امام حسن عسکری علیه السلام

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از امام حسن عسکری (ع))
پرش به: ناوبری، جستجو

ابومحمد حسن بن علی عسکري علیهما السّلام (231 یا 232 - 260 ه.ق) یازدهمین امام شیعیان است. ایشان فرزند امام هادی علیه السلام است و پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سال 254 به امامت رسیدند. سالهای امامت ایشان در شهر سامرا و غالبا تحت کنترل شدید خلفای عباسی سپری شد. به نحوی که ارتباط آن حضرت با شیعیان بسیار محدود و تنها به وسله وکیلان خاص آن حضرت بود.

آن حضرت در سال 260 هجری به وسیله زهری که به دستور معتمد عباسی به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند. ایشان پدر حجت خدا بر زمین، امام زمان عجل الله فرجه الشریف می باشند.

امام-حسن-عسکری.jpg
مقام امام یازدهم
نام حسن
القاب عسگری
کنیه ابومحمد
پدر امام هادی علیه السلام
مادر حديثه خاتون
زادروز هشتم ربیع الثانی يا بيست و چهارم ربيع الاول سال دويست و سي و دو هجري.
زادگاه مدینه
مدت امامت 6 سال
مدت عمر 28 سال
تاریخ شهادت هشتم ربیع الاول سال دويست و شصت هجري.
علت شهادت مسمومیت توسط زهر
قاتل معتمد خليفه چهاردهم عباسي لعنت الله عليه
مدفن سامرا


ولادت[ویرایش]

منابع غالبا ولادت آن حضرت را در ربیع الثانی سال 232 در مدینه[۱]گفته اند اما در روز آن اختلاف دارند روز دهم [۲] یا هشتم [۳] یا چهارم[۴] ربیع الثانی تاریخ هایی است که ذکر شده است. [۵] ابن خلّکان تولد ایشان را روز پنجشنبه یکی از ماههای سال 231 دانسته و قول دیگری را نیز که ششم ربیع الآخر سال 232 می‌باشد، نقل کرده است. [۶]

منابع نام مادر آن حضرت را حُدَیث یا حدیثه گفته اند.[۷] برخی منابع نیز سلیل را به عنوان نام ایشان مطرح نموده اند که ممکن است لقب او باشد[۸]. در ستایش این بانو در روایتی از قول امام علی النقی علیه السلام آمده است: سليل مسلولة من الآفات و العاهات و الأرجاس و الأنجاس (سليل از آفتها، گزندها، پليديها و ناپاكيها محفوظ است‏.)[۹]

کنیه و القاب[ویرایش]

مرقد مطهر امام حسن عسگری علیه السلام در سامرا،کنار پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام

کنیه آن حضرت «أبومحمد» است و این کنیه را امام هادی علیه السلام بر ایشان نهاده اند[۱۰] که اشاره به این دارد که فرزند آن حضرت امام منتظر است که روایات ائمه پیشین ایشان را همنام پیامبر معرفی نموده بودند.

القاب آن حضرت که هر کدام آینه ی صفات برجسته و والای ایشان است، عبارتند از:

  1. خالص :ایشان از هر آلایش و پلیدی پاک بودند.[۱۱]
  2. هادی:ایشان نماد هدایت و نشانه ی راهیابی و حرکت در صراط مستقیم برای عالمیان بودند. [۱۲]
  3. عسکری: سامرا یک منطقه ی نظامی به شمار می رفت و امام را به خاطر اقامت در آنجا (یا محله ای از آنجا) «عسکری» لقب دادند. لازم به ذکر است همانطور که مورخان تصریح کرده اند اگر در جایی لقب «عسکری» به تنهایی بکار رود مراد امام حسن عسکری است نه پدرشان. [۱۳]
  4. زکی:ایشان شریف ترین و پاک نهادترین انسان روزگار خود بودند جان و دل خود را پاک کرده در راه اعمال نیک پرورش داده بودند. [۱۴]
  5. خاص:خداوند ایشان را با فضائل و اجابت دعا، ویژه و خاص خود گردانیده بود. [۱۵]
  6. صامت:ایشان خاموش بودند و جز به یاد خدا، تعلیم و حکمت گویی، لب نمی گشودند. [۱۶]
  7. سراج:ایشان چراغی بودند در تیرگی ها و مردم را به صلاح و تقوا راهنمایی می کردند. [۱۷]
  8. تقی:ایشان پرهیزگارترین انسان زمان خود بودند و بیش از هر کس پاسدار احکام دین و متکی به پروردگار به شمار می رفتند. [۱۸]
  9. ابن الرضا عنوانی است که امام جواد و امام عسکری علیهما السّلام هر دو به آن شهرت یافته اند. [۱۹]

شمایل امام[ویرایش]

احمد بن عبیدالله بن خاقان، خصوصیات ظاهری و رخسار حضرت را چنین توصیف می کند: «امام گندمگون، درشت چشم، نیکوقامت، خوبروی و خوش اندام بود و هیبت و جلالی تمام داشت»[۲۰]

همچنین گروهی رخسار امام را گندمگون مایل به سپید دانسته اند.[۲۱]

دوران کودکی[ویرایش]

هنگامی که امام حسن عسگری علیه السلام در دوران طفولیت به سر می برد متوکل پدرش امام هادی علیه السلام را به شهر سامراء منتقل نمود و لذا آن حضرت از کودکی در سامرا بودند.

از داستانی که از دوران کودکی آن حضرت نقل شده است مشخص می گردد که آن حضرت از همان ابتدا از علمی الهی برخوردار بوده اند:

روزي شخصي امام حسن عسکري عليه‏ السلام را در آن هنگام که کودک بود مشاهده کرد که در کنار عده اي از کودکان که بازي مي‏ کردند ايستاده است و گريه مي‏ کند. او پنداشت که امام بخاطر نداشتن بازیچه ای که در دست کودکان دیگر است می گرید، از اين رو نزد حضرت رفت و گفت: «ناراحت نباش، اي پسر رسول خدا! من برايت یک اسباب بازي مي ‏خرم!»

آن حضرت ناراحت شده و گفت: ما را برای بازی نیافریده اند

آن مرد حیرت کرد و گفت: پس برای چه آفریده اند؟

فرمود: برای دانش و پرستش.

مرد با تعجب پرسید: از کجا این را می گویی؟

فرمود: «زيرا خداوند فرموده:

«افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الينا لا ترجعون»[۲۲]

«آيا گمان مي‏کنيد که شما را بيهوده (و براي بازي) آفريده ايم و شما به ما بازگشت نمي کنيد؟»

... او گفت: «با آنکه کودک هستي و گناهي بر تو نيست چرا اينگونه منقلب هستي و از خدا مي‏ترسي؟»

حضرت فرمود: مادرم را دیدم که می خواست با چند قطعه هیزم ضخیم آتشی بر پا کند. پس برای روشن کردن آن هیزم های بزرگ، هیزمهای کوچکی را روشن کرد گریه من از این جهت است که مبادا ما جزئی از آن هیزم های ریز و کوچک دوزخیان قرار گیریم!» [۲۳]

خلفای معاصر با امام[ویرایش]

  1. متوکل (232 تا 246)
  2. منتصر (246 تا 248)
  3. مستعین (248 تا 252)
  4. معتز (252 تا 255)
  5. مهتدى (255 تا 256)
  6. معتمد (256 تا 279)

دوران امامت[ویرایش]

با شهادت امام هادی علیه السّلام در سال 254، امام عسکری علیه السّلام به سمت امامت شیعیان اثنی عشری منصوب گردید. روایاتی که در وصیت امام هادی علیه السّلام درباره امامت فرزندش وارد شده، در بسیاری از کتب حدیث و تاریخ شیعه، به چشم می خورد.[۲۴].امام هادی (علیه السلام) در وصف فرزند خویش می فرمایند: «فرزندم ابومحمد اصیل ترین چهره ی خاندان نبوی و استوارترین حجت است. او بزرگ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احکام آن به سوی او بازمی گردد»[۲۵]

انشعاب های امامت بعد از شهادت امام هادی (علیه اسلام)[ویرایش]

با توجه به این وصیت و تنصیص امام هادی علیه السّلام، که از نظر شیعیان نشانه صحت امامت امام بعدی است، آنان امام حسن عسکری علیه السّلام را به امامت پذیرفتند. یکپارچگی شیعیان، به جز شماری اندک، خود دلیلی بر مقبولیت این امر در جامعه شیعه در آن روزگار است.امّا عده ای دچار انحراف شدند:

  1. عده ای به امامت محمد بن علی هادی(سید محمد) (که در زمان حیات پدرش امام هادی علیه السّلام وفات کرد) گرویدند.
  2. تعداد انگشت شماری جعفر بن علی الهادی را امام خود دانستند.پیروان جعفر بن علی «جعفریه خلّص» لقب یافتند.[۲۶]

مسعودی، شیعه را از پیروان امام عسکری و فرزندش می داند که این فرقه در تاریخ به «قطعیّه» معروف شده اند. [۲۷] عنوان قطعیه اشاره به گروهی است که نوعا نه به مهدویت امام رحلت کرده بلکه بر رحلت امام پیشین قطع کرده و امامت امام بعدی را پذیرفته اند.

محدودیت ها و فشارهای خلفای عباسی بر امام[ویرایش]

امام حسن عسگری علیه اسلام تحت فشارها و محدودیتهای زیادی از طرف خلفای عباسی زندگی می کرد چرا که در آن دوران شـیعه بـه صورت یک قدرت عظیم در عراق درآمده بـود و این باعث می شد که خلفاء احـساس خـطر کنند. [۲۸] روشن است که امام عسکری علیه السّلام همانند سایر امامان، در صورت داشتن اختیار و آزادی، نه سامرا بلکه مدینه را برای زندگی انتخاب می کردند. در واقع اقامت طولانی ایشان در سامرا جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه قابل توجیه نیست. به همین جهت از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا، به طور مداوم به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که طبق نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت هر دوشنبه و پنجشنبه مجبور بود در دار الخلافه حاضر شود.[۲۹]

نحوه ارتباط شیعیان با امام عسکری علیه السلام[ویرایش]

از برخی روایات فهمیده می شود که در زندگی امام حد اقل دورانی وجود داشته که امکان دیدار مستقیم با آن بزرگوار در خانه اش نبوده است و شیعیان معمولاً در مسیری که امام به مرکز حکومت رفت و آمد می کرد، توفیق زیارت چهره آن حضرت را داشته اند. در کتاب الغیبه آمده است که در یوم النـوبه (روز مـراجعه امـام بـه مرکز حکومت) شـور و شـعفی در میان مردم پدید می آمد و خیابانها مملو از جمعیت می شد. آن گاه که امام در خیابان حضور می یافت، هیاهو خاموش می شد و امـام از مـیان مـردم عبور می کرد. [۳۰]

علی بن جعفر از حلبی نقل می کند: در یکی از روزها که قرار بود امام به دار الخلافه برود ما در عسکر به انتظار دیدار وی جمع شدیم؛ در این حال از طرف آن حضرت توقیعی بدین مضمون به ما رسید:

ألّا یسلمنّ علیّ أحد و لا یشیر الیّ بیده و لا یؤمئ فإنّکم لا تؤمنون علی أنفسکم. [۳۱] کسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا که در امان نیستید!.

این روایت به خوبی نشان می دهد که دستگاه خلافت تا چه حد روابط امام با شیعیانش را زیر نظر داشته و آن را کنترل می کرده است.

در چنین وضعیتی امام تنها از طریق وکلا با شیعیان ارتباط داشت و آنها مسوولیت رد و بدل کردن نامه های شیعیان به امـام یا وکیل ارشد آن حضرت و همچنین جمع آوری امـوال مـربوط بـه امام از تمامی مناطق شیعه نشین و رساندن آن به امام را بر عهده داشتند. عثمان بن سعید، شخصیت موجّه و شناخته شده شیعی، وکیل ارشد امـام بـود و همه اموال به دست او می رسید.[۳۲] فرزند او محمّد بن عثمان نیز منصب وکالت را بـه عـهده داشـت.[۳۳] احمدبن اسحاق اشعری، از عالمان بزرگ قم و از اصحاب خاص امام حسن عسکری علیه السلام وکیل آن حضرت در نـاحیه قـم بود. (طوسی، الفهرست، ص 63) و از وکلای بغداد می توان به ریان بن صلت بغدادی خراسانی اشعری اشـاره کرد.[۳۴] وکیل آن حـضرت در کوفه ایوب بن نوح بن دراج بود[۳۵] و علی بن جعفر همانی برمکی از وکلای مکه[۳۶] و عبداللّه بن حمدویه بیهقی از وکلای حضرتش در بیهق و نیشابور بود.[۳۷] [۳۸]

موقعیت امام در سامرا[ویرایش]

امام عسکری علیه السّلام اگر چه بسیار جوان بود، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی و اخلاقی، به ویژه رهبری شیعیان و اعتقاد بی شائبه آنان به امام و احترام بی چون و چرای مردم از وی، شهرت فراوانی پیدا کرده بود.

سعد بن عبد الله اشعری از علمای معروف شیعه می گوید: در شعبان سال 278- هیجده سال پس از رحلت امام علیه السّلام- در مجلس احمد بن عبید الله بن خاقان «2»- که آن روزها مسئولیت خراج قم را بر عهده داشت و به آل محمد و مردم قم نیز عداوت می ورزید- نشسته بودیم. سخن از طالبیون ساکن سامرا و مذهب و موقعیت آنان در پیش حاکم به میان آمد، احمد گفت: من کسی از علویان را چون حسن بن علی عسکری علیه السّلام در سامرا ندیده و نشنیده بودم که این چنین به وقار و عفاف و زیرکی و بزرگ منشی در میان اهل بیت خود شناخته شده و پیش سلطان و بنی هاشم محترم باشد، چنان که او را بر افراد مسن حتی امراء و وزراء و منشیان نیز برتری می دادند. روزی من بالای سر پدرم ایستاده بودم؛ آن روز پدرم برای دیدار با مردم نشسته بود. یکی از حاجبان وارد شد و گفت: ابن الرضا در بیرون در ایستاده ‏است. پدرم با صداى بلندى گفت: او را اجازه ورود بدهید و آن حضرت وارد شد...

وقتى پدرم او را دید چند قدم به سوى او رفت، کارى که ندیده بودم با کسى حتى امرا و ولات عهد انجام بدهد. وقتى به او نزدیک شد، دست به گردنش انداخت و صورت و پیشانى او را بوسید. آنگاه دستش را گرفت و در جاى خود نشاند.

پدرم خود روبروى او نشست و با وى به گفتگو پرداخت. در سخنان خود، او را با کنیه -که حاکى از احترام او بود- مورد خطاب قرار مى‏ داد و مرتب مى‏ گفت: پدر و مادرم فدایت.... شب هنگام نزد پدرم رفتم... و از وى پرسیدم: پدر! آن شخص که امروز آن همه اجلال و احترامش نمودى، چه کسى بود که حتى پدر و مادرت را فداى او مى‏ کردى؟ گفت: او ابن الرضا، امام رافضیان بود؛ آنگاه ساکت شد. چند لحظه بعد سکوتش را شکست و ادامه داد: فرزندم اگر روزى خلافت از دست بنى عباس بیرون رود، در میان بنى هاشم، جز او کسى شایستگى تصدى آن را ندارد. او به خاطر فضل، صیانت نفس، زهد، عبادت و اخلاق نیکو سزاوار مقام خلافت است. اگر پدر او را دیده بودى مردى بود بزرگوار، عاقل، نیکوکار و فاضل. با شنیدن این سخنان آتش خشم سرتاسر وجودم را فرا گرفت. در عین حال حس کنجکاویم براى شناختن او برانگیخته شد.

از هر کس از بنى هاشم، منشیان، قضات، فقها، حتى مردم عادى که درباره ‏اش سؤال مى ‏کردم او را در نزد آنان در نهایت جلالت و بزرگوارى و مقدم بر سایر افراد اهل بیت مى ‏یافتم. همه مى ‏گفتند: او امام رافضیان است. از آن پس اهمیت وى پیش من رو به فزونى گذاشت؛ زیرا دوست و دشمن او را به نیکى مى ‏ستودند. ...[۳۹]

این روایت با توجه به راوى آن که خود یکى از معاندان سر سخت اهل بیت بوده، موقعیت اخلاقى و اجتماعى امام را در میان عامه مردم و حتى خواص نشان مى‏دهد.

دوران بازداشت های امام[ویرایش]

روایات زیادی درباره بازداشت امام عسکری علیه السّلام وجود دارد که البته از جهاتی با یکدیگر ناسازگارند. علت این امر، افزون بر این که می تواند اشاره به تعدّد بازداشت آن حضرت باشد، اشتباه مردم در نام خلفا نیز هست.این بازداشت ها عبارت اند از:

  1. خبری درباره زندانی شدن آن حضرت در دوران مستعین (248- 252) در دست است. صیمری در کتاب «الاوصیاء» نقل کرده است که مستعین دستور بازداشت امام عسکری علیه السّلام و آوردن وی به کوفه را به سعید حاجب داد. ابو الهیثم بن سیابه ضمن نامه ای که به امام نوشت، از این خبر اظهار نگرانی کرد. امام در جواب وی نوشتند:پس از سه روز فرجی حاصل خواهد شد. سه روز بعد، مستعین خلع شد و خطر رفع گردید.[۴۰]این خبر در منابع دیگر درباره معتز نقل شده است.
  2. معتز دیگر خلیفه سختگیر عباسی امام عسکری و برادرش جعفر را زندان کرده است. با توجه به شهادت امام هادی علیه السّلام در سال 254 و امامت فرزندش، آمدن دو برادر به زندان باید در سال 254 یا 255 باشد.صالح بن وصیف از ایادی عباسیان که حراست امام را در زندان بر عهده داشت، از طرف برخی شخصیتهای عباسی به سختگیری بر آن حضرت و آزار وی تشویق می شد که در پاسخ آنها گفت: قد وکّلت به رجلین شرّ من قدرت علیه فقد صارا من العباده و الصّلاه الی أمر عظیم.دو تن که آنها را بدترین مردم می دانستم بر او مأمور کردم ولی آنان چنان تحت تأثیر امام عسکری قرار گرفتند که در عبادت و نماز به حد والایی رسیدند.[۴۱]مدارکی حاکی از آن است که شخص امام در زندان به طور دائم روزه بوده اند. [۴۲]
  3. خبری هم درباره دوران مهتدی (255- 256) موجود است. این خلیفه مدعی بود که عمر بن عبد العزیز عباسیان است.[۴۳] ابو هاشم جعفری گفته است: در دوران مهتدی، هنگامی که در زندان بودم، امام عسکری علیه السّلام را به زندان آوردند. با کشته شدن مهتدی در سال 256 خدا جان او را از خطر مرگ رهانید؛ زیرا خلیفه قصد کشتن آن حضرت را داشت. [۴۴]
  4. امام در خلافت معتمد عباسی (256- 279) زندانی شدند. در روایتی آمده که آن حضرت در سال 259 ق در زندان معتمد در حالی از او جدا شد که بیش از دیگران عظمت الهی آن حضرت را شناخته و از او ستایش می کرد.[۴۵]

شهادت امام حسن عسکری (علیه اسلام)[ویرایش]

سوابق بازداشت و خطرى كه همواره از طرف دستگاه حاكم متوجه جان حضرتش بود و اين كه حضرت يك شخصيت مخالف سياسى به حساب مى‌ آمد و نيز رحلت آن حضرت‌ در سنين جوانى، همگى دلیل شهادت آن حضرت می باشد.آن حضرت در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری توسط سمی که از طرف معتمد خلیفه عباسی به زور به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند.

امام حسن عسکری - علیه السلام - را نزد طاغوت عباسی «معتمد» آوردند. او که از احترام جمیع طبقات مردم به امام و مقدم داشتن ایشان بر تمام علویان و عباسیان به تنگ آمده بود و از شنیدن فضائل حضرت مالامال از کینه شده بود، تصمیم گرفت ایشان را به شهادت برساند. لذا زهری کشنده به امام خوراند که بر اثر آن، بدن حضرت رنجه گشت و ایشان بستری شدند، اما با همه درد و آلام جسمانی صبورانه کار خود را به خداوند واگذار کردند.[۴۶]

از آنجا كه امام يك چهره كاملا شناخته شده در سامرا بود، هنگام رحلتش هاله‌اى از غم و بهت‌زدگى فضاى سامرا را فرا گرفت. احمد بن عبيد الله در روايتى كه قسمتى از آن پيش از اين ارائه شد، اين صحنه را چنين وصف كرده: وقتى امام عسكرى عليه السّلام رحلت كرد، صداى شيون و فرياد همه جا را فرا گرفت. مردم فرياد مى‌زدند: ابن الرضا رحلت كرد. آنگاه براى تدفين آماده شدند، بازار به حال تعطيل درآمد. پدر من (وزير معتمد عباسى)، بنى هاشم، شخصيتهاى نظامى و قضايى و منشيان و مردم به سوى جنازه هجوم آوردند، آن روز در سامرا قيامتى برپا بود.[۴۷]

کُتُب منسوب به امام حسن عسکری (علیه اسلام)[ویرایش]

کتاب تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (علیه اسلام)[ویرایش]

كتاب تفسيرى به امام عسكرى عليه السّلام نسبت داده شده كه شامل تفسير سوره حمد و قسمتى از سوره بقره است. اين كتاب از ابتداى طرح آن در محافل علمى، از قرن چهارم تا به امروز، مورد قضاوتهاى گوناگونى قرار گرفته است. شمارى از عالمان آن را از اثار امام دانسته و احاديثى نيز از آن نقل كرده‌اند. برخى ديگر آن را ساختگى شمرده و آن را فاقد اعتبار علمى دانسته‌اند. بخشى از اين قضاوتها متكى به سند كتاب است؛ زيرا دو نفر به نامهاى يوسف بن محمد بن زياد، و محمد بن سيّار، اساس روايت آن هستند و واسطه اين دو و شيخ صدوق، يك نفر با نام محمد بن قاسم استرآبادى است، گرچه بر اساس روايت ابن شهر آشوب، حسن بن خالد برقى نيز راوى اين تفسير است.[۴۸]

كتاب المقنعة[ویرایش]

كتاب ديگرى كه ابن شهر آشوب به امام منسوب كرده، كتاب المقنعه است. كتاب مزبور در نسخه‌اى از مناقب با عنوان «كتاب المنقبه» ضبط شده و صاحب ذريعه نيز تحت همين عنوان از آن ياد كرده است. اما در چاپ نجف و قم از مناقب، «رسالة المقنعة» آمده است. بياضى هم از آن با عنوان «كتاب المقنعه» يا «رسالة المقنعه» ياد كرده است.[۴۹] البته از برخی روایات بدست می آید که كتاب مزبور، اثرى بوده است كه محتوايش بر گرفته از امام هادى عليه السّلام كه توسط رجاء بن يحيى روايت شده و در سال 255 از خانه امام عسكرى- كه آن زمان منصب امامت شيعه را داشته- به بيرون راه يافته است. نكته قابل توجه: در مناقب تصريح شده است كه در آغاز كتاب «المقنعه» چنين آمده: أخبرني علي بن محمد بن موسى (كه همان امام هادى عليه السّلام است). ابو المفضل در سال 314 از رجاء بن يحيى نقل كرده كه فوت رجاء نيز در همين سال اتفاق افتاده است.[۵۰]

اصحاب امام حسن عسکری[ویرایش]

نگارش جوامع حديثى در ميان اصحاب ائمه عليهم السّلام بسيار طولانى است، به ويژه، پس از دوران امام صادق عليه السّلام، افراد زيادى در جامعه شيعه مصمم شدند تا روايات را جمع‌ آورى كرده و آنها را براى شيعيان ساكن در كشورهاى دور و نزديك به منظور راهيابى به افكار و انديشه‌ هاى اهل بيت، بفرستند.از اصحاب امام حسن عسکری علیه السلام که آثاری در جهت حفظ تشیع داشته اند می توان به افراد زیر اشاره کردک

  1. حسين بن اشكيب سمرقندى‌: نجاشى تأليفات او را بر شمرده كه در ميان آنها كتابى با عنوان «الرد على الزيدية» به چشم مى‌ خورد.[۵۱]
  2. محمد بن خالد برقى‌
  3. احمد بن محمد برقی: كتاب «المحاسن» وى دائرة المعارفى مشتمل بر احاديث امامان در تمامى زمينه‌هاى مختلف معارف دينى از قبيل: اخلاق، تفسير و جز آن بوده است. «1» وى تأليفات ديگرى هم داشته كه از جمله آنها كتاب التبيان فى اخبار البلدان در جغرافياى تاريخى دنياى اسلام بوده است.
  4. حسن بن موسى خشاب: از اصحاب امام عسكرى عليه السّلام تأليفاتى از خود باقى گذاشته كه كتاب «الرد على الواقفيه» از آن جمله است.
  5. محمد بن على بن حمزه‌
  6. احمد بن ابراهيم بن اسماعيل‌

شخصیت والای امام حسن عسکری (علیه السلام)[ویرایش]

عبادت های امام حسن عسکری (علیه اسلام)[ویرایش]

امام حسن عسکری - علیه السلام - عابدترین فرد زمان خود بود و بیش از همه به اطاعت خداوند و انجام دستورات الهی می پرداخت؛ شبها را با تلاوت قرآن، نماز و سجود برای خدا تا بامداد سرمی کرد. محمد شاکری می گوید: «امام در محراب می نشست و به سجده می رفت و من می خوابیدم و بیدار می شدم لیکن ایشان همچنان در حال سجده بودند» [۵۲]

اخلاق والای امام حسن عسکری (علیه اسلام)[ویرایش]

امام حسن عسکری تمامی کمالات اخلاقی پدران و اجداد گرامی خود را به ارث برده و با ذات خود عجین ساخته بود. والاترین جلوه های عالی اخلاق را در حرکات و سکنات خود نمایان می ساخت و مردم را بهره مند می کرد.در این جا به اختصار گوشه هایی از کمالات اخلاقی حضرت را می نمایانیم.

بردباری امام[ویرایش]

از صفات اخلاقی والای حضرت که بر درخشش ایشان می افزود بردباری ایشان بود؛حکومت عباسی ایشان را زندانی کرد و مورد اهانت قرار داد لیکن در همه حال ایشان صبور و بردبار بودند و لب به شکایت نگشودند و به هیچ کس از سختی و مشقت خود شکوه نکردند بلکه در تمام موارد، کار خود را به خدا بازگذاشتند و بر او توکل کردند. و این یکی را از نشانه های حلم و بردباری ایشان است.

اراده استوار امام[ویرایش]

یکی از ویژگیهای آشکار حضرت اراده ی قوی و استوار ایشان بود. حکومت بنی عباس همه ی توان و امکانات خود را به کار گرفته بود تا حضرت را وارد دستگاه خود کند و ایشان را موافق خود سازد لیکن این تلاشها ناکام ماند و حضرت همچنان بر استقلال خود و دوری از دستگاه عباسیان پافشاری کرد لذا بنی عباس او را تنها نماینده ی جناح مخالف سیاستهای استثمارگرانه و سرکوبگرانه خود می دانستند. امام در برابر تمام جلوه های فریبنده ی دستگاه عباسی ایستاد و از فرورفتن در نظام آنان تن زد. ایشان طاعت خدا و آرامش وجدان را بر هر چیز مقدم می داشتند.

بخشش[ویرایش]

یکی دیگر از صفات بارز امام - علیه السلام - سخاوت و بخشش ایشان بود؛ ایشان بخشنده ترین مردم بودند و وکلایی در بیشتر مناطق اسلامی تعیین فرموده بودند تا حقوق شرعیه را از مردم وصول کرده به فقیران، تهیدستان و درماندگان بدهند و با آنان عهد کرده بود که این اموال را در راه خیر و حل اختلافات میان مسلمین و دیگر موارد مفید صرف کنند. یکی از موارد بخشندگی امام را مورخان چنین نقل کرده اند: «محمد بن علی بن ابراهیم بن امام موسی بن جعفر می گوید: دستانمان خالی و روزگارمان سخت شده بود پدرم به من گفت: ما را نزد این مرد - امام حسن عسکری - که وصف بخشش و سخاوت او را شنیده ایم ببر، به او گفتم: آیا او را می شناسی؟ گفت: او را نمی شناسم و تا کنون او را هرگز ندیده ام. ما نیز به قصد دیدار امام راه افتادیم در میانه راه پدرم گفت: چقدر خوب است که ایشان به ما پانصد درهم عطا کند؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای خوراک (آرد) و یکصد درهم برای مخارج. من هم با خود گفتم: ای کاش! به من نیز سیصد درهم ببخشد؛ با صد درهم الاغی بخرم و با صد درهم مخارج خود را تأمین کنم و صد درهم دیگر را خرج پوشاک کنم و به سوی منطقه ی «جبل» بروم. هنگامی که به خانه حضرت رسیدیم غلام ایشان به سوی ما خارج شد و گفت: علی بن ابراهیم و فرزندش محمد داخل شوند، همینکه وارد شدیم و بر حضرت سلام کردیم ایشان به پدرم گفتند: یا علی! چرا تا کنون نزد ما نیامده ای؟ آقای من از اینکه شما را با این حال دیدار کنم خجالت می کشیدم. اندکی درنگ کردیم و سپس خارج شدیم. غلام حضرت به دنبال ما آمد و به پدرم کیسه ای پول داد و گفت: این پانصد درهم است؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای خوراک (آرد) و صد درهم برای مخارج. سپس کیسه ی دیگری به من داد و گفت این سیصد درهم است صد درهم را برای الاغ خریدن خرج کن و صد درهم برای پوشاک و صد درهم برای مخارج. به سوی «جبل» نیز مرو بلکه به «سوراء» [۵۳]روانه شو. محمد نیز راه سوراء را پیش گرفت و در آنجا وضع مالی او خوب شده از توانگران علوی گشت»[۵۴]

منش والا[ویرایش]

امام حسن عسکری - علیه السلام - دارای مکارم اخلاق و عظمت اخلاقی خاصی بود که با آن دوست و دشمن را شیفته خود می کرد، این ویژگی آشکارترین جلوه ی شخصیتی حضرت بود که آن را از جد بزرگوار خود پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - که اخلاق نیک ایشان همه را فرامی گرفت. به یادگار داشت. از ایشان نمونه های اخلاقی شگفت انگیزی نقل شده که دشمن کینه توز را به دوستی صمیمی و مخلص بدل کرده است.

دانش امام[ویرایش]

مورخان و تذکره نویسان زندگانی حضرت، ایشان را داناترین فرد زمان خود معرفی کرده اند و بر این نکته اتفاق نظر دارند که ایشان نه تنها در احکام دین متخصص بود بلکه در تمام علوم و در عرصه های مختلف دانش چه عقلی و چه نقلی یگانه ی عصر خود به شمار می رفت. «بختیشوع» پزشک مسیحی به شاگرد خود «بطریق» درباره ی حضرت چنین می گوید: «بدان که او داناترین فرد روزگار ماست که بر زمین زندگی می کند» [۵۵]

چند حدیث گرانبها از امام حسن عسکری (علیه السلام)[ویرایش]

حکمت روزه[ویرایش]

جعفر بن محمد بن حمزه ی علوی از حضرت درباره ی حکمت تشریع روزه پرسش کرد و امام پاسخ داد: «فرض الله تعالی الصوم لیجد الغنی مس الجوع فیحنو علی الفقیر...» [۵۶] . «خداوند متعال روزه را واجب کرد تا دولتمندان، فشار گرسنگی را حس کنند و بر فقیران دل بسوزانند و آنان را دستگیری کنند....». امام در کوتاهترین کلام و رساترین بیان حکمت تشریع روزه را بیان می کند. روزه، اغنیا را بر آن می دارد تا به کمک فقیران بشتابند و در حق آنان نیکی کنند. بعلاوه نتایج روحانی و معنوی و سلامتی جسمی که به دنبال دارد.

دوستی و دشمنی نیکان[ویرایش]

امام - علیه السلام - درباره ی محبت و بغض نیکان و دشمنی بدکاران نسبت به آنان چنین می فرماید: «حب الابرار للأبرار فضیله للأبرار، و بغض الفجار للأبرار زین للأبرار، و بغض الأبرار للفجار خزی للفجار...» [۵۷] . «دوستی نیکان نسبت به یکدیگر برایشان فضیلت است و بغض بدکرداران نسبت به نیکان زیور و زینت آنان است، لیکن بغض نیکان نسبت به بدکاران مایه ی خواری بدکاران است....».

پانویس[ویرایش]

  1. اخبار الدول، ص 117؛ بحر الانساب، ص 2؛ تحفۀالامام، ص 86؛ مسعودی، اثبات الوصيه، ص۲۵۸، ۲۶۶؛ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۳
  2. مسار الشیعة، ص 30
  3. اعلام الوری، ص 367
  4. مصباح کفعمی، ص 530
  5. کافی، ج 1، ص 503
  6. وفیات الاعیان، ج 2، ص 94
  7. کلینی، کافی، ۱۳۹۱ق، ج۱، ص۵۰۳؛ شیخ مفید، الارشاد، قم، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۳۱۳
  8. کمال الدین، شیخ صدوق، ص3٠٧؛اثبات الوصية، ص: 244
  9. اثبات الوصية، على بن حسين مسعودى، ‏ ص 244
  10. اخبار الدول، ص 117 . بحرالانساب، ص 2. تحفۀالانام، ص 86 و النجوم الزاهرة، ج 3، ص 32
  11. اخبار الدول، ص 117 و بحرالانساب، ص 2
  12. بحرالانساب، ص 2
  13. بحرالانساب، ص 2
  14. تحفۀالانام، ص 87 . بحار، ج 50 ، ص 236 (و در اخبارالدول و کتب دیگر، الخالص آمده است).
  15. تحفۀالانام، ص 8
  16. تحفۀالانام، ص 8
  17. جوهرة الکلام، ص 1
  18. سفینۀالبحار، ج 1، ص 259
  19. مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 421؛ بحار الانوار، ج 50، ص 236؛ نور الابصار، ص 166
  20. بحارالانوار، ج 50 ، ص 3
  21. بحار، ج 50 ، ص 238 و اخبار الدول، ص 1
  22. سوره مومنون،آیه115
  23. احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج‏29، ص65، نقل با تلخیص
  24. الغیبه، طوسی، ص 120- 122؛ کشف الغمّه، ج 2، صص 404- 407؛ الارشاد، ص 335؛ روضه الواعظین، ص 247؛ بحار الانوار، ج 50، صص 239- 246
  25. اعیان الشیعه، ج 4، ق 3، ص 2
  26. المقالات و الفرق، ص 101
  27. مروج الذهب، ج 4، ص 112
  28. معارف، مجید. پژوهشی در تاریخ حدیث شـیعه. تهران: موسسه فرهنگی و هنری ضریح، 1376 ش، ص 373
  29. الغیبه، طوسی، ص 129، در بعضی نسخه ها «دار العامه» آمده که گویا منظور همان «دار الخلافه» است.
  30. طوسی، الغیبه، ص 251
  31. الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 439؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 207
  32. طوسی، الغیبه، ص 354
  33. همان، ص 400
  34. هـمان، ص 295
  35. طوسی، ص 496
  36. مجلسی، زندگانی حضرت جـواد و عـسکریین عـلیه السلام، ص 195
  37. طوسی،الغیبه، ص 268
  38. نقش امام حسن عسکری علیه السلام و اصحاب ایشان در حدیث امامیه، فرزند وحی،جمال / دارابی،فرشته، سفینه، شماره 37، صفحه 122
  39. بحار الانوار، ج 50، ص 325؛ الکافی، ج 1، ص 505؛ الغیبه، طوسی، صص 131- 132؛ کمال الدین، ج 1، ص 40- 41؛ اعلام الوری، صص 357- 359؛ الارشاد، ص 338- 340؛ کشف الغمه، ج 1، ص 407
  40. بحار الانوار، ج 50، صص 3121- 313 از مهج الدعوات ابن طاووس.
  41. الارشاد، ص 334؛ کشف الغمه، ج 2، ص 414؛ روضه الواعظین، ص 248
  42. نور الابصار، ص 168؛ الفصول المهمه، ص 286؛ الکافی، ج 1، ص 512
  43. المنتظم، ج 12، ص 83 (حوادث سال 255)
  44. بحار الانوار، ج 50، ص 313 از مهج الدعوات، ص 343؛ الغیبه، طوسی، ص 123
  45. الارشاد، ص 342؛ الکافی، ج 1، ص 508؛ کشف الغمه، ج 2، ص 412
  46. الارشاد، ص 383
  47. كمال الدين، ج 1، ص 43؛ نور الابصار، ص 168؛ الغيبه، طوسى، ص 132
  48. معالم العلماء، ص 34: عبارت چنين است: حسن بن خالد برقى، اخو محمد بن خالد، من كتبه: تفسير العسكرى من املاء الامام عليه السلام، مائة و عشرون مجلدة.
  49. المناقب، ج 4، ص 424؛ الصراط المستقيم، ج 2، ص 175؛ ذريعه، ج 23، ص 149؛ اعيان الشيعة، ج 4، جزء 2، ص 188
  50. مكارم الاخلاق، ص 458؛ ذريعه، ج 22، ص 421؛ نوابغ الرواة، ص 31
  51. رجال النجاشى، ص 44، ش 88
  52. دلائل الامامۀ، ص 2
  53. سوراء: جایی که گفته میشود کنار بغداد است و خود بغداد نیز گفته شده است. معجم البلدان، ط دار صادر، ج 3، ص
  54. کشف الغمه، ج 3، ص 2
  55. بحارالانوار، ج 50 ، ص 2
  56. کشف الغمۀ، ج 3، ص 193 و من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 4
  57. المجالس السنیۀ، ج 2، ص 6

منابع[ویرایش]

  • زندگانى امام حسن عسكرى عليه السلام‌، باقر شريف قرشى / مترجم سيد حسن اسلامى، جامعه مدرسين، قم 1375 ش
  • حيات فكرى و سياسى ائمه، رسول جعفريان ،انصاريان، قم‌، 1381 ش‌‌
  • احقاق الحق و ازهاق الباطل، قاضی نور الله شوشتری
  • نقش امام حسن عسکری علیه السلام و اصحاب ایشان در حدیث امامیه، فرزند وحی،جمال / دارابی،فرشته، سفینه، شماره 37
چهارده معصوم علیهم السلام
اسامی

حضرت محمد صلی الله علیه و آلهحضرت فاطمه سلام الله علیها

امام علی علیه السلامامام حسن علیه السلامامام حسین علیه السلامامام سجاد علیه السلامامام باقر علیه السلامامام صادق علیه السلامامام کاظم علیه السلامامام رضا علیه السلامامام جواد علیه السلامامام هادی علیه السلامامام حسن عسکری علیه السلامامام زمان عجل الله تعالی فرجه

مفاهیم وابسته
اهل البیت علیهم السلامعصمتپنج تنعترتساداتاهل الذکراکمال دیناولی الأمر
آیات و احادیث مرتبط
آیه تطهیرآیه امامتآیه اکمالحدیث ثقلینحدیث سفینهحدیث یوم الدارحدیث طیر مشوی



امام حسن عسکری علیه السلام
زندگی ولادتدوران کودکیدوران امامتازدواج با نرجس خاتون (مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه) شهادت
بستگان پیامبر اکرم(ص) • امام علی(ع) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • امام سجاد (ع) • امام باقر (ع) • امام صادق (ع) • امام کاظم (ع) • امام رضا (ع) • امام جواد (ع) • امام هادی (ع) • امام زمان (ع) • حديثه خاتوننجمه خاتون محمد بن علی هادی • حسین بن علی الهادی • جعفر بن علی الهادی
اصحاب ابوهاشم جعفری( داود بن قاسم) • ابو الحسن على بن محمد سمرىعلی بن مهزیارابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمرىفضل بن شاذانابو سهل نوبختیعلی بن ریان بن صلت قمی ابوسهل نوبختیبشر بن سلیمانحسین بن اشکیب قمیعبدالله بن جعفر حمیریعثمان بن سعید عمرویمحمد بن صالح همدانیمحمد بن عبدالجبار قمىعثمان بن سعیداحمد بن اسحاق اشعریسایر یاران امام هادی علیه السلام
آثار
مکان های مرتبط بغدادسامرا