عمره جعرانه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو


این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


منبع: خاتم پيامبران صلى الله عليه و آله و سلم، ج 3، ص 383 تا 385

نویسنده: حسين صابرى

رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامى كه مكه را فتح كرد با احرام عمره وارد اين شهر نشد، بلكه به عنوان فتح اين شهر و البته بى آن كه قصد جنگ داشته باشد به قصد پيوند و ارتباط با آن مردم و تجديد دوستى و اعلام برادرى - پس از يك دوره جدايى - به اين شهر رفت و با آنان دوستى و مهربانى ورزيد، زيرا دوستى و مهربانى دل‌هاى گريزان را جذب مى كند و انديشه هاى پشت كرده را به دامان خويش فرامى خواند. البته هر چند رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از فتح، طواف به جا آورد اما آن طواف، طواف مناسك عمره و گرامي‌داشت كعبه نبود.

هنگامى كه فتح مكه پايان يافت آن حضرت به كار خاندان جذيمه و خشنود كردن آن مردم و مداواى زخم‌هايى كه خالد بن وليد بر دل آنان نهاده بود مشغول شد و پس از آن نيز هنگامى كه هوازن در انديشه هجومى عليه سپاه آن حضرت برآمد مقابله با آنان ضرورت يافت و آن رويارويى تلخ ولى با نتايج درخشنده (يعنى نبرد حنين و اوطاس ) رخ داد و در پى آن نيز رسول خدا صلی الله علیه و آله در تعقيب گريختگان اين خاندان و مقابله با ثقيف قصد طايف كرد (و بدين ترتيب در تمام اين مدت براى انجام عمره توفيق نيافت).

هنگامى كه پيامبر در آستانه ماه‌هاى حرام قرار گرفت و هنگامى كه ماه ذى القعده فرارسيد، به جعرانه بازگشت و از آنجا كه يكى از ميقات‌هاى حج است. احرام عمره بست و به قصد زيارت عمره وارد مكه شد.

اين عمره در ماه ذى القعده صورت گرفت و پس از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوى مدينه بازگشت و شش روز مانده به پايان اين ماه به مدينه رسيد. آن حضرت در اين سال يعنى سال هشتم هجرت نه خود حج به جاى آورد و نه كسى را براى انجام حج به نيابت گماشت، (بلكه به همان عمره بسنده كرد و) البته آيين حج را بر همان وضعيتى كه اعراب تاكنون به جاى مى آوردند باقى گذاشت. ناگفته نماند كه عتاب بن اسيد كه در مكه مانده بود، حج مسلمانانى را كه خواستار حج بودند و در مكه ماندند رهبرى كرد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامى كه قصد بازگشت به مدينه را داشت عتاب بن اسيد را به عنوان امير مكه منصوب كرد. او كه - بنابر آنچه در شرح المواهب الدينيه آمده است - در اين زمان بيست سال داشت. از نيتى خالصانه و از كردارى پربركت و نيز از قناعت به آنچه در دست داشت، بهره مند بود و آزمندى و طمع در او نبود و به اندكى سير مى شد. پيامبر صلی الله علیه و آله هنگام ترك او در مكه براى او به ازاى هر روز يك درهم حقوق تعيين فرمود و او نيز بى آن كه خواهان افزايش آن شود. به همين مقدار بسنده كرد و در دعوت مردم به قناعت نيز مى گفت: «اى مردم، آيا خداوند شكم كسى را كه به يك درهم بسنده كرده، گرسنه نگه داشته است؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله براى هر روز من يك درهم روزى مشخص كرده و بنابراين مرا نيازى نيست».

لازم به يادآورى است كه پيامبر صلی الله علیه و آله هنگام بازگشت به مدينه، معاذ بن جبل حافظ قرآن و راوى سنت را در كنار عتاب بن اسيد در مكه باقى گذاشت تا اسلام را به مردم بياموزد و آنان را در دين آگاه سازد و قرآن را به انديشه هاى آنان بسپارد، زيرا آنان به چنين چيزى نياز داشتند. چون نه مانند مردم مدينه مدت زمانى را در سايه قرآن زيسته بودند بلكه هر چند سخنوران و اديبان آن قوم از منزلت و جايگاه قرآن آگاهى داشتند و مى دانستند قرآن برتر است و برترى بر آن امكان ندارد اما مدتى را در مخالفت و دشمنى با آن سپرى كرده بودند و هنوز دير زمانى از جاهليت آنان نمى گذشت.

رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از انجام عمره ديگر بار به جعرانه بازگشت و در آنجا اندكى توقف كرد به تقسيم غنايم پرداخت و آن‌گاه از آنجا به مقصد مدينه حركت كرد و شش شب مانده به پايان ماه شوال به مدينه رسيد.

در اين غزوه رسول اكرم صلی الله علیه و آله طايف را به همان شرك خود واگذاشت، هر چند آن شهر على‌رغم سبكسرى جاهلانه كم‌كم به اسلام تمايل مى يافت و در اين ميان گاه به گاه مالك بن عوف كه رسول خدا صلی الله علیه و آله توانسته بود او را به خود نزديك سازد و وى اسلام آورده و به اسلام پايبندى خوبى نشان داده بود. متعرض آن ديار مى شد و آنان را از اين ناحيه تحت فشار قرار مى داد و اندك اندك ثقيف و مردم طايف نرم شدند و تا آنجا پيش رفتند كه به اعزام هيأتى به مدينه اقدام كردند.