احرام

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


اِحرام در لغت به معنای منع کردن[۱] و در اصطلاح فقهی با معنای ورود در نماز یا حج یا عمره گویند[۲] که در این نوشته مراد «اِحرام حج» می‌باشد.

حقیقت اِحرام[ویرایش]

پیرامون حقیقت احرام،‌هشت نظر بیان شده که به چهار مورد آن اشاره می‌شود.[۳]

  1. اِحرام، ماهیتی است مرکب از: نیت، تلبیه و پوشیدن لباس اِحرام.
  2. احرام، نیت و تلبیه را گویند.
  3. احرام، تنها نیت می‌باشد.
  4. احرام آماده ساختن نفس برای ترک اعمال مشخصی که نهی شده به منظور انجام اعمالِ حج.

احکام اِحرام[ویرایش]

که در ضمن سه بخش بیان می‌شود:

- بخش اول: مقدمات احرام:

که مقصد از آن، اعمالی است که پیش از اِحرام انجام آن مستحب است، مانند: تمیزکردن بدن، غسل و مُحرم شدن بعد از نماز واجب.[۴]

- بخش دوم: کیفیت اِحرام، که بر دو قسم است:

  1. واجبات اِحرام[۵]، مانند:‌ نیت، پوشیدن لباس احرام، تلبیه.
  2. مستحبات احرام: مانند به زبان آوردن عملی که قصد انجام آن را دارد، بالا بردن صدا با گفتن تلبیه، اشتراط تحلیل، مُحرم شدن در جامه‌ای از جنس پنبه به رنگ سفید.[۶]

- بخش سوم: اعمالی که در احرام انجام نمی‌شود.

این اعمال بر دو قسم می‌باشد:

  1. اعمال مکروه: مانند اِحرام با جامه رنگی (یا با جامه کثیف، یا: با جامه دورنگ)، استفاده از حنا بری زینت،‌ ورود به حمام و دلاّکی بدن، استفاده از گیاهان خوشبو و گفتن لبیک در جواب کسی که او را صدا می‌زند.[۷]
  1. اعمال حرام: مانند هر گونه استمتاع از زنان، پوشیدن کفش و جوراب توسط مرد، شکار حیوان خشکی، استفاده از عطر، نگاه در آینه، قطع درخت و گیاه، گرفتن ناخن، سرمه کشیدن با مواد خوشبو، فسوق (به معنای دروغ گفتن، نسبت دادن دروغ به خدا و رسول، ناسزاء) جدال (گفتن لا والله و بلی والله) خارج کردن خون از بدن، غسل دادن مُحرم میت با کافور و...[۸]

پانویس[ویرایش]

  1. القیومی، احمد بن محمد بن علی، المصباح المنیر، ج1، ص131–132.
  2. الانصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسره، ج1، ص 305.
  3. الانصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیه، ج1، ص306–305.
  4. البحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج15، ص 9.
  5. الانصاری، محمدعلی، الموسوعة‌الفقهیة، ج1، ص308.
  6. النجفی، محمدحسن، جواهرالکلام،‌ ج18،‌ ص282-278.
  7. الانصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیه، ج1، ص322–321.
  8. العاملی، السید محمد، مدارک الاحکام، ج7، ص378-310 و: النجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج18، ص419–286.


منابع[ویرایش]