بد خواستن برای مومن

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بد خواستن برای مومن یکی از صفات ناپسند است که باعث قطع ولايت و وابستگى به آن مؤمن مى ‌گردد و گرفتار همان بدى كه براى او درخواست كرده مى‌ گردد. در روایات از بدخواهی برای دیگران به شدت بلاخص مومنین منع شده است

روایات در مذمت بدخواستن برای مومن

أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ عليه السلام يَقُولُ إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ أُفٍّ خَرَجَ مِنْ وَلَايَتِهِ وَ إِذَا قَالَ أَنْتَ عَدُوِّى كَفَرَ أَحَدُهُمَا وَ لَايَقْبَلُ اللَّهُ مِنْ مُؤْمِنٍ عَمَلًا وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ سُوءاً؛ و نيز ابوحمزه گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مى فرمود: هنگامي كه مردى به برادر مومن خود بگويد (اف) از پيوند (دينى) با او بيرون رفته، و هرگاه به او بگويد: تو دشمن منى، يكى از آن دو كافر شده اند، و خداوند از هر مومنى كه نيت بد نسبت به برادر مومنش در دل دارد هيچ عملى را نپذيريد. (اصول كافى، جلد 4، صفحه: 65، رواية: 8)


عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ لَاتُبْدِي الشَّمَاتَةَ لِأَخِيكَ فَي َرْحَمَهُ اللَّهُ وَ يُصَيِّرَهَا بِكَ وَ قَالَ مَنْ شَمِتَ بِمُصِيبَةٍ نَزَلَتْ بِأَخِيهِ لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يُفْتَتَنَ؛ ابان بن عبدالملك از امام صادق عليه السلام حديث كند كه آن حضرت فرمود: در گرفتارى برادر (دينى) خود اظهار شادى و شماتت مكن تا (در نتيجه) خداوند به او ترحم كند و آن گرفتارى را به سوى تو بگرداند. هر كس به مصيبتى كه به برادر (دينيش) رسيده شادكام شود از دنيا نرود تا خودش گرفتار آن شود. (اصول كافى، جلد 4، صفحه:63، رواية:1)

از مجلسى ـ جوهرى گفته: شماتت، شادى به گرفتارى و بلاى دشمن است و گفته است: افتتن، يعنى به فتنه‌ اى گرفتار شد كه عقلش يا مالش از ميان رفت و همانا از اظهار شادى نهى كرده است براى آن كه بسا بر اثر دشمنى بى ‌اختيار شادى به دل آيد و تكليف برخلاف آن بر عامه مردم سخت و دشوار است و منافى با شريعت سهل است و اظهار گاهى به كردار است چون اظهار سرور و شادى و خنديدن در مصيبت طرف و فقد او و گاهى به گرفتار است چون استهزاء و مسخره كردن و عقوبتش در دنيا اين است كه خدا او را به مانند آن گرفتار مى‌كند براى انتقام ‌جوئى نسبت به مؤمن.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ لِى أَبُو عَبْدِاللَّهِ عليه السلام مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِنٍ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَايَتِهِ إِلَى وَلَايَةِ الشَّيْطَانِ فَلَا يَقْبَلُهُ الشَّيْطَانُ؛ مفضل بن عمر گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: هر كه بر ضرر مؤمن داستانى بگويد و قصدش عيب او و ريختن آبرويش باشد كه از چشم مردم بيفتد خداوند او را از دوستى خود بدوستى شيطان براند و شيطان هم او را نپذيرد. (اصول كافى، جلد 4، صفحه:62 رواية:1)

از مجلسى ـ «من روى على مؤمن» يعنى حكايتى گويد كه دلالت بر ضعف عقل است و سستى رأى او دارد چنان چه اكثر گفته‌ اند و محتمل است حكايت كردار هم در آن داخل باشد.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُخْتَارٍ عَنْ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام فِيمَا جَاءَ فِى الْحَدِيثِ عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ حَرَامٌ قَالَ مَا هُوَ أَنْ يَنْكَشِفَ فَتَرَى مِنْهُ شَيْئاً إِنَّمَا هُوَ أَنْ تَرْوِيَ عَلَيْهِ أَوْ تَعِيبَهُ؛ از زيد روايت شده است كه امام صادق عليه السلام درباره اين كه در حديث آمده: (عورت مؤمن بر مؤمن حرام است) فرمود: اين نيست كه مؤمن برهنه شود و تو از او چيزى ببينى؟ همانا مقصود اين است كه بضرر او داستانى بگوئى يا او را غيبت كنى. (و نسبت عيب به او دهى)(اصول كافى، جلد 4، صفحه:63، رواية:3)

امام علی (علیه السلام) در توصیه به فرزند گرامیش امام حسن (علیه السلام) می‌فرماید: ای پسرم! نفس خودت را میزان میان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه را برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را كه برای خود نمی پسندی، برای دیگران مپسند، ستم روا مدار، آنگونه كه دوست نداری به تو ستم شود ، نیكوكار باش، آنگونه كه دوست داری به تو نیكی كنند، و آنچه را كه برای دیگران زشت می شماری برای خود نیز زشت بشمار، و چیزی را برای مردم بخواه كه برای خود می پسندی. (نهج البلاغه، نامه 31)

نحوه اصلاح نمودن بد خواستن براى مؤمن

عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فِى كَلَامٍ لَهُ ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مَا يَغْلِبُكَ مِنْهُ وَ لَاتَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِى الْخَيْرِ مَحْمِلًا؛ امام صادق عليه السلام روايت شده كه اميرالمؤمنين عليه السلام در ضمن سخنى از (سخنان) خود فرمود: هر كار (كه از) برادر دينى خود (سرزند آن) را به بهترين وجه آن حمل كن، تا كارى كند كه راه توجيه را بر تو ببندد و هيچگاه به سخني كه از (دهان) برادرت بيرون آيد گمان بد مبر، در صورتي كه براى آن سخن محمل خوبى مييابى. (اصول كافى، جلد 4، صفحه:66، رواية: 3)

از مجلسى (رحمه الله علیه) ـ «ضع امر اخيك» يعنى هر گفتار و كردارى كه از برادرت صادر شود آن را حمل بر وجه احسن كن گر چه به ظاهر خوب نباشد و از آن بازرسى مكن تا دليلى قطعى و مانع تأويل به دست تو آيد زيرا گمان بسا خطا باشد و وارسى هم غدقن است چنانچه خدا فرموده است: «به راستى بعضى گمان‌ ها گناه است» و سپس فرمود: «وارسى نكنيد».

اين جمله در نهج البلاغه از آن حضرت نقل شده است و حاصلش اين است كه: هرگاه كلمه ‌اى كه دو توجيه دارد او صادر شود بر تو لازم است كه آن را به خوبى تفسير كنى گرچه معنى مجازى باشد يا به كنايه و توريه بر آن دلالت كند و قرينه هم نباشد خصوص اگر خودش مدعى شود كه همان معنا را قصد كرده است تا آن كه فرمايد: بدان كه چنان چه حرام است بد گوئى درباره مؤمن و زبان درازى به بد گوئى هم چنان حرام است بدگمانى و حديث نفس بدان، و مقصود از بدگمانى حرام اين است كه پيش خود او را بد داند بى ‌دليل قطعى و اما مجرد خطور در دل و ترديد كه اختيارى نيست عفو شده است، خدا فرموده است: «از بسيار گمان‌ ها كناره كنيد، به راستى برخى گمان ‌ها گناه است» و نبايد كه تو درباره ديگرى معتقد به بدى باشى مگر آن كه به طور عيان بدى او بر تو كشف شود و قابل تأويل نباشد و بسا كه شيطان گمان بد را به دلالت اندازد و بايد او را تكذيب كنى زيرا او فاسق ترين فاسقان است.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِي حَفْصٍ الْأَعْشَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مَنْ سَعَى فِى حَاجَةٍ لِأَخِيهِ فَلَمْ يَنْصَحْهُ فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ؛ ابو حفص اعشى گويد: شنيدم از امام صادق عليه السلام كه مى فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه دنبال انجام حاجت برادر دينى خود رود ولى خير انديشى براى او نكند به خدا و رسولش خيانت كرده است. (اصول كافى، جلد 4، صفحه:67، رواية:1)

از مجلسى رحمه الله علیه ـ «فلم ينصحه» يعنى تلاش نكند براى انجام آن حاجت و غرضش برآورده شدن آن نباشد. راغب گفته: نصح، دقت در گفتار يا كردار صلاح آور است و در اصل خلاف دغلى است.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مَنْ نَظَرَ إِلَى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِيُخِيفَهُ بِهَا أَخَافَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ لَاظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ؛ حضرت صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرموده است: هر كه به مؤ منى نگاه كند نگاهى كه او را به آن بترساند، خداى عزوجل در روزي كه سايه (رحمت و پناهگاهى) جز سايه (رحمت) او نيست او را بترساند. (اصول كافى، جلد 4، صفحه:74، رواية:1)

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ مَنْ أَعَانَ عَلَى مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ آيِسٌ مِنْ رَحْمَتِي؛ و نيز فرمود: هر كه به نيم كلمه بر ضرر مؤمنى اقدام كند روز قيامت خداى عزوجل را ديدار كند و ميان دو چشمش ‍ نوشته شده: نا اميد است از رحمت من. (اصول كافى، جلد 4، صفحه: 75، رواية: 3)

اگر براى مؤمنى فرد مسئول او حرفى بزند كه آن مؤمن در مشكلات قرار گيرد: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْخَفَّافِ عَنْ بَعْضِ الْكُوفِيِّينَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قَالَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهٌ فَلَمْ يُصِبْهُ فَهُوَ فِى النَّارِ وَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهٌ فَأَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ آلِ فِرْعَوْنَ فِى النَّارِ؛ و نيز آن حضرت عليه السلام فرمود: كسي كه مؤمنى را از سلطانى بترساند با اين كه از جانب آن سلطان بدى به او مي رسد و نرسد او در آتش است و اگر بترساند او را با اين كه از سلطانى به او بدى مي رسد و برسد با فرعون و پيروان فرعون در آتش است. (اصول كافى، جلد 4، صفحه:75، رواية:2)

منابع