« بازگشت به صفحه ی اصلی امام رضا علیه السلام (دوباره راهنمایی شدن از امام رضا)
زیر صفحات:
امام رضا علیهالسلام#زندگینامه: امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام در سال 148 هـ.ق در مدينه منوره به دنيا آمد. پدر ایشان امام موسیکاظم علیهالسلام و مادرشان بانویی به نام تکتم(1) است. کنیه آن حضرت را ابوالحسن خواندهاند و القاب آن حضرت عبارت است از رضا، صابر، رضى و وفى كه مشهورترين آنها رضاست. مدت امامت ایشان 20 سال بوده است. روز آخر ماه صفر سال 203 هـ.ق در شهر طوس بدست مامون عباسی به شهادت رسیدند. اخلاق امام رضا علیهالسلام: از ابراهيم بن عباس نقل شده است كه گفت: «هيچ كس را فاضلتر از ابوالحسن رضا علیهالسلام نديده و نشنيدهام. از او چيزهايى ديدهام كه از هيچ كس نديدم: هرگز نديدم با سخن گفتن به كسى جفا كند؛ نديدم كلام كسى را قطع كند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود؛ هيچگاه حاجتى را كه مىتوانست برآورده سازد، رد نمىكرد؛ هرگز پاهايش را پيش روى كسى كه نشسته بود دراز نمىكرد؛ نديدم به يكى از دوستان يا خادمانش دشنام دهد؛ هرگز نديدم در خندهاش قهقهه بزند بلكه خنده او تبسم بود؛ چنان بود كه اگر تنها بود و غذا برايش مىآوردند، غلامان و خدمتگزاران و حتى دربان و نگهبان را بر سفره خويش مىنشانيد و با آنها غذا مىخورد؛ شبها كم مىخوابيد و بسيار روزه مىگرفت؛ سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمىداد و مىفرمود: اين سه روز برابر با روزه يك عمر است؛ بسيار صدقه پنهانى مىداد». ایشان از عابدترين مردم در زمان خود و بالاترين آنها در پارسايی و تقوی بود، تا جايي كه دشمنان آن حضرت هم بدان معترف بودند و نمیتوانستند آن را انكار كنند. اوضاع علمی زمان امام رضا علیهالسلام: در قرن دوم هـ.ق كه امام رضا علیهالسلام میزيستند، مراكز علمی رو به فزونی گذاشت. مدارس مختلف در همه علوم و به همه زبانها و ميان همه گروهها پا گرفت. مدارس از جويندگان دانش در سطوح مختلف علمی و دين پر شد. به خصوص در زمان هارون الرشيد و مأمون و در زمان امامت امام جعفرصادق علیهالسلام و امام موسي كاظم علیهالسلام و امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام. حضرت امام رضا علیهالسلام در زمان منصور به دنيا آمدند و در زمان خلافت مهدی، هادی، هارون الرشيد و مأمون زندگی كردند و اين زمانی بود كه فرهنگ و فكر اسلامی به خوبی پايه گرفته بود و در آن زمان مؤسسين مذاهب فقهی مختلفی نیز زندگی میكردند. مامون دانشمندان ديگر اديان را جمع مىكرد و آنگاه امام رضا علیهالسلام را نيز احضار مىكرد. آنان از امام پرسش مىكردند و آن حضرت يكى پس از ديگرى آنان را در مباحثات علمی شكست مىداد. امام علي بن موسي الرضا علیهالسلام پناه اهل فكر و معرفت بودند و با علماي فلسفه به مناظره و بحث میپرداختند و در حالی كه اهل فقه و شرع را هدايت و توجيه میكردند به محور آنها تبديل شده بودند. اوضاع سیاسی و ولایتعهدی: طول مدت امامت حضرت امام رضا علیهالسلام مقارن بود با ادامهی حکومت هارون الرشید، خلع شدن امین از سلطنت و خلافت مامون. مامون نخست پيشنهاد خلافت به امام علیهالسلام كرد ولى امام شديداً از پذيرفتن آن خوددارى نمود. سپس وليعهدى خويشتن را به ایشان پيشنهاد كرد. در اينجا نيز امام مىدانست كه منظور تامين هدفهاى شخصى مامون است، لذا دوباره امتناع ورزيد ولى اصرار و تهديدهاى مامون چندان اوج گرفت كه به تصريح يا كنايه امام را به قتل تهديد كرد ولى امام باز هم زير بار نرفت. تا سرانجام از هر سو زير فشار قرار گرفت؛ آنگاه با نهايت اكراه مقام وليعهدى را پذيرفت. امام رضا علیهالسلام مقام وليعهدی را پذيرفت مشروط بر اين كه در هيچ يك از امور حكومت دخالتی نكند و مسئوليتی به حضرتش محول نگردد و در شهر اقامت گزيند. امام رضا علیهالسلام وليعهدى مامون را پذيرفت اما به اين حقيقت پى برده بود كه در صورت امتناع، بهايى را كه بايد بپردازد تنها جان خودش نمىباشد، بلكه علويان و دوستدارانشان همه در معرض خطر واقع مىشوند. اگر بر امام جايز بود كه در آن شرايط، جان خويشتن را به خطر بيفكند ولى در مورد دوستداران و شيعيان خود و يا ساير علويان هرگز به خود حق نمىداد كه جان آنان را نيز به مخاطره دراندازد. علاوه بر اين نيل به مقام وليعهدى يك اعتراف ضمنى از سوى عباسیان به شمار مىرفت داير بر اين مطلب كه علويان نيز در حكومت سهم شايستهاى دارند. حدیث سلسلة الذهب: امام رضا علیهالسلام هنگام عزيمت به خراسان در مسير خود به نيشابور رسيد، جمعيت بسياری از آن حضرت استقبال كردند و از ایشان خواستند تا حديثی از آباء گرامش كه صاحبان انديشه توحيدی بودند، نقل كند. امام سایبان مرکب را كنار زدند، مردم در حال هجوم بودند و سر و صدا میكردند، امام از مردم خواست تا ساكت گردند آنگاه فرمود: «پدرم از پدرش تا اميرالمؤمنين علي عليهالسلام و او از پيامبر صلی الله عليه و آله و او از جبرئيل نقل كرد كه خداوند فرمود: كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ حِصْني فَمَنْ دَخَلَ حِصْني اَمِنَ مِنْ عَذابي؛ كلمه توحيد، حصار محكم من است. هر كس داخل آن گرديد، از عذاب من ايمن خواهد شد». امام بعد از اندكی تأمل به آنها فرمود: که از شروط آن پذیرش امامت من است.(2) اما به شرطهایی: «بشروطها و انا من شروطها» اين حديث به جهت مسلسل بودن آن از ائمه اطهار علیهمالسلام تا حضرت رسول صلی الله علیه و آله به سلسلة الذهب معروف شده است.(3) احادیثی از امام رضا علیهالسلام:
پی نوشت (1). دربارهی نام مادر امام رضا علیهالسلام گفته شده است كه: مادر آن حضرت كنيزى بود كه خيزران مرسى نام داشت. برخى نام وى را شقراء نوبيه، ذكر كردهاند كه اروى اسم او و شقراء لقب وى بوده است. همچنین آمده است که نام ایشان نجمه بوده و به وى امالبنين مىگفتند. منابع (1). دایرةالمعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، بهاءالدین خرمشاهی و کامران فانی، نشر سعید محبی، تهران، 1375. Children Pages
2709 مشاهده
|
اضافه کردن به هرWebsite