرومند در جهت ‌سازندگى انسان و حرکت تربیتى و اجتماعى اوست. آن که طعم محبت اهل بیت را بچشد، محبت هاى دیگر برایش جذاب نیست. رشته محبت این دودمان تا درون خانه‌هاى شیعیان کشیده شده و همه جا را روشن و گرم مى‌سازد. اتصال به این رشته محبت، مایه گرمى جان و روشنایى‌ دل است و محب آنان، محبوب خدا مى‌شود.

محبت‌ امام حسین علیه السلام در این میان، ویژگى خاصى دارد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «حسین منى و انا من حسین، احب الله من احب حسینا».[۷] و درباره امام حسن و حسین‌ علیهما السلام و ثمره دوستى و محبت این دو ریحانه رسول فرمود: «من ‌احب هذین الغلامین و اباهما و امهما فهو معى فى درجتى یوم القیامة‌».[۸] هر کس این دو نوجوان و پدر و مادرشان را دوست بدارد، روز قیامت در رتبه من همراهم خواهد بود.

هر چه محبت و دلباختگى و ارتباط قلبى بیشتر باشد، تبعیت و همرنگى و همراهى و همدلى هم بیشتر خواهد شد. نقش عشق و محبت‌ در ایجاد همسانى و همفکرى و همراهى و هم‌سویى بسیار عظیم است و مردم پیوسته از چهره‌هاى محبوبشان الگو و سرمشق مى‌گیرند. ایمان‌ عاطفى به رهبرى حتى در اطاعت‌ سیاسى و اجتماعى هم تاثیر مى‌گذارد و زمینه‌ساز تبعیتى عاشقانه مى‌شود، نه صرفا تشکیلاتى و رسمى.

از این رو، ارتباط شیعه با اهل بیت را علاوه بر جنبه‌هاى اعتقادى بر مبناى علمى و احادیث و منابع دینى، باید عاطفى و روحى و احساسى قرار داد و «آگاهى عقلى‌» را با «عاطفه قلبى‌» در هم آمیخت و عقل و عشق را با هم پیوند زد. همچنان که در آموزش هم اگر معلم بیش از رابطه علمى، رابطه قلبى و زمزمه محبت و مودت باشد، «جمعه به مکتب آورد طفل‌ گریزپاى را»، در ارتباط هاى ولایى با ائمه نیز دل، قلمرو فرمانروایى آنان‌ مى‌گردد.

در این صورت، میان «شناخت‌»، «عشق‌» و «پیروى‌» رابطه‌اى‌ مستحکم پدید مى‌آید و «معرفت‌»، محبت مى‌آورد و محبت «ولایت و تبعیت‌». در حدیثى رسول اکرم‌ صلى الله علیه و آله به این سه عنصر و نقش آن در سعادت ‌انسان اشاره فرموده است: «معرفة آل محمد برائة من‌ النار و حب آل محمد جواز على ‌الصراط والولایة لآل محمد امان من العذاب‌». معرفت و شناخت آل محمد، برائت و نجات از دوزخ است و «محبت‌» آل‌ محمد، جواز عبور از صراط است و «ولایت‌» نسبت ‌به آل محمد، امان از عذاب است. این رابطه را مى‌توان چنین ترسیم کرد: معرفت، محبت، اطاعت.

در حدیث امام صادق‌ علیه السلام نیز آمده است: «الحب فرع المعرفة‌؛ محبت، فرع و شاخه شناخت است».[۹]

در سیره پیامبر اکرم نیز آمده است که هر کس با او از روى معرفت و شناخت، رفاقت و نشست و برخاست مى‌کرد، محبت او در دلش مى‌افتاد.

این نشان‌دهنده تاثیر معرفت در پیدایش محبت است. ایجاد محبت و عشق را باید از مراحل ساده و بسیط و عاطفى شروع‌ کرد و در مراحل بعدى با بصیرت و شناخت‌ بیشتر آن را تعمیق داد، تا آنجا که «حب‌»، جزء سرشت انسان گردد و «محبت اهل بیت‌»، جزء دین یک‌ مسلمان و شیعه درآید.

و امام باقر علیه السلام فرمود: هل الدین الا الحب‌؟... الدین هو الحب والحب هو الدین‌؛[۱۰] آیا دین جز محبت است؟ دین همان محبت است و محبت همان دین است.

روشن است که محبت راستین به عمل و تبعیت هم مى‌انجامد و از عصیان و تخلف دور مى‌سازد.

براى این کار باید زمینه‌هاى روحى و آمادگى‌هاى قبلى افراد را در نظر گرفت وگرنه محبت اهل بیت‌ به دلهاى غیرمستعد و غیرآماده ‌نمى‌چسبد، آنچنان که کاشى به دیوار کاهگلى نمى‌چسبد. گاهى هم باید موانع را زدود، همچنان که در لحیم‌کارى ابتدا با سنباده و مواد دیگر، چربی ها، آلودگی ها و جرم ها را از محل مى‌زدایند تا لحیم بچسبد و جوش‌ بخورد.

پانویس

  1. سوره شورى، آیه ۲۳.
  2. الغدیر، ج۲، ص ۳۰۳
  3. الکافی، ج7 ص229.
  4. بشارة المصطفی، ج2 ص222.
  5. مثنوى‌ «اهل بیت آفتاب‌» از جواد محدثی.
  6. زیارت جامعه کبیره.
  7. حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج ۱، ص ۹۴.
  8. سفینة البحار، ج ۱، ص ۲۵۷.
  9. مصباح الشریعه، ص119.
  10. محاسن برقی، ج1ص263.

منابع