حمید

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


حميد از حمد (ستايش) و از اسماى حسناى الهى به معناى حامد بُود، ستاينده خود و ستاينده مؤمنان و به معنى محمود بود. ستوده، ستودن خود مر خود را و سُتودن مؤمنان او را،[۱] به معناى كسى كه ستايش براى او ثابت شده است.[۲]

و اطلاق آن به معناى فاعلى (حامد) و مفعولى (محمود) بر خداوند جايز است.[۳]

اين اسم و صفت الهى در آيات ذيل مطرح شده است:

شماره نام سوره آیات
1 سوره بقره(2) آیه 267.
2 سوره نساء(4) آیه 131.
3 سوره هود(11) آیه 73.
4 سوره ابراهیم(14) آیات 1 و 8.
5 سوره حج(22) آیات 24 و 64.
6 سوره لقمان(31) آیات 12 و 26.
7 سوره سبا(34) آیه 6.
8 سوره فاطر(35) آیه 15.
9 سوره فصلت(41) آیه 42.
10 سوره شوری(42) آیه 28.
11 سوره حدید(57) آیه 24.
12 سوره ممتحنه(60) آیه 6.
13 سوره تغابن(64) آیه 6.
14 سوره بروج(85) آیه 8.

پانویس

  1. رَوح الارواح فى شرح اسماء الملك الفتّاح، ص 467.
  2. التحقيق، ج 1 ـ 2، ص 281، «حمد».
  3. مفردات، ص 256، «حمد».


منابع

فرهنگ قرآن، جلد 12، صفحه 187.

اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.