الكافى نوع نوشته:
نوشته های اعضای دانشنامه الکافی#معرفی کتاب کافی: كتاب «الكافي» يكى از مهم ترين و معتبرترين كتب حديثى شيعه و ماندگارترين اثر محمد بن یعقوب کلینی است. كلينى از جمله کسانی است که كليه علماي رجال، وي را با عبارات موکد توثيق نموده اند. نجاشی درباره اش مي نويسد: «أوثق الناس في الحديث و أثبتهم»، موثق ترين و ثابت ترين كسان در حدیث است. و همين جمله را علامه حلی و ابن داوود تكرار مي كنند. لذا کلینی به ثقه الاسلام معروف گرديد.(1) علامه بحرالعلوم در رجال خود پس از ذكر روايت نبوي (كه خداوند در رأس هر صد سال كسي را كه دين را از اندلس تجديد كند برمي انگيزد.) مي نويسد: ابن اثير(2) كليني را مجدد مذهب اماميه در رأس قرن سوم شمرده. آن گاه اضافه مي كند: سخن اين دانشمند كلام حقي است كه خداوند بر زبانش جاري ساخته. كسي که در كافي، به دقت، نظر و تأمل كند برايش روشني اين سخن آشكار مي گردد و مي داند كه وي مصداق اين حديث است. زيرا كافي كتاب مفيدي است كه در تمام كتب حديث نظير ندارد. هم از لحاظ كثرت احاديث و حسن ترتيب و هم به واسطه ضبط در نقل. به علاوه كه اين كتاب در زمان غيبت صغری امام و پيش نظر سفراء آن حضرت در بيست سال انجام شده.(3) ابن طاووس حلی می گوید: توثیق و امانت کلینی مورد اتفاق همگان است. ابن حجر عسقلانی می گوید: کلینی از رؤسا فضلاء شیعه است در ایام مقتدر عباسی. ملا محمد تقی مجلسی می گوید: حق این است که در میان علماء شیعه مانند کلینی نیامده است، و هر که در اخبار و ترتیب کتاب او دقت کند درمی یابد که او از جانب خداوند تبارک و تعالی مؤید بوده است. اهميت کافی: براى دريافت اهميت اين كتاب، ابتدا سخنانى از بزرگان حديث و پيشتازان اين ميدان را يادآور مى شويم و سپس به برخى از ويژگى هاى كتاب مى پردازيم. شیخ کلینی در پاسخ کسی که از او درخواست نوشتن کتاب جامعی نموده است، می گوید: «در کافی تمام آن چه متعلم در فنون علم دین، به آن نیاز دارد و قصد عمل به اخبار درست و سنن صحیح دارد، جمع شده است». شیخ حر عاملی این سخن کلینی را بیانی صریح در شهادت به صحت احادیث کافی ـ البته به اصطلاح قدما ـ می داند. (صحیح به اصطلاح قدما به معنی قطعیت صدور از معصوم با قرائن قطعی یا تواتر یا شهرت صحت اصول و منابع اصلی است.) «شيخ مفيد» كه از معاصران كلينى به شمار مى رود، درباره كتاب كافى مى نويسد: كتاب كافى از برترين كتاب هاى شيعه و پرفايده ترين آن هاست.(4) «شهيد اول»، محمد بن مكى، در اجازه خود به ابن خازن، ضمن شمردن كتب حديثى شيعه مى نويسد: همانند كتاب كافى، در حديث شيعه نوشته نشده است.(5) «شهيد ثانى» در اجازه خود به شيخ ابراهيم ميسى، کافی را به همراه سه كتاب: من لایحضره الفقیه، تهذیب الأحكام و الاستبصار، از پايه هاى ايمان و ستون هاى اسلام مى شمارد.(6) علامه «محمد تقى مجلسى» نيز ادعا مى كند: همانند كافى در ميان مسلمانان نگاشته نشده است.(7) و علامه «محمد باقر مجلسى» در كتاب مرآة العقول، شرح مبسوط وی بر كتاب كافى، مى نويسد: كتاب كافى از تمام كتب اصول، مضبوطتر و جامعتر است و بهترين و بزرگترين تأليف فره ناجيه (شيعه اماميه) است.(8) علامه «شيخ عبدالله مامقانى» مى نويسد: همانند كافى در اسلام نگاشته نشده و گفته مى شود. اين كتاب بر امام زمان عرضه شده و آن حضرت آن را پسنديده و فرموده است: «اين كتاب براى شيعيان ما كافى است».(9) و بالأخره كتاب شناس بزرگ، علامه «شيخ آقا بزرگ تهرانى» مى نويسد: «كافى برترينِ كتب اربعه است؛ مانند آن درباره روايات اهل بيت نگاشته نشده است».(10) آیت الله خویی در کتاب معجم رجال حدیث، از قول استادش مرحوم آیت الله نائینی، مناقشه در اسناد روایات کافی را حرفه و ترفند عاجزان و ناتوانان خوانده است.(11) آیت الله سید محسن حکیم در مستمسک عروة الوثقی، کافی را یکی از کتب اربعه می داند که محور عمل شیعه می باشد.(12) محقق کرکی می گوید: این کتاب از احادیث شرعی و اسرار دینی مقداری جمع آوری نموده که در کتاب دیگری یافت نمی شود. ملا محسن فیض کاشانی می گوید: کافی شریفترین و کاملترین و جامعترین کتاب است زیرا که در میان آن ها شامل اصول و خالی از عیب و فضول است. مولی محمد امین استرآبادی در کتاب فوائد المدینه می گوید: ما از اساتید و علمای خود شنیده ایم که در اسلام کتابی تالیف نشده که برابر یا نزدیک کتاب کافی است.(13) مزايا و ويژگى هاى کتاب کافی:
وجه تسميه ي كافي: با مطالعه مقدمه كافی روشن می شود كه مرحوم كلینی این كتاب را به تقاضای یكی از دوستان و مریدان خود كه احتمالا محمد بن احمد بن عبدالله بن قضاعه صفوانی یا محمد بن ابراهیم نعمانی بوده، نوشته است. او از شیخ كلینی درخواست می كند با نوشتن (كتاب جامع مذهبی خود گامی در جهت رفع نابسامانی های موجود بردارد. آن جا كه گويد: «وقلت انك تحب ان يكون عندك كتاب كاف يجمع فيه علم الدين»،(16) گفتي كه مايلي نزدت كتابي باشد كه با جامعيت در علوم دين، كافي باشد. بخش های کتاب کافی: اين كتاب از سه بخش جداگانه تشكيل شده است:
مؤلف گرانقدر در بخش اول كتاب، طىِ هشت فصل که خود آن ها را کتاب نامیده است. به تبيين اصول اعتقادى شيعه و برخى مطالب ديگر كه با مسائل اعتقادى ارتباط دارد، پرداخته است. وى هر عنوان را به ابواب مختلفى تقسيم كرده و در هر باب روايات متعددى را نقل كرده است. برخى از اين عنوان ها مانند باب الکفر والإیمان بيش از دويست باب دارند. البته تعداد ذكر شده در هر باب بسيار متغير است؛ گاه در يك باب، تنها يك روايت ذكر شده، در حالى كه در بعضى ابواب، ده ها روايت آمده است. عناوين اصلى اصول کافی: 1. کتاب العقل والجهل كه تنها يك باب دارد، مشتمل بر 36 روايت است. توصيه هاى امام کاظم علیه السلام به هشام، در اين كتاب آمده است. 2. کتاب فضل العلم داراى ابواب پرشمارى است كه مباحث برخى از آن ها عبارت اند از: «وجوب دانش پژوهى»، «آنان كه از راه دانش نان مى خورند»، «صفت علم»، «فضيلتِ دانش و دانشوران»، «نگارش و فضيلت آن»، «صفت عالم»، «تقليد»، «حق عالم»، «بدعت و رأى و قياس» «نهى از سخن بدون دانش»، «وجود همه نيازمندى هاى مردم در قرآن و سنت». 3. کتاب التوحيد نيز به موضوعاتى چون: «حدوث عالم و پديد آورنده آن»، «پايين ترين درجات شناخت خدا»، «نهى از سخن گفتن در كيفيت او»، «باطل كردن نظريه ديدن خدا»، «صفات ذات خدا»، «اراده و ديگر صفات فعل خدا»، «معانى اسماء الهى»، «مشيت و اراده»، «سعادت و شقاوت»، «جبر و قدر و امر بين الامرين» پرداخته شده است. 4. کتاب الحجة كه پس از ايمان و كفر، گسترده ترين بخش كتاب اصول كافى است، روايات زيادى در بيش از يكصد و سى باب، نقل شده كه به سرفصل های آن به صورت كلى اشاره مى شود:
5. کتاب الايمان والكفر، گسترده ترين بخش اصول كافى و مشتمل بر بيش از دويست باب است. مباحث اصلى اين كتاب عبارت اند از: «خلقت مؤمن و كافر»، «معنى اسلام و ايمان»، «صفات مؤمن و حقايق ايمان»، «اصول و فروع كفر»، «گناهان و آثار، درجات و انواع آن ها» و «انواع کفر». 6. کتاب الدعاء در دو بخش تنظيم شده است: قسم اول در بيان فضيلت دعا و آداب آن است. در این بخش، ابتدا به «آثار دعا»، «تغيير قضاى الهى به وسيله دعا»، «شفاى همه دردها» و استجابت آن پرداخته شده، سپس آداب دعا همانند: «تقدم در دعا»، «رو به قبله نشستن و ياد خدا در هنگام دعا»، «دعاى پنهان»، «اوقات مناسب دعا» و «اجتماع افراد در دعا» تبیین شده است. در بخش دوم، متن برخى ادعيه و اذكار كوتاه كه به صورت مطلق يا ويژه برخى از حالات است، گردآورى شده است. نظير: دعا هنگام بيدار شدن و خروج از منزل، به دنبال نمازها، هنگام بيمارى ها، و یا هنگام قرائت قرآن. 7. کتاب فضل القرآن در چهارده باب، فضيلت حاملان قرآن، و نیز فضيلت تعلم، حفظ، قرائت و ترتيل آن را تبيين كرده است. همچنین مقدار فضيلت خواندن قرآن در هر روز نيز در این کتاب معین شده است. 8. در آخرين عنوان از بخش «اصول» كافى، (کتاب العشرة)، لزوم معاشرت، معاشرت نيك، معاشران خوب و بد و نيز برخى از آداب و وظايف معاشرت و روابط اجتماعى نظير: سلام گفتن به يكديگر، احترام بزرگسالان، احترام كريمان، رعايت امانت در جلسات، حق همسايه، حق همسر، نامه نگارى و... بررسى شده است. عناوین اصلی فروع کافی: بخش دوم كتاب کافی كه «فروع الكافي» نام دارد دربردارنده روايات مربوط به مسائل فقهى است. در اين بخش عناوين زير وجود دارد: 1. كتاب الطهارة، 2. كتاب الحيض، 3. كتاب الجنائز، 4. كتاب الصلاة، 5. كتاب الزكاة والصدقه، 6. كتاب الصيام، 7. كتاب الحج، 8. كتاب الجهاد، 9. كتاب المعيشة، 10. كتاب النكاح، 11. كتاب العقيقه، 12. كتاب الطلاق، 13. كتاب العتق والتدبير والمكاتبه، 14. كتاب الصيد، 15. كتاب الذبائح، 16. كتاب الاطعمه، 17. كتاب الاشربة، 18. كتاب الزى والتجمل والمروة، 19. كتاب الدواجن، 20. كتاب الوصايا، 21. كتاب المواريث، 22. كتاب الحدود، 23. كتاب الديات، 24. كتاب الشهادات، 25. كتاب القضا والاحكام، 26. كتاب الايمان والنذور والكفارات. يادآورى مى شود، در فروع كافى برخى از عنوان ها كه معمولاً در كتب فقهى به صورت مستقل آورده مى شوند به مناسبت، ضمن عنوان هاى ياد شده آمدهاند. مثلاً اجاره، بيع، رهن، عاريه، وديعه، و امثال آن، در عنوان المعيشة، امر به معروف، در عنوان الجهاد و نيز زيارت نامه ها در عنوان الحج آمده است. فروع كافى بزرگترين بخش كتاب كافى به حساب مى آيد. روضه کافی: در سومين بخش از كتاب كافى كه به نام «روضه» شهرت دارد، روايات مربوط به موضوعات مختلف و متنوع، بدون هيچ ترتيب و نظم خاصى گردآورى شده است. براى نمونه، به برخى از موضوعات آن اشاره مى شود:
سلسله روایی: از طریق سلسله اسناد روایات کافی، فهرست نسبتاً مفصلی از مشایخ حدیث او به دست می آید که تعدادشان به بیش از سی نفر می رسد. این تعداد مشایخ به معنای انعکاس روایات قابل توجهی از هر یک در مجموعه کافی نیست؛ بلکه کلینی عمده قریب به اتفاق روایاتش را از هشت نفر زیر نقل کرده است:
تعداد روايات: تعداد روايات كتاب كافى را با رقم هاى مختلف گفته اند: يوسف بحرانى در لؤلؤة البحرين 16199، دكتر حسين على محفوظ در مقدمه كافى 15176، علامه مجلسى 16121 و برخى از معاصران مثل شيخ عبدالرسول الغفار 15503 حديث شمارش كردهاند.(17) البته اين اختلاف رقم ها ناشى از شيوه شمردن احاديث است. به اين معنى كه برخى روايتى را كه با دو سند ذكر شده است، دو روايت، و بعضى آن را يك روايت به حساب آوردهاند. گروهى روايات مرسله را نيز كه با عبارت «وفى رواية اخرى» آمده است يك حديث شمردهاند و برخى آن را در شمارش به حساب نياوردهاند. البته در موارد نادر هم مى تواند علت اختلاف، نبودنِ برخى روايات در برخى نسخه ها باشد.(18) همچنین ذکر شده که كافي به نقل عين الغزل از لؤلؤه البحرين، 16199 حديث است كه طبق اصطلاح متأخرين (كه حديث را به پنج قسم اصلي تقسيم كرده اند) بدين قرار مي باشد: صحيح: 1118،(19) موثق: 1118، قوي و حسن 322، ضعيف 9487. در روضات الجنات نيز همين تعداد را با اختلافي از لؤلؤه البحرين نقل مي كند.(20) پژوهش هاى انجام شده درباره كافى: كتاب كافى از دورههاى نخست، مورد توجه عالمان و حدیث پژوهان بوده، بنابراین كارهاى بسيارى درباره آن انجام شده است. شيخ آقا بزرگ تهرانى، در الذريعه، 27 شرح بر اصول، يا تمامى كتاب معرفى كرده؛(21) چنان كه ده حاشيه بر اين كتاب شمرده است.(22) همچنين برخى ديگر از نويسندگان، كارهاى بسيارى را پيرامون كافى ذكر كرده اند كه بیشتر آن ها تاکنون به چاپ نرسيده يا در دسترس نيستند.(23) از معروف ترین شرح ها و حاشیه های این كتاب می توان به مرآه العقول علامه مجلسی، شرح اصول كافی تالیف امیر اسماعیل خاتون آبادی، شرح اصول كافی از ملاصدرای شیرازی، شرح ملاخلیل قزوینی بر اصول كافی به زبان فارسی موسوم به صافی و شرح عربی همین دانشمند به نام شافی و الرواشح السماویه فی شرح الكافی تالیف سید محمد باقر محقق داماد اشاره كرد. گفتنی است، کنگره بین المللی بزرگداشت ثقة الاسلام کلینی، در حال حاضر، بخش قابل توجهی از آثار مربوط به کافی را که تاکنون منتشر نشده اند، در دست آماده سازی و انتشار دارد. در اين جا برخى از آثاری را كه پيرامون كتاب كافى منتشر شده، در چند بخش معرفى مى كنيم: الف). شرح و حاشيه 1. «التعليقة على كتاب الكافي»، محمد باقر حسينى مشهور به ميرداماد(م 1041 ق)، تحقيق: سيد مهدى رجايى (قم، مطبعة خيام، 1403ق)، 22 + 404 ص. اين تعليقه، تا كتاب الحجة از اصول كافى ادامه دارد و متن روايات نيز همراه تعليقه چاپ شده است. همچنين شارح، كتابى ديگر به نام «الرواشح السماوية» دارد كه در آن برخى قواعد علم حديث را نگاشته و مقدمه كافى را شرح كرده، و به عبارتی جلد اول اين تعليقه محسوب مى شود. 2. «شرح اُصول الكافي»، صدرالدين الشيرازى،(م 1050 ق)، (تهران، مكتبة محمودى 1391 ق) 492 ص. اين شرح تا پايان كتاب الحجة از اصول كافى ادامه دارد. در ضمن، اين شرح با تصحيح محمد خواجوى در 2 جلد، توسط مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى به چاپ رسيده است. همچنين خواجوى اين شرح را ترجمه نموده و در 2 جلد، همان انتشارات به چاپ رسانده است. 3. «جامع الاحادیث والأقوال»، نوشته شیخ قاسم بن محمدبن جواد بن الوندی متوفی بعد از سال 1100 هجری. 4. «الدر المنظوم من کلام المعصوم»، نوشته شیخ علی بن محمد بن حسن بن زین الدین شهید ثانی درگذشت 1104 هجری، تحقیق: محمد حسین درایتی (قم، دارالحدیث، 1385 ش) 717 صفحه (1 ج)، وزیری. 5. «شرح ملاصدرای شیرازی»، درگذشت 1050. 6. «مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول» نوشته علامه مجلسی، درگذشته به سال 1110 هجری. (تهران، دارالكتب الاسلامية، 1404ق / 1363 ش، دوم؛ 26 ج) 5. «الوافي» نوشته فیض کاشانی متوفای 1091 هجری. 6. حاشیه علامه مجلسی. 7. «حاشیه ابوالحسن شریف فتونی عاملی» متوفای 1138 هجری. 8. حاشیه سید میر ابوطالب بن میرزا بیک فندرسکی از افاضل اوائل قرن دوازدهم هجری. 9. حاشیه شیخ زین الدین ابوالحسن علی بن شیخ حسن صاحب معالم. 10. حاشیه شیخ محمد بن حسن بن زین الدین شهید ثانی معروف به شیخ محمد سبط عاملی درگذشت سال 1030 هجری. 11. «الحاشية على اُصول الكافي»، رفيعالدين محمد بن حيدر النائينى، تحقيق: محمد حسين درايتى (قم، دارالحديث، 1383ش) 672 ص، وزيرى. 12. «الحاشية على اُصول الكافي»، سيد بدرالدين بن أحمد الحسينى العاملي، تحقيق: على فاضلى (قم، دارالحديث، 1383ش) 352 ص، وزيرى. 13. «شرح الكافي، الاصول والروضة»، محمد صالح المازندرانى، التعليق: ميرزا ابوالحسن شعرانى (تهران، المكتبة الاسلامية، 1342) 12 ج. اين شرح، تنها اصول كافى و روضه را دربر دارد. 14. «الشافي في شرح الاصول الکافي»، 3 ج، عبدالحسین المظفر. (دوم: مطبعة الغری، نجف، 1389 ق - 1969 م) ب). ترجمه 1. «اصول کافی»، ترجمه و شرح: سید جواد مصطفوی (تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، 2 ج)؛ این ترجمه، همراه با متن احادیث است. ج). تلخيص 1. «گزيده كافى»، ترجمه و تحقيق: محمد باقر بهبودى (تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1363)، 6 جزء در سه مجلد. (ج 1: معارف و آداب؛ ج 2: طهارت، صلات؛ ج 3: زكات، روزه؛ ج 4: حج، معيشت؛ ج 5: ازدواج، آشاميدنى ها؛ ج 6: زيب و زينت، گل ها) د). معجم و راهنما 1. «المعجم المفهرس لالفاظ اصول الكافي»، الياس كلانترى. (تهران، انتشارات كعبه) ز). اسناد و رجال كافى 1. «تجريد اسانيد الكافى و تنقيحها»، حاج ميرزا مهدى صادقى. (قم، 1409 ق) 2. «الموسوعة الرجالية»، حسين طباطبايى بروجردى، 7 ج، تصحيح و تكميل: ميرزا حسن النورى. (مجمع البحوث الاسلامية، مشهد، 1413 ق /1992 م) جلد يك از اين مجموعه با عنوان: «ترتيب اسانيد كتاب الكافي»، در 567 صفحه و جلد چهارم آن با عنوان «رجالُ أسانيد او طبقات رجال الكافي»، در 468 صفحه، مربوط به كافى مى باشد. ه). درباره كافى 1. «دفاع عن الكافي»، ثامر هاشم حبيب العميدى (مركز الغدير للدراسات الاسلامية، 1415 ق /1995 م) 2 ج، 768 + 789 ص. 2. «الشيخ الكليني البغدادي و كتابه الكافي»، ثامر هاشم حبيب العميدي (مكتب الاعلام الاسلامى، قم، 1414 ق / 1372 ش)، 495 ص. در اين كتاب شرحى مفصل از زندگانى شخصى و علمى كلينى، تلاش هاى علمى پيرامون كافى و روش كلينى در فروع ارائه شده است. 3. «بین الكليني و خصومه، موقف محمد ابو زهرة من الکلینی»، عبدالرسول الغفار (دارالمحجة البيضاء، بيروت، 1415 ق / 1995 م)، 96 ص. در اين كتاب، ايرادهايى كه محمد ابو زهره از نويسندگان مصرى، بر كتاب كافى داشته، مورد تجزيه، نقد و تحليل قرار گرفته است. 4. «بحوث حول روايات الكافي»، امين ترمس العاملي (مؤسسة دارالهجرة، قم، 1415 ق)، 200 ص. 5. «دراسات في الكافي للكليني والصحيح للبخاري»، هاشم معروف الحسنى (1388 / 1968 م)، 365 ص. نویسنده در این کتاب، بحث هاى مقارن و مقايسه اى ميان كافى و صحيح بخارى انجام داده و موضوعاتى را از دو كتاب برگزيده و داورى كرده است. 6. «ثلاثيات الكليني و قرب الاسناد»، امين ترمس العاملي (مؤسسة دارالحديث الثقافية، قم 1417 ق / 1375 ش)، 445 ص. در اين اثر پس از مقدمه - كه شرحى است از زندگانى كلينى و اصطلاحات ثلاثيات - روايات كلينى كه با سه واسطه به معصوم مى رسد، گردآوری شده كه مجموع آن 135 روايت است. 7. «الكليني والكافي»، الدكتور عبدالرسول الغفار (مؤسسة النشر الاسلامى، قم، 1416 ق)، 589 ص. و). تحقیق بر این کتاب تحقیقات فراوانی نگاشته شده است مانند: 1. رموز التفاسیر الواقعة في الکافي والروضة نوشته مولی خلیل بن غازی قزوینی. مقايسه ي كافي با صحاح سته: شهيد در ذكري و نيز جمعي به تبع وي نوشته اند كه كافي بيش از صحاح سته ي اهل سنت حديث دارد. و حتي در الذريعه آمده: احاديث صحيح بخاري حدود هفت هزار است و بقيه ي صحاح سته (صحيح مسلم، سنن ترمذي، سنن ابوداوود، سنن ابن ماجه، سنن نساني) از نه هزار تجاوز نمي كند. بنابراين جمع احاديث شش صحيح مزبور شانزده هزار مي باشد كه كتاب كافي به تنهائي 199 حديث بيش از آن ها دارد. ولي اين سخن درست نيست، چه كافي را اگر با اسقاط مكررات به حساب آوريم خيلي كمتر از شانزده هزار حديث دارد. و با حساب مكررات گرچه به اين تعداد مي رسد ولي صحيح بخاري نيز به اين حساب 9082 حديث است.(24) چنان كه صحيح مسلم نيز شامل 7275 حديث مي باشد.(25) بنابراين احاديث بخاري و مسلم به تنهائي بالغ بر 17357 حديث مي گردد. و چهار كتاب ديگر اهل سنت نيز گرچه كوچكتر از بخاري و مسلم است، ولي مثلاً سنن ابن داوود 4800 حديث را شامل است.(26) و سنن ترمذي حدود پنج هزار حديث آمده. و سنن ابن ماجه 4341 حديث دارد و سنن نسائي از سن ابوداوود كمتر نيست. منتهي شماره ي احاديث كتب اربعه، مسلما بيش از صحاح سته است. زيرا مجموع احاديث كتب اربعه بالغ بر 44 هزار و اندي است.(27) در صورتي كه صحاح سته حدود 27 هزار حديث يا اندكي كم و بيش است. به هر حال اين مزيتي براي دين اسلام است كه دستورات و احكام آن كه از حضرت رسول اكرم توسط رجال موثق اهل سنت و يا به وسيله ي خاندان نبوت. (كه شيعه افتخار پيروي آنان را دارد.) آيا روضه، جزء «الکافي» است؟ بعضى، بخش روضه را از آثار کلینی نمی دانند بلکه آن را به «ابن ادریس»، صاحب سرائر نسبت می دهند؛ بنابراین، روضه را جزء کتاب کافی به حساب نمی آورند. در مقابل اشخاص زیادی این بخش را جزء كافى و از آنِ كلينى دانستهاند. برای پیگیری اين بحث، می توان به كتاب الكليني و الكافي، صفحه 408 تا 415 و نيز كتاب الكليني و كتابه الكافي، صفحه 132 تا 140 مراجعه کرد. ملا خليل قزويني در آغاز شرح فارسي خود بر كافي (كه موسوم است به الصافي) در انتساب روضه به كليني تشكيك مي كند. چه احاديث روضه از لحاظ محكمي و اتقان در نقل، به مانند دو بخش ديگر كافي (اصول و فروع) نيست. ولي حاجي نوري در خاتمه ي مستدرك سخن وي را رد مي كند. بهترين دليلي كه روضه از آن كليني است سخن نجاشي و شيخ طوسی و ابن شهر آشوب است كه روضه را در شمار كتب كافي و از آن كليني دانسته اند.(28) و ديگر وجود روضه است در نسخه هاي كافي موجود است. آري چنان كه اشاره شد روايات روضه از لحاظ محكمي متن و سند همسان فروع نيست. و اين از آن جهت است كه اهتمامي را كه دانشمندان در صحت و ثاقت سند احاديث احكام داشته و دارند در احاديث فضائل و خطب كه بيشتر جنبه ي وعظ و ارشاد دارد، ندارند. زيرا طبق قاعده ي (تسامح در ادله ي سنن) كه فقها از احاديث (من بلغ).(29) استفاده كرده اند، در نقل رواياتي كه متضمن حكم استحبابي و كراهي يا درباره ي فضائل و مناقب و نيز مواعظ و حكم است، تسامح رواست. پی نوشت (1). علم الحديث، ص 76. منابع (1). کافی، محمد مهدی خوش قلب،بر گرفته از «حیاة الشیخ محمد بن کلینی»، دکتر ثامر عمیدی؛ «فرهنگ کتب حدیثی شیعه»، سید محمود مدنی بجستانی؛ «آشنایی با متون حدیث و نهج البلاغه»، مهدی مهریزی از وب گاه کنگره بین المللی بزرگداشت ثقة الاسلام کلینی پيوندها 1357 مشاهده
|
اضافه کردن به هرWebsite