حضرت آدم علیه السلام

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از حضرت آدم)
پرش به: ناوبری، جستجو

حضرت آدم علیه‌السلام نخستين پيامبر الهى و پدر بشر است. که مطابق با قرآن خداوند، او را از خاک بيافريد و اسماء را به او تعلیم نمود و آنگاه به فرشتگان دستور داد که بر آدم سجده کنند. ماجرای هبوط آدم و همسرش از بهشت نیز مورد دیگری است که قرآن بدان اشاره نموده است.

وجه تسميه آدم[ویرایش]

«آدم» يعنى خاك قرمز؛ وى از مواد أرضى آفريده شد و جاندار گرديد «أداما» لفظى است عبرى و به معنى گرد و خاك و يا زمين قابل زراعت مى‌ باشد و مبداء اشتقاق اسم آدم از آن است. [۱]

در حدیثی از امام علی علیه السلام در پاسخ به پرسش از علت نامگذاري آدم و حوا آمده است: «إنّما سُمّيَ آدَمُ آدَمَ لأنّهُ خُلِقَ مِن أديمِ الأرضِ».[۲] آدم را آدم ناميده‌ اند، چون از اَديم(پوسته) زمين آفريده شد.

حضرت آدم علیه‌السلام در قرآن[ویرایش]

نام آن حضرت 25 بار در آيات قرآن کریم در سوره‌های بقره، آل عمران، مائده، اعراف، اسراء، کهف، مریم، طه، یس آمده است.

موضوعات مربوط به آدم در قرآن از این قرارند:

آدم خلیفه خدا در زمین[ویرایش]

این موضوع در آیات 30 تا 33 سوره بقره بیان گردیده است: «و آن زمان كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من مى‌ خواهم در روى زمين جانشين و حاكمى قرار دهم. فرشتگان گفتند: اگر هدف تو از آفرينش انسان عبادت است كه ما تو را تسبيح گفته و حمد تو را به جا مى‌ آوريم. پس چرا مى‌ خواهى كسى را در زمين قرار دهى كه به فساد و خونريزى دست زده و زمين را تباه نمايد؟ خداوند فرمود: من از آفرينش انسان، حقايقى را مى‌ دانم كه شما از آن بى‌ خبريد».

پس از آن خداوند، آدم را بيافريد و علم اسماء يعنى علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات را همگى به او آموخت و آنگاه آن اسامى را به فرشتگان عرضه كرد و فرمود اگر راست مى‌ گوئيد اسامى اين‌ها را برشماريد. فرشتگان عرض كردند: خداوندا منزهى تو، ما چيزى جز آن چه تو به ما تعليم داده‌ اى، نمى‌ دانيم زيرا تنها تو دانا و حكيمى. خداوند، آدم را مخاطب قرار داد و فرمود: اى آدم، فرشتگان را از اين اسامى و اسرار اين موجودات آگاه كن و هنگامى كه آدم آنان را آگاه نمود. خداوند به فرشتگان فرمود: آيا نگفتم من غيب آسمان‌ها و زمين را و آنچه را كه شما پنهان و يا آشكار سازيد مى‌ دانم؟

عصیان ابلیس از فرمان سجده بر آدم[ویرایش]

این موضوع اولین بار در آیه 34 سوره بقره بیان گردیده است: «آنگاه به فرشتگان گفتيم: همه در برابر آدم سجده و خضوع كنيد و او را تكريم نمائيد. همه آن‌ها سجده كردند جز ابليس كه به خاطر اين نافرمانى كافر شد». (سوره بقره، آيه 34)

آنگاه با بیان‌های دیگری در سوره اعراف آیات 11 و 12، سوره اسراء آیات 61 و 62، سوره كهف آیه 50، سوره طه آیه 116 و سوره ص آیات 71 تا 74 آمده است.

آفرینش آدم[ویرایش]

این موضوع در آیه 59 سوره آل عمران چنین بیان گردیده است: «قطعاً داستان عيسى نزد خدا (از نظر چگونگى آفرينش ) مانند داستان آدم است، كه (پيكر) او را از خاك آفريد، سپس به او فرمود: (موجود زنده) باش پس بى درنگ (موجود زنده) شد».

و در آیه 26 سوره حجر آمده است: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»؛ و همانا ما انسان را از گل و لاى كهنه متغير بيافريديم.

و در سوره مومنون آیه 12 آمده: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طينٍ»؛ و همانا ما آدمى را از گل خالص آفريديم.

همچنین در محل‌های دیگری همچون: سوره حج/ آیه 5، سوره ص/ آیه 71، سوره صافات/ آیه 11، سوره حجر/ آیه 48، سوره الرحمن/ آیه 14، سوره سجده/ آیه 7 خلقت انسان از خاک و گل با اختلافاتی در تعابیر آمده است.[۳]

سکونت آدم در بهشت و رانده شدن از آن و توبه او[ویرایش]

این موضوع اولین بار در آیات 35 تا 39 سوره بقره بیان گردیده است: «پس از آن به آدم گفتيم: اى آدم تو و همسرت در بهشت سكونت كن و از نعمت‌هاى آن هر چه مى‌ خواهيد بخوريد. اما به اين درخت نزديك نشويد و از ميوه آن نخوريد كه از ستمكاران خواهيد شد. در اين هنگام، شيطان با سخنان خود آن‌ها را فريب داد و از ميوه آن درخت خوردند و اين نافرمانى باعث خروج آن‌ها از بهشت گرديد و ما به آن‌ها گفتيم: همگى به زمين فرود آئيد در حالي كه بعضى از شما دشمن ديگرى خواهد بود و براى شما تا مدتى معين در زمين قرارگاه و وسيله بهره ‌بردارى است. پس از آن آدم، از پروردگار خود كلماتى را آموخت كه وسيله اى براى پذيرش توبه وى در پيشگاه خداوند گرديد و خداوند توبه او را پذيرفت چون او توبه‌ پذير و مهربان است. آنگاه به آن‌ها گفتيم كه در زمين فرود آئيد و مسكن گزينيد و زندگى را آغاز كنيد و آنگاه كه هدايتى از طرف من براى شما آمد كسانى كه از آن پيروى كنند، نه ترسى براى آن‌ها هست و نه اندوهگين مى‌ گردند. اما كسانى كه به آيات ما كافر شده و آن‌ها را تكذيب كنند اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود».

این جریان همچنین در آیات 19 تا 27 سوره اعراف آمده و در حین نقل آن بنی‌آدم را به درس آموزی از این داستان و مراقبت خود از فریفته شدن به وسوسه‌های شیطان توصیه نموده است. جای دیگری که قرآن به این داستان پرداخته است، آیات 115 تا 124 سوره طه است.

حضرت آدم در روايات[ویرایش]

  • امام علی علیه‌السلام درباره نحوه خلقت حضرت آدم علیه‌السلام از خاک مي‌فرمايد: «ثُمّ جَمَعَ سبحانَهُ مِن حَزْنِ الأرضِ و سَهْلِها، و عَذْبِها و سَبَخِها، تُربَةً سَنَّها (سَنّاها) بالماءِ حتّي خَلَصَت، ولاطَها بالبَلَّةِ حتّي لَزِبَت، فَجَبَلَ مِنها صُورَةً ذاتَ أحناءٍ و وُصولٍ، و أعضاءٍ و فُصولٍ، أجمَدَها حتَّي استَمسَكَت، و أصلَدَها حتّي صَلْصَلَت، لِوَقتٍ مَعدودٍ و أمَدٍ مَعلومٍ. ثُمّ نَفَخَ فيها مِن رُوحهِ فَمَثُلَت (فتَمثّلَت) إنسانا ذا أذهانٍ يُجيلُها و فِكَرٍ يَتَصَرّفُ بها... مَعجونا بطِينَةِ الألوانِ المُختَلِفَةِ، والأشباهِ المُؤتَلِفَةِ، والأضدادِ المُتَعادِيَةِ، والأخلاطِ المُتَبايِنَةِ، مِن الحَرِّ والبَردِ، والبَلَّةِ والجُمودِ؛ سپس خداوند سبحان از قسمت ‌هاي سخت و نرم زمين و شيرين و شوره ‌زار آن، خاكي برداشت و بر آن آب ريخت تا پاك و خالص شد و با رطوبت بياميختش تا آن كه چسبناك گشت. آنگاه از آن هيكلي بيافريد، داراي اعضا و پيوندها و گسستگي ‌ها؛ مدتي مشخص و زماني معلوم آن را بداشت تا اين كه خشكيد و به هم پيوست و چون سفال سخت شد. آن گاه از روح خويش در آن دميد تا به صورت انساني گرديد صاحب ذهن‌ هايي كه آن‌ ها را به حركت درمي‌ آورد و انديشه‌ اي كه با آن (در كارهايش) دخل و تصرف مي‌ كند... آميخته به طينتي با رنگ‌ هاي گوناگون و چيزهايي همانند يكديگر و حالاتي متضاد و اخلاطي ناهمگون از قبيل گرمي و سردي و رطوبت و خشكي».[۴]
  • امام علي علیه‌السلام در شرح آفرينش آدم عليه السلام، مي‌ فرمايد: «فقالَ سبحانَهُ: «اُسْجُدُوا لاِدَمَ فَسَجَدُوا إلاّ إبليسَ» اِعتَرَتهُ الحَمِيَّةُ و غَلَبَتْ علَيهِ الشِّقوَةُ و تَعَزَّزَ بِخِلقَةِ النارِ و استَوهَنَ خَلقَ الصَّلصالِ؛ خداي سبحان فرمود: «بر آدم سجده كنيد. پس همه سجده كردند مگر ابليس» كه غرور و نخوت او را فراگرفت و بدبختي بر وجود وي چيره گشت و به آفرينش (خود) از آتش باليد و آفرينش (آدم از) گل خشك را خوار شمرد».[۵]
  • امام علي علیه‌السلام علت اين که ابليس سجده نکرد را چنين بيان مي‌فرمايد: «فَافتَخَرَ علي آدمَ بخَلقِهِ و تَعَصَّبَ علَيهِ لأصلِهِ... فَلَعَمرُ اللّه ِ لقد فَخَرَ علي أصلِكُم و وَقَعَ في حَسَبِكُم و دَفَعَ في نَسَبِكُم... فاللّه َ اللّه َ في كِبرِ الحَمِيَّةِ و فَخرِ الجاهِليَّةِ؛ به خلقت خود (از آتش) بر آدم فخر فروخت و به خاطر منشأ خود عليه او عصبيت به خرج داد... سوگند به خدا كه او بر اصل و ريشه شما فخر فروخت و از حسب و نسب شما عيب‌گويي كرد... زنهار، زنهار، به خدا پناه بريد از تكبر و عصبيت و فخرفروشي‌هاي جاهليت».[۶]
  • پيامبر خدا صلي الله عليه و آله: آدم پيش از آن كه مرتكب گناه شود اجلش در برابر ديدگان او بود و آرزويش پشت سر او. اما چون گناه ورزيد خداوند آرزويش را جلو چشم او نهاد و اجلش را پشت سر او، اين است كه تا دم مرگ آرزو دارد.[۷]
  • امام صادق عليه ‌السلام: خداي عزوجل به آدم عليه‌ السلام وحی فرمود: من همه سخن را در چهار كلمه براي تو گرد مي ‌آورم. عرض كرد: پروردگارا، آن چهار كلمه چيست؟ فرمود: يكي از من است، يكي از تو، يكي به رابطه من و تو مربوط مي‌ شود و يكي به رابطه ميان تو و مردم. عرض كرد: پروردگارا، آن‌ ها را برايم بيان فرما تا بدانمشان.

فرمود: آن كه اختصاص به من دارد، اين است كه مرا بندگي كني و چيزي را شريكم نگرداني. آن كه اختصاص به خودت دارد، اين است كه در برابر عمل تو پاداشي دهمت كه بيش از هر چيز به آن محتاجي. آن كه به رابطه ميان من و تو مربوط مي‌ شود، اين است كه تو دعا كني و من اجابت كنم و آن كه به رابطه ميان تو و مردم مربوط مي ‌شود، اين است كه براي مردم آن پسندي كه براي خود مي ‌پسندي.[۸]

  • در حديثي از امام باقر علیه‌السلام از آفرينش حوا پرسيده شد، فرمودند: «سألتُ أبا جعفرٍ عليه‌ السلام: مِن أيِّ شيءٍ خَلقَ اللّه ُ حَوّاءَ: أيَّ شيءٍ يقولُ هذا الخَلقُ؟ قلتُ: يقولونَ: إنّ اللّه َ خَلَقَها من ضِلعٍ مِن أضلاعِ آدَمَ فقالَ: كَذَبوا، كانَ يُعجِزُهُ أن يَخلُقَها مِن غَيرِ ضِلعهِ؟! فقلتُ: جُعِلتُ فِداكَ يابنَ رسولِ اللّه ِ، مِن أيِّ شيءٍ خَلَقَها؟ فقالَ: أخبَرَني أبي عن آبائهِ عليهم‌ السلام قالَ: قالَ رسولُ اللّهِ: إنّ اللّه َ تباركَ و تعالي قَبَضَ قَبضَةً مِن طِينٍ فخَلَطَها بيَمينِهِ و كِلتا يَدَيهِ يَمينٌ فخَلَقَ مِنها آدَمَ، و فَضلََت فَضلَةٌ مِن الطِّينِ فخَلَقَ مِنها حَوّاءَ؛ از حضرت باقر عليه‌ السلام پرسيدم: خداوند حوا را از چه آفريد؟ فرمود: اين مردم چه مي‌ گويند؟ عرض كردم: مي ‌گويند: خداوند او را از يكي از دنده ‌هاي آدم خلق كرده است. فرمود: نادرست مي ‌گويند. مگر عاجز بود از اين كه او را از غير دنده آدم بيافريند؟ عرض كردم: فدايت شوم يابن رسول اللّه ، او را از چه چيز آفريد؟ فرمود: پدرم از پدرانش عليهم ‌السلام به من خبر داد كه رسول خدا فرمود: خداي تبارك و تعالي مشتي گل برداشت و آن را با دست راست خود هر دو دست خدا راست است به هم آميخت و از آن آدم را خلق كرد و مقداري از آن گل اضافه آمد كه از آن حوا را آفريد».[۹]

اخلاق و فضائل و ويژگي‌هاي حضرت آدم علیه‌السلام[ویرایش]

  • از سفارش‌هاي آدم عليه‌ السلام به فرزندش شيث عليه‌ السلام: «إذا عَزَمْتُم علي أمرٍ فانْظُروا إلي عَواقِبِهِ، فإنّي لَو نَظَرْتُ في عاقِبَةِ أمْري لَم يُصِبْني ما أصابنَي»؛ هرگاه قصد كارى كرديد، به پيامدهاى آن بنگريد؛ اگر من در عاقبت كار خود انديشيده بودم، آنچـه بـه سـرم آمـده، نمى آمـد.[۱۰]
  • از وصيت آدم عليه‌ السلام به فرزندش شيث عليه‌ السلام: «لاتَركَنُوا إلي الدنيا الفانيَةِ، فإنّي رَكَنتُ إلي الجنّةِ الباقيَةِ فما صَحِبَ لي و اُخِْرجْتُ مِنها»؛ به دنياي فاني دل مبنديد؛ زيرا من به بهشت جاويدان دل بستم اما با من وفا نكرد و از آن بيرون رانده شدم.[۱۱]
  • پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: «إنّ اللّه َ لَمّا أخرَجَ آدَمَ مِن الجَنّةِ زَوّدَهُ مِن ثِمارِ الجَنّةِ و عَلّمَهُ صَنعَةَ كُلِّ شَيءٍ»؛ خداوند هنگامي كه آدم را از بهشت بيرون كرد، توشه او را از ميوه‌ هاي بهشت قرار داد و فن ساختن هر چيزي را به او آموخت».[۱۲]

پانویس[ویرایش]

  1. (تورات، سفر تكوين 2:7) (قاموس مقدس در لغات: «آدم» و «زمين»).حجة التفاسير و بلاغ الإكسير (سيد عبدالحجت بلاغى)، جلد دوم تعليقه، ص 541.
  2. بحارالانوار (علامه مجلسى)، ج 11، ص 102.
  3. برای جمع بین این موارد به تفاسیر قرآن رجوع شود به عنوان نمونه در تفسیر المیزان به نقل از مجمع البیان طبرسی این وجه را ذکر نموده: اصل آدم از خاك بوده، چون قرآن مى فرمايد: «خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ»؛ آدم را از خاك خلق كرد. چيزى كه هست خاك مذكور را گل كرد، همچنان كه فرموده: «وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ»؛ تو آدم را از گل آفريدى. آنگاه آن گل را گذاشت تا متعفن شد، همچنان كه فرموده: «مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»؛ آدمى را از گل گنديده خلق كردم. آنگاه آن گل را گذاشت تا خشك شد: «من صلصال؛ از گل خشكيده» بنابراين تناقضى در اين تعبيرهاى مختلف قرآن نيست زيرا حالات مختلف مبدأ خلقت آدمى را بيان مى كند. (ترجمه تفسیر المیزان، ج 12، ص 223)
  4. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج 11، ص 122.
  5. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج 74، ص 304.
  6. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج 14، ص 465.
  7. پيام رسول ترجمه اى ديگر از نهج الفصاحه (ابوالقاسم پاينده)، ص27.
  8. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج11، ص257.
  9. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج11، ص116.
  10. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج75، ص452.
  11. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج75، ص452.
  12. حكم النبي الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص268.

منابع[ویرایش]

  • حجة التفاسير و بلاغ الإكسير، سيد عبدالحجت بلاغى ؛قم: انتشارات حكمت، 1386 ق.
  • بحارالانوار، علامه مجلسى؛ تهران.
  • تاريخ الأمم و الملوك، محمد بن جرير طبرى؛ بيروت: دارالتراث، چاپ دوم، 1387.
  • تفسیر المیزان، علامه محمدحسین طباطبائی، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، 1374 ش.
  • حكم النبي الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم، محمدى رى‌شهرى؛ قم: دارالحديث، چاپ اول، 1429 ق.
  • پيام رسول ترجمه اى ديگر از نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاينده؛ قم: طلوع مهر، اول، 1385 ش.
  • فرهنگنامه موضوعی قرآن کریم به اهتمام احمد خاتمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم، 1386.

پیوندها[ویرایش]

پاسخ به چند سۆال پیرامون داستان حضرت آدم(علیه السلام)

قرآن
(اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه ↓ رده ها ↓
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن

سوره های قرآن

آیات قرآن

واژگان قرآنی

شخصیت های قرآنی

قصه های قرآنی

علوم قرآنی

معارف قرآن

علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
متن و ترجمه قرآن


پیامبران
پیامبران اولوالعزم
محمد (ص) * عیسی * موسی * نوح * ابراهیم
سایر پیامبران
آدم * ادریس * یعقوب * یوسف * یونس * اسحاق * اسماعیل * الیاس * ایوب * خضر * داوود * ذوالکفل * زکریا * سلیمان * شعیب * صالح * عزیز * لوط * هارون * هود * یحیی * یسع * شعیا * اِرميا * جرجیس * حبقوق * يوشع بن نون