سردار کابلی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

حیدر قلی خان قزلباش یا سردار کابلی عالم دینى، فیلسوف، فقیه اصولى، محدث، متكلم، رجالى، مورخ و ریاضیدان قرن چهاردهم قمرى بود. اصل او از ایران و از قزلباشان است اما او در کابل به دنیا آمد.

ولادت[ویرایش]

علامه حیدرقلی فرزند سردار نور محمدخان (از سرداران عالیرتبه ارتش افغانستان) در هیجدهم محرم 1293 ق. مطابق با 25 بهمن ماه 1254 ه. ش در محله «چنداول» كابل[۱]، به دنیا آمد. او از خاندان های معروف طایفه قزلباش های افغانستان بوده است و این قزلباش ها گویا از اعقاب کسانی باشند که همراه قشون نادرشاه به افغانستان رفتند و در آنجا مقیم شدند. و اعقاب همگی آنها همچون اسلافشان شیعه بودند. [۲]

سردار کابلی پس از مرگ پدرش (در سن 31 سالگی او)، لقب پدر را به ارث برد و سردار کابلی نام گرفت.[۳]

دوران تحصیل[ویرایش]

حیدرقلی كودك چهار ساله بود كه استعمار انگلیس سایه سیاه خود را بر اكثر كشورهای شرقی و غربی گسترده بود. در همین راستا دولتمردان انگلیس یكی از مهره‎های خطرناك و وابسته به استكبار جهانی را به نام «امیر عبدالرحمن خان» در افغانستان به قدرت رساندند. «امیر عبدالرحمن خان» از همان ابتدای حکومت شروع به مخالفت و نابودی مذهب جعفری و كشتار دسته جمعی شیعیان نمود و نور محمدخان را كه از سرداران عالی رتبه ارتش محسوب می‎شد همراه با خانواده‎اش به یكی از ایالات مستعمره بریتانیا (هند شهر تاریخی لاهور) تبعید نمود.

خانواده سردار مدت هفت سال (1297 - 1304 ق) در لاهور مهاجر بودند. سردار کابلی از سن پنج سالگی در لاهور به تحصیل اشتغال جست و علاوه از آنچه در مدرسه می آموخت از معلم سر خانه نیز استفاده می کرد. معلم او شخصی بود به نام سید سلامتعلی که سردار کاربلی در نزد او انگلیسی و ریاضی را می آموخت. او در همین شهر به سبب اختلاط با مردم هندی را نیز فراگرفت.[۴] در 1304 ق پدرش خانواده و خدمتکاران و اطرافیان خود را به عراق برد و در كاظمین ساكن كرد.[۵] در عراق سردار کابلی همچنان به تحصیلات کلاسیک خود ادامه داد و در ضمن آن در نزد همان معلم وى در ریاضیات و انگلیسى که به همراه آنان مهاجرت كرده بود تحصیل نموده آنها را تکمیل نمود. همچنین در نزد یکی مدرسین عالیمقام آن روز به نام شیخ علی اصغر تبریزی که سردار خود از او با تجلیل نام می برده و او را ادیبی فقه و متکلمی عارف معرفی می نموده است ادبیات و فقه و اصول و کلام را فراگرفت.[۶]

در این ایام او به واسطه رفت و آمد پدرش در عتبات و دیدار او با عالمان عراق با محدث نوری و سید حسن صدر آشنا می گردد و از ارشادات و تشویق های آنها در مطالعات خود بهره مند می گردد. به عنوان نمونه با توصیه مرحوم صدر الفیه ابن مالک و تجرید الکلام خواجه طوسی را حفظ می نماید.[۷]

اقامت در کرمانشاه[ویرایش]

پدر سردار کابلی در تابستان ها به جهت گرمی هوای عراق به ناحیه غربی ایران می آمد و فصل تابستان را در آنجا می گذراند. در نتیجه این مسافرت ها کم کم با سرشناسان و علمای کرمانشاه آشنا گردید و آنان او را تشویق کردند که به ایران بیاید و در کرمانشاه سکونت گزیند. سردار نور محمد خان این پیشنهاد را پذیرفت و در 1310 ق به کرمانشاه آمده و در آنجا اقامت نمود. و املاکی را نیز جهت زراعت وادراه امور خود و اطرافیان در انجا خریداری نمود[۸] که پس از وفات او مدتی در دست علامه حیدرقلی کابلی بود که البته بعدها گماشته علامه بر املاک، در امانت خیانت نموده آنها را غصب نمود.

سردار کابلی نیز در خدمت پدر عازم ایران شد. در هنگام ساکن شدن در کرمانشاه گر چه از عمر سردار کابلی 17 سال بیشتر نمی گذشت اما چون از تربیت کامل و تحصیلات مرتبط برخوردار شده بود جوانی فاضل و آراسته به کمالات نفسانی شناخته می شد. او در کرمانشاه نیز همچنان شبانه روز به آموختن انواع علوم و فنون مشغول بود. وعلاوه از استفاده از عالمان آن دیار از عالمانی که از راه کرمانشاه به عراق می رفتند یا از آنجا باز می گشتند و مدتی را در کرمانشاه می ماندند استفاده می نمود. و آنان را به منزل دعوت می کرد و گاهی چند ماه با وسائل رفاه و آسایشی که در اختیار داشت از آنان در انجا پذیرایی می نمود و از خوان فضل و کمال آنها بهره می برد.

از جمله این افراد شیخ عبدالرحمان شافعى مكى بود که در حین عبور از عراق با سید حسن صدر دیدار نمودو به توصیه او در کرمانشاه به منزل سردار وارد شد. سردار نزد این شخص علومی از قبیل اوفاق و اعداد و رمل و جفر و غیرها (علوم غریبه) را فرا گرفت. همچنین از او که تبحر تامی در ادبیات عرب داشت با مبنا قرار دادن دیوان متنبی فنون مختلف معانی و بیان و قواعد ادبی را بخوبی آموخت. [۹]

سردار کابلی در مدت اقامت در کرمانشاه همچنین چندین بار به عراق و داخل ایران و یکبار هم به هندوستان سفر نمود و در هر یک از شهرهای نجف، بغداد، کاظمین، کربلا، تهران، مشهد و بمبئی مدتی اقامت کرد و از عالمان این شهرها کسب علم نمود. [۱۰]


مشایخ اجازه[ویرایش]

حكیم وارسته علامه سردار كابلی پس از كسب مدارج علمی و رسیدن به درجه اجتهاد و فتوا موفق شد از رجال نامی و استوانه‎های بزرگ حوزه همچون:

  1. آیت الله سید حسن صدر
  2. آیت الله میرزا محمدعلی دشتی
  3. آیت الله حاج سید عباس لاری
  4. آیت الله حاج شیخ عباس قمی
  5. آیت الله سید یحیی خراسانی
  6. آیت الله شیخ آقا بزرگ تهرانی

مفتخر به دریافت «اجازه» و نقل روایات گردد.

آشنایی با زبانهای خارجی[ویرایش]

سردار همراه با فراگیری علوم معقول (فلسفه، حكمت و هیئت) و منقول (فقه و اصول) به زبانهای عربی، انگلیسی، عبری و اردو آشنایی كامل پیدا كرد و با لهجه مخصوص هر زبان قادر به تكلم و محاوره بود و برخی از تألیفات خود را به نگارش درآورد و بعضی از كتب خارجی را ترجمه نمود. وی تحقیقاتی درباره زبان عبری به عمل آورد و برخی از نظرات دانشمند مسیحی عراق (اب انستاس ...) درباره «فقه اللغه» را رد كرد. و نیز كتاب «انجیل برنابا» را از عربی به فارسی درآورده، و با نسخه انگلیسی آن تطبیق داد. وی سروده‎هایی نیز به زبان اردو و انگلیسی دارد.

تألیفات سردار کابلی[ویرایش]

آثار ارزشمندی در زمینه‎های مختلف از وی به یادگار مانده است كه بیشتر آنها به صورت پراكنده در كتابخانه‎های عمومی و شخصی در ایران وجود دارد از مجموع 32 جلد تألیفات وی به تعدادی اشاره می‎گردد:

  1. كتاب اربعین (این كتاب حاوی چهل حدیث در فضایل امام علی علیه السلام از طرق اهل سنت می‎باشد.)
  2. نظم باب حادی عشر
  3. شرح دعای صباح
  4. رساله در معرفت (جوّ)
  5. ترجمه انجیل برنابا [۱۱]
  6. «تبصره الحر فى تحقیق الكر» در بیان انطباق تحقیقى بین وزن و مساحت و حجم
  7. «تحفه الاحباب» در بیان آیات قرآن
  8. «تحفه الاجله» در شناخت قبله كه براى فهم كتاب به دانش جبر و مثلثات و هیئت و جغرافى نیاز است
  9. «العلم الشاخص فى اسرار ظل الشاخص» در اعمال فلكى
  10. كتابى در «المساحه» ترجمه از انگلیسى
  11. «غایه التعدیل فى معرفه حقیقه الاوزان والمكاییل»
  12. «كشف القناع فى تحقیق المیل والذراع»
  13. «مناهج الوفاق»، در اعداد
  14. شرح حدیث امیرالمومنین علیه السلام در بیان قطر و محیط خورشید و ماه و اختلاف افق خورشید
  15. «دیوان ابوطالب علیه السلام» و شرح «لامیه‌ ى» آن
  16. شرح «تهذیب المنطق»
  17. شرح «خطبه‌ى حضرت زینب سلام الله علیها»
  18. «مصباح القواعد»، در قواعد علوم ریاضى
  19. «الدرر النثیره»، شبیه به «كشكول» در سه مجلد.[۱۲]
  20. حواشی بر مفتاح الحساب غیاث الدین جمشید کاشانی[۱۳]

اثبات درستی قبله مسجد مدینه توسط سردار كابلی[ویرایش]

علامه مجلسی محدث بزرگ شیعه معتقد بود كه محراب قبله مسجد مدینه از سوی سلاطین جور از جایگاه اصلی خود منحرف گردیده است. با اینكه سردار كابلی اكثر محرابهای موجود زمان خود را منحرف، از قبله می‎دانست و خود با اندك انحراف از محراب مساجد نماز می‎گزارد، با نبوغی كه در هیئت و حكمت داشت توانست با فرمولهای پیچیده ریاضی مسأله «انحراف قبله مسجد مدینه» را رد و حكیمانه مدعای خویش را اثبات نماید. وی معتقد است كه محراب مسجد مدینه صد در صد درست و طبق موازین ریاضی و هیئت است و حتی انحراف نداشتن قبله مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله را از معجزات بارز مكتب اسلام دانسته و دلایلی در این باره اقامه نموده است.[۱۴]

خط سردار کابلی[ویرایش]

او علاوه بر فضایل و مناقبی كه داشت هنرمند خوبی بود و در خط نستعلیق و شكسته قلمی توانا و نقش آفرین داشت. نمونه این دو خط را می‎توان از حواشی سردار بر كتاب «شهاب» تألیف قاضی ابو عبدالله خضاعی و در «غایه التعدیل» مشاهده نمود كه هر دو كتاب به طریق افست چاپ گردیده است.

سردار كابلی در آیینه اخلاق[ویرایش]

سردار كابلی نه فریفته دنیا شد و نه مغرور دانش خود او از ‎آغاز تا آخر عمر، طلبه به معنای واقعی كلمه بود و نه به فكر جاه و مقام افتاد و نه به یاد لشكر و حشم. از تمام وجود او عزت و شرف می‎بارید.

به غنای عجیبی دست یافته بود. در چهره‎اش آثار كبر و نخوت دیده نمی‎شد انسانی بود قانع، صبور، خوشرو و خوش لهجه. وقتی راه می‎رفت زمین را می‎نگریست و وقتی می‎نشست در حال فكر كردن بود. وقتی به كسی می‎رسید با تبسم احوالپرسی می‎كرد و اگر سخن از علم و فضل او به میان می‎آمد می‎گفت: «من ذره‎ای بیش نیستم.» و...

او ظاهری ساده و بی‎آلایش داشت. لباس ساده می‎پوشید، ساده سخن می‎گفت و غذای ساده می‎خورد مهربان بود و با مردم صمیمانه می‎نشست و صادقانه برخورد می‎كرد. از تمام وجودش اخلاص و صفا نمایان بود.

ادب و تواضع آن مرد كریم، دوستان و آشنایانش را به شگفتی وا می‎داشت. بزرگانی كه به كرمانشاه وارد می‎شدند و اشتیاق به ملاقات با او را داشتند، او از باب احترام و ادب ابتدا به دیدن آنها می‎رفت تا آمدن آنها به منزل او جنبه بازدید داشته باشد. وی این احترام را نسبت به هر شخصی مراعات می‎كرد بدون آنكه ملاحظه‎ای به مقام و مرام و مسلك طرف داشته باشد.

مهجور ماندن سردار کابلی در کرمانشاه[ویرایش]

آقای کیوان سمیعی که چند سالی به تنهائی از محضر ایشان در کرمانشاه بهره می جستند در مقاله ای که در معرفی ایشان دارند می نویسند:

سردار کابلی مجلس درسی نداشت و جز چهار، پنج نفر کسی به عنوان درس از ایشان استفاده نکرد و علت این امر ان بود که تدریس کتب مقدماتی شان ایشان نبود و هیچکس از چنان دانشمند کم نظیری چنین درخواستی نمینمود در کرمانشاه هم که فاقد حوزه علمی بود کسی وجود نداشت که دارای تحصیلات عالیه باشد و بخواهد از وجود ایشان استفاده کند.

چنین اشخاصی اگر گاهگاه در کرمانشاه یافت میشدند نزد علماء دیگر آنجا به تحصیل مشغول می گردیدند تا هم استفاده علمی برند و هم از وجوه شرعیه ای که به انان داده می شد منتفع گردند. سردار کابلی متصدی اخذ وجوه شرعیه نبود و اساسا جز عنوان عالم بودن در هیچیک از عناوین دیگر اشتراکی با علماء دینی نداشت

ایشان همچنین در بخش دیگری از این مقاله مطلبی را می نویسند که از آن می توان به علت مهاجرت ننمودن ایشان از کرمانشاه - با آنکه در آنجا در مهجوریت بسر می بردند- پی برد:

پس از سال 1322 شمسی که من مقیم تهران شده بودم نظر به اینکه دوری از حضور ایشان برایم سخت ناگوار بود و به علاوه بر رنج ایشان از تنهائی وقوف داشتم به وسیله نامه ای درخواست کردم به تهران تشریف بیاورند و مقیم شوند در پاسخ مرقوم فرمودند: «در این مراسله اخیر اشاره فرموده بودید که شاید بطهران منتقل شوم مدتهاست که فقیر باین معنی متمایل بوده و هستم ولی چون در این چند سال اخیر بواسطه شدت گرانی قدری آلودگی پیدا کرده ام و هم وسائل اقامت در آنجا و از ان طرف حمل و نقل کتابخانه خیلی دشوار بلکه برای فقیر متعذر است اقدامی نکرده ام و الا خودتان می دانید که در کرمانشاه نه علاقه روحی و نه علاقه ملکی دارم که مایل باقامت در کرمانشاه باشم»[۱۵]

وفات سردار کابلی[ویرایش]

حیدرقلی خان قزلباش در سحرگاه جمادی الاول 1372 ق در سن 79 سالگی رحلت نمود و پس از مراسم تشییع و عزاداری در کرمانشاه، تابوت سردار را طبق وصیت خودش به نجف اشرف انتقال دادند. پیكر مطهر او در چهارم جمادی الاول 1372 ق. در میان اشك و آه طلاب و رجال بزرگ حوزه نجف تشییع و در قبرستان وادی السلام در جوار مرقد مطهر «بوتراب» امام علی علیه السلام به خاك سپرده شد.

سخن علامه حسن زاده آملی درباره سردار کابلی[ویرایش]

علامه حسن زاده آملی که خود ریاضیدان متبحر عصر ماست و کتابها و رساله های متعددی در هیئت و ریاضیات دارد. در مورد ایشان می نویسند:

روحانى بزرگ حيدرقلى بن نورمحمد معروف به سردار كابلى‏، از مفاخر و ذخائر علمى عصر ما بوده است، و محاسن و محامد وى بسيار است، در رياضيات عاليه عالمى متضلع، و در هيات و نجوم كاملى متبحر بود، و در استخراج از زيجات خريت در صناعت بود. زيج بهادرى محلى به حواشى و تعليقات استادانه ماهرانه به دست خط مباركش در تصرف راقم است كه بر حدت فهم و تبحر او، و كثرت تمرن و تدرب او در فن، برهان قاطع است رساله بسيار گرانقدر و ارزشمند تحفة الاجلة فى معرفة القبله به عربى و فارسى يكى از آثار وجودى او است كه بر علو مقام علمى او ح‏جتى بالغ است.
نگارنده احدى از علماى عصر خود را در تسلط و احاطه به علم فلك و رياضيات عاليه به پايه استادش جناب علامه ذوالفنون حاج ميرزا ابوالحسن شعرانى، و جناب سردار كابلى، نمى شناسد، رضوان الله عليهما.[۱۶]

پانویس[ویرایش]

  1. كابل حدود دویست سال پیش از این پایتخت بوده، این شهر قرار گرفته است چندان مركز شیعیان در غرب كابل واقع شده است. در ارتفاع 1800 متری از سطح دریا و در بستر جنوبی آبراه كابل پنج شیر قرار دارد. در میان كوههای پست و تپه مانند كه حصار كابل را به وجود می‎آورند.
  2. سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، مرداد 1347 - شماره 56
  3. سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، شماره ۵۸
  4. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور 1347، شماره 57
  5. مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.
  6. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور 1347، شماره 57
  7. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور 1347، شماره 57
  8. غلامرضا کیوان سمیعی، سردار کابلی، مجله وحید، تیر 1347، شماره 55
  9. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور 1347، شماره 57
  10. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، مهر 1347، شماره 58
  11. مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.
  12. انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج3، ص218.
  13. حواشی بر مفتاح الحساب غیاث الدین جمشید کاشانی، پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران، بازیابی:25 اسفند 1395
  14. می‎توانید به كتاب «قبله شناسی» سردار كابلی یا زندگانی سردار كابلی، تألیف مرحوم كیوان سمیعی مراجعه كنید.
  15. سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، آبان 1347، شماره ۵9
  16. تعيين خط زوال، حسن حسن زاده آملی، ص 105

منابع[ویرایش]

  • مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.
  • انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج3، ص218.(در دسترس در راسخون، بازیابی: 25 اسفند 1392.)
  • سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، سلسله مقالات(شماره های خرداد تا دی 1347 / از شماره 54 تا 61)، در دسترس در نور مگز، بازیابی: 24 اسفند 1395
  • تعيين خط زوال، حسن حسن زاده آملی