آیه 61 سوره هود

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

۞ وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا ۚ قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ ۖ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ

مشاهده آیه در سوره


<<60 آیه 61 سوره هود 62>>
سوره : سوره هود (11)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و باز ما به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را به رسالت فرستادیم، صالح به قوم خود گفت: ای قوم، خدای یگانه را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید، او خدایی است که شما را از زمین بیافرید و برای عمارت و آباد ساختن آن برگماشت، پس شما از خدای خود آمرزش طلبید و به درگاه او توبه کنید که البته خدای من (به همه) نزدیک است و شنونده و اجابت کننده است.

و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را [فرستادیم] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید؛ شما را جز او هیچ معبودی نیست، و او شما را از زمین به وجود آورد و از شما خواست که در آن آبادانی کنید؛ بنابراین از او آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید؛ زیرا پروردگارم [به بندگانش] نزدیک و اجابت کنندهدعای آنان است.

و به سوى [قوم‌] ثمود، برادرشان صالح را [فرستاديم‌]. گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستيد. براى شما هيچ معبودى جز او نيست. او شما را از زمين پديد آورد و در آن شما را استقرار داد. پس، از او آمرزش بخواهيد، آنگاه به درگاه او توبه كنيد، كه پروردگارم نزديك [و] اجابت‌كننده است.»

و بر قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم. گفت: اى قوم من، خداى يكتا را بپرستيد. شما را جز او خدايى نيست. اوست كه شما را از زمين پديد آورده است و خواست كه آبادانش داريد. پس آمرزش خواهيد و به درگاهش توبه كنيد. هر آينه پروردگار من نزديك است و دعاها را اجابت مى‌كند.

و بسوی قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید، که پروردگارم (به بندگان خود) نزدیک، و اجابت‌کننده (خواسته‌های آنها) است!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And to Thamud [We sent] their brother Salih. He said, "O my people, worship Allah; you have no deity other than Him. He has produced you from the earth and settled you in it, so ask forgiveness of Him and then repent to Him. Indeed, my Lord is near and responsive."

To the Thamud People (We sent) Salih, one of their own brethren. He said: "O my people! Worship Allah: ye have no other god but Him. It is He Who hath produced you from the earth and settled you therein: then ask forgiveness of Him, and turn to Him (in repentance): for my Lord is (always) near, ready to answer."

معانی کلمات آیه

ثمود: نام قوم صالح عليه السّلام است. يكى از قبائل عرب ما قبل تاريخ بودند و در محلى به نام وادى القرى ما بين حجاز و شام سكونت داشتند . لفظ ثمود به تأويل شخص منصرف و به تأويل قبيله غير منصرف آيد . به نقلى آن لفظ عربى و به نقلى عجمى است. در مجمع البيان ذيل آيه 73 از سوره اعراف آن را نام يكى از نواده ‏هاى نوح دانسته كه قبيله صالح با نام او نامگذارى شده است . اين كلمه 26 بار در قرآن مجيد منصرف و غير منصرف به كار رفته است.

صالح: از پيامبران ما قبل است و از نقل قرآن معلوم مى ‏شود كه زمانش بعد از هود عليه السّلام و قبل از ابراهيم عليه السّلام بوده است . در سوره اعراف ذيل آيه 73 درباره او سخن گفته ‏ايم.

انشأكم: نشأ: پديد آمدن. «نشأ الشي‏ء نشأ: حدث و تجدد» به نظر راغب: پديد آمدن توأم با تربيت. انشاء: پديد آوردن، «انشأكم»: پديد آورد شما را.

استعمركم: عمارة: آباد كردن. استعمار: طلب آباد كردن. اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها:از شما طلب آباد كردن خواسته است در آن..[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِلى‌ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ «61»

و به سوى قوم ثمود، برادرشان صالح (را فرستاديم) او گفت: اى قوم من! خداى يگانه را بپرستيد كه جز او معبود ديگرى براى شما نيست. اوست كه شما را از زمين پديد آورد و از شما خواست تا در آن آبادى كنيد، پس، از او آمرزش بخواهيد، سپس به سوى او بازگرديد، همانا پروردگار من نزديك و اجابت كننده است.

نکته ها

حضرت صالح عليه السلام سومين پيامبرى است كه پس از حضرت نوح و هود عليهما السلام به رسالت رسيده است.

پیام ها

1- رابطه‌ى انبيا با مردم، رابطه‌اى برادرانه بوده است. «أَخاهُمْ»

2- بهتر است مبلّغ، از اهالى همان منطقه‌ى مورد تبليغ باشد. «أَخاهُمْ»

3- هدف همه‌ى انبيا، پرستش خداى يگانه است. «اعْبُدُوا اللَّهَ، ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ»

4- دليل و فلسفه‌ى عبادت خداوند، لطف بيكران او به انسان‌هاست. «اعْبُدُوا، أَنْشَأَكُمْ»

5- سرچشمه‌ى آفرينش انسان از خاك است. «أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ»

6- اسلام، دين جامع بين دنيا و آخرت است. (هم آباد كردن زمين، هم استغفار و توبه) «وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ»

7- خواست خداوند، عمران و آبادى زمين است. «وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»

8- معبود موحّدان، داراى فهم و شعور، علم و قدرت، شنوايى و جوابگويى به آنهاست كه اين موارد در بُت‌ها نيست. «قَرِيبٌ مُجِيبٌ»

جلد 4 - صفحه 82

9- برگشت به سوى خداوند، آسان و توبه زمينه‌ى تقرّب به خداست. «تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ»

10- اگر استغفار و توبه بود، خداوند مى‌پذيرد. تُوبُوا ... قَرِيبٌ مُجِيبٌ‌

11- خداوند به همه نزديك است، اين ما و افكار و رفتار ماست كه سبب دورى ما از خداوند مى‌شود. «رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِلى‌ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ (61)

بعد از آن ذكر قصه قوم ثمود را بيان فرمايد:

وَ إِلى‌ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً: و فرستاديم به سوى قبيله ثمود برادر نسّبى ايشان حضرت صالح عليه السّلام را، چون مبعوث به رسالت شد دعوت نمود. قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ‌: فرمود اى قوم من، ستايش و پرستش كنيد خداى متعال را به يگانگى. ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ‌: نيست براى شما خالق و معبودى غير از ذات اقدس سبحانى. هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ‌: آن ذات پاك به قدرت كامله آفريد شما را از زمين، يعنى پدر شما آدم را از خاك و شما را از نطفه‌اى كه توليد آن از غذا و حصول غذا از زمين مى‌باشد بتمامه. وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها: و زندگانى و بقا بخشيد شما را در زمين و شما را معمّر گردانيد. در مدارك نقل شده‌ «1» كه عمر آنها از سيصد تا هزار سال بود. يا شما را قوه مرحمت فرمود بر عمارت زمين به‌

«1» تفسير منهج الصادقين چاپ علميه اسلاميه ج 4 ص 434.

جلد 6 - صفحه 94

ساختن منازل بائره و حفر انهار و غرس اشجار، يا امر نمود شما را به تعمير زمين بقدر آنچه محتاجيد از منازل و زراعات و اشجار.

فَاسْتَغْفِرُوهُ‌: پس در مقابل شكر منعم كه عقل حاكم به آنست، طلب آمرزش نمائيد خدا را به ايمان. ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ‌: پس توبه و بازگشت به درگاه الهى به اطاعت اوامر و پرهيز از نواهى، يا طلب آمرزش كنيد از ستايش بتان و برگرديد به پرستش خالق منان و حضرت سبحان. إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ‌:

بدرستى كه پروردگار من نزديك است به رحمت نسبت به اميدواران. اجابت كننده است به فضل و منت نسبت به داعيان. مشهور آنست كه‌ «1» صالح عليه السّلام پسر عبيد پسر آصف پسر ماشح پسر عبيد پسر حاذر پسر ثمود پسر عاثر پسر ارم پسر سام بود، و مانند انبياء سلف، كمال لطف و نصح را به قوم منظور مى‌داشت.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِلى‌ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ (61) قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ (62) قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى‌ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ (63) وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ (64) فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ (65)

فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ (66) وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ (67) كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ (68)

ترجمه‌

و فرستاديم بسوى قوم ثمود برادرشان صالح را گفت اى قوم من بپرستيد خدا را نيست شما را هيچ خدائى مگر او، او آفريد شما را از زمين و عمر داد شما را در آن پس طلب آمرزش كنيد از او پس باز گشت كنيد بسوى او همانا پروردگار من نزديك و اجابت كننده است‌

گفتند اى صالح بتحقيق بودى تو در ميان ما محلّ اميد پيش از اين آيا نهى ميكنى ما را از آنكه بپرستيم آنچه را ميپرستيدند پدران ما و همانا ما هر آينه در شكّى هستيم از آنچه ميخوانى ما را بسوى آن كه بگمان اندازنده است‌

گفت اى قوم من خبر دهيد مرا اگر من باشم داراى دليل واضحى از پروردگارم و داده باشد مرا از خود رحمتى پس كيست كه يارى كند مرا از عذاب خدا اگر نافرمانى كنم او را پس زياد نميكنيد براى من مگر نسبت زيانكارى‌

و اى قوم من اين شتر خدا است براى شما با آنكه نشانه قدرت است پس بگذاريدش بخورد در زمين خدا و نرسانيد به آن آزارى پس ميگيرد شما را عذابى نزديك‌

پس پى كردند آنرا پس گفت برخوردار شويد در سراى خودتان سه روز اين وعده‌ايست غير دروغ‌

پس چون آمد فرمان ما نجات داديم صالح را و آنانكه ايمان آوردند با او برحمتى از خودمان و از رسوائى آنروز همانا پروردگار تو او است نيرومند توانا

و گرفت آنانرا كه ستم كردند فرياد آسمانى پس صبح كردند در خانه‌هاشان بر جاى ماندگان‌

گويا نبودند در آن هرگز آگاه باشيد همانا قوم ثمود كافر شدند بپروردگارشان آگاه باشيد دورى از رحمت است براى ثمود.

تفسير

خداوند پس از حضرت هود حضرت صالح را مبعوث بر قبيله ثمود فرمود و آنها بنابر نقل اكمال از امام باقر عليه السّلام كمتر از چهل خانوار بودند اهل يك ده در كنار دريا و بعضى گفته‌اند در وادى القرى بين شام و مدينه منزل داشتند و قوم عاد در يمن بودند در هر حال مأموريّت او هم مانند انبياء گذشته دعوت بتوحيد بود و نسبت برادر بقوم مكرّر بيان شده كه بملاحظه معمول عرب است كه اهل هر قبيله‌اى يكديگر را برادر ميخوانند و آنحضرت پس از دعوت بتوحيد و نفى شرك فرمود خداوندى كه شما را در بدو امر از خاك آفريد و فعلا هم نطفه‌اى را كه شما از آن بوجود ميآئيد از موادّ ارضيّه خلق ميفرمايد و بشما طول عمر عنايت فرموده اگر استعمر كم مأخوذ از عمر باشد چون گفته‌اند عمر آنها از سيصد تا هزار سال بوده يا شما را مأمور

جلد 3 صفحه 94

بعمران و آبادى زمين فرمود اگر مأخوذ از عمارت باشد زيرا اين عمل مطلوب و موجب طول عمر است يا شما را متمكّن از عمارت و محتاج بسكونت در زمين فرمود در هر حال چنين خداوندى مستحقّ پرستش و ستايش است نه بتهائيكه شما آنها را بدست خودتان ميسازيد پس طلب مغفرت نمائيد از خداوند براى گناهان گذشته خودتان و ثابت باشيد بر توبه و رجوع كنيد بپرستش حقّ از پرستش باطل و بدانيد كه رحمت خداوند نزديك به بنده موحّد است و اجابت ميكند دعاى او را و احاطه دارد بخلق و ميشنود دعاى آنها را و اگر صلاح باشد مستجاب ميفرمايد آنها در جواب گفتند اى صالح تو قبل از اين محلّ رجاء و مورد اميدوارى ما بودى در هر امر خيرى براى عقل و كفايت و درايت و خيرخواهى كه از تو بروز داشت نسبت بهمه ما ولى اينك اميدها از تو قطع شد چون ما را از عبادت بتها كه دين پدران ما بوده نهى ميكنى و دعوت مينمائى ما را بتوحيد و نفى شرك با آنكه ما يقين نداريم بصدق مدّعاى تو بلكه شك داريم بطوريكه موجب تزلزل خاطر ما شده نسبت بخودت و دينى كه آورده‌اى حضرت صالح در جواب فرمود اى قوم من اگر براى من به بيّنه و برهان قطعى واضح توحيد خدا ثابت و مدلّل باشد و مرا مبعوث بر شما فرموده باشد و بخواهم با شما مماشاة نمايم و بوظيفه خودم كه دعوت است عمل ننمايم كدام يك از شما ميتوانيد با من همراهى كنيد و عذاب خدا را از من دفع نمائيد با آنكه مستحقّ عقابم پس متابعت من از شما و همراهى شما با من جز زيانكارى واقعى و نسبت آن براى من و شما فائده‌اى ندارد چون تخسير مانند تفسيق بمعناى نسبت زيانكارى است خلاصه آنكه اين مدارا و مماطله براى من و شما چيزى جز نسبت زيانكارى و واقع خسران اضافه نمينمايد و اگر براى رفع تزلزل خاطر خودتان و اطمينان بصدق مدّعاى من محتاج بشاهد و معجزه باشيد اين ماده شتر كه بكيفيّت مخصوصه بهت آور براى شما از كوه بيرون آوردم و باين مناسبت ناقة اللّه خوانده ميشود كه اسباب عاديه در پيدايش او نبوده بلكه فقط باراده الهيّه موجود شده است و بر نفع شما است كه تمامتان از شيرش بهره‌مند ميشويد معجزه قطعيّه و گواه صدق من است و ديگر نبايد شكّى داشته باشيد و مبادا آنرا آزار نمائيد بگذاريد در زمين خدا بچرد و از آب رودخانه بياشامد و بهمان ميزان بشما شير بدهد و اگر

جلد 3 صفحه 95

تخلف نمائيد بزودى عذاب الهى بر شما نازل خواهد شد ولى اين نصايح مشفقانه بخرج آنقوم عنود نرفت و عاقبت يكنفر از آنها با رضايت سايرين متصدّى قتل آن حيوان شد و همه از گوشت او خوردند و شريك در جرم شدند و حضرت صالح سه روز بآنها مهلت استفاده از حيات داد و بعد از آن وعده عذاب قطعى كه دروغ و قابل تخلّف نيست و بعد از نزول عذاب آنحضرت و اهل ايمان مشمول رحمت الهى شدند و از ذلّت و رسوائى و عذاب آنروز و روز قيامت مأمون گشتند و قوّت و قدرت و عزّت و قهّاريّت خداوند ظاهر گشت و آنها بصيحه مهيب آسمانى مردند و برو بزمين افتادند و ديگر از جاى خودشان برنخاستند مانند آنكه هيچوقت در دنيا نبودند و بكلّى آثارشان محو شد و باقى نماند براى آنها جز تنبيه الهى اهل عالم را بكفرشان و تأكيد آنرا بلعن آنها براى افاده استحقاقشان يا اخبار از محروميّت آنها از رحمت الهيّه و تفصيل اين قصه در سوره اعراف با بيان وافى گذشت ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِلي‌ ثَمُودَ أَخاهُم‌ صالِحاً قال‌َ يا قَوم‌ِ اعبُدُوا اللّه‌َ ما لَكُم‌ مِن‌ إِله‌ٍ غَيرُه‌ُ هُوَ أَنشَأَكُم‌ مِن‌َ الأَرض‌ِ وَ استَعمَرَكُم‌ فِيها فَاستَغفِرُوه‌ُ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيه‌ِ إِن‌َّ رَبِّي‌ قَرِيب‌ٌ مُجِيب‌ٌ (61)

و ‌هر‌ آينه‌ بتحقيق‌ فرستاديم‌ بسوي‌ ثمود برادر ‌خود‌ ‌آنها‌ صالح‌ ‌را‌ فرمود اي‌ قوم‌ ‌من‌ پرستش‌ كنيد خداوند ‌را‌ نيست‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌شما‌ خدايي‌ ‌غير‌ ‌از‌ ‌او‌ اوست‌ ‌که‌ ‌از‌ همين‌ زمين‌ و خاك‌ ايجاد فرمود ‌شما‌ ‌را‌ و ‌براي‌ ‌شما‌ عمر طولاني‌ و عمّار زمين‌ ‌که‌ عمارتها بنا كرديد و سكني‌ گرفتيد قرار داد ‌پس‌ طلب‌ آمرزش‌ كنيد ‌از‌ ‌او‌ ‌که‌ ‌بر‌ شرك‌ و معاصي‌ ‌شما‌ مؤاخذه‌ نكند و گذشت‌ فرمايد و توبه‌ كنيد بسوي‌ ‌او‌ و دست‌ ‌از‌ شرك‌ و كفر و معاصي‌ برداريد محققا پروردگار ‌من‌ نزديك‌ بشما ‌است‌ و اجابت‌ ميكند ‌شما‌ ‌را‌ ‌هم‌ ميآمرزد و ‌هم‌ قبول‌ توبه‌ ميكند.

وَ إِلي‌ ثَمُودَ عطف‌ ‌است‌ بالي‌ قومه‌ مدخول‌ وَ لَقَد أَرسَلنا نُوحاً ‌يعني‌ و لقد ارسلنا ‌الي‌ ثمود و ثمود ‌إبن‌ عاشر ‌إبن‌ ارم‌ ‌إبن‌ سام‌ ‌إبن‌ نوح‌ و اولاد و احفادش‌ بسيار بودند و ‌آنها‌ ‌را‌ ثمود گفتند باسم‌ جد ‌آنها‌ و گفتند عمر ‌آنها‌ طولاني‌ ‌بود‌ ‌بين‌ سيصد سال‌ ‌تا‌ هزار سال‌ و محل‌ ‌آنها‌ ‌بين‌ شام‌ و مدينه‌ نزديك‌ يمن‌ بوده‌ و ‌از‌ اعراب‌ اولي‌ بودند لسانشان‌ عرب‌ ‌بود‌.

أَخاهُم‌ صالِحاً ‌که‌ حضرت‌ صالح‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ‌هم‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ قبيله‌ بوده‌ اخوت‌ نسبي‌ داشت‌ ‌با‌ ‌آنها‌ نه‌ اخوت‌ ديني‌ و حضرت‌ صالح‌ بمقتضاي‌ حديثي‌ ‌که‌ ‌در‌ كافي‌ ‌از‌ ابي‌ حمزه‌ ‌از‌ حضرت‌ باقر ‌عليه‌ السّلام‌ روايت‌ كرده‌ ‌که‌ خلاصه‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌در‌ سوره‌ اعراف‌ ‌در‌ ذيل‌ ‌آيه‌ 71 بيان‌ كرديم‌ ‌که‌ ‌در‌ سن‌ 16 سالگي‌ مبعوث‌ برسالت‌ شد و ‌تا‌ سنش‌ بالغ‌ ‌بر‌ 120 سال‌ رسيد 104 سال‌ دعوت‌ كرد ضعفاء و فقراء باو ايمان‌ آوردند و متكبرين‌ و اعيان‌

جلد 11 - صفحه 77

و اشراف‌ قوم‌ ايمان‌ نياوردند فرمود ‌من‌ ‌از‌ دعوت‌ ‌شما‌ ملول‌ شدم‌ ‌شما‌ ‌هم‌ ‌از‌ دعوت‌ ‌من‌ ملول‌ شديد بيائيد ميرويم‌ نزد خدايان‌ ‌شما‌ ‌من‌ ‌از‌ ‌آنها‌ حاجت‌ مي‌طلبم‌ ‌اگر‌ اجابت‌ كردند ديگر دعوت‌ نميكنم‌ و ‌از‌ ميان‌ ‌شما‌ خارج‌ ميشوم‌ و ‌شما‌ ‌هم‌ ‌از‌ خداي‌ ‌من‌ حاجت‌ طلبيد ‌اگر‌ اجابت‌ فرمود ايمان‌ بياوريد گفتند بسيار خوب‌ انصاف‌ دادي‌ رفتند نزد بتها ‌هر‌ چه‌ حضرت‌ صالح‌ [ع‌] حاجت‌ خواست‌ أ تري‌ نبخشيد و ‌آنها‌ ‌از‌ خداي‌ صالح‌ حاجت‌ طلبيدند ‌که‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ سنگ‌ شتري‌ بيرون‌ آيد باوصاف‌ كذا و كذا فوري‌ ناقه‌ خارج‌ شد گفتند بزايد فوري‌ بچه‌ آورد و بقدري‌ شير ميداد ‌که‌ تمام‌ قوم‌ ‌را‌ كفايت‌ ميكرد معاندين‌ ‌از‌ راه‌ كبر و عصبيت‌ ديدند ‌اينکه‌ معجزه‌ بزرگ‌ باعث‌ ‌اينکه‌ ميشود ‌که‌ مردم‌ مشاهده‌ ميكنند و ايمان‌ ميآورند لذا ناقه‌ ‌را‌ پي‌ كردند ‌تا‌ آخر حديث‌.

قال‌َ يا قَوم‌ِ اعبُدُوا اللّه‌َ ما لَكُم‌ مِن‌ إِله‌ٍ غَيرُه‌ُ گفتند هفتاد بت‌ داشتند ‌که‌ پرستش‌ ميكردند هُوَ أَنشَأَكُم‌ مِن‌َ الأَرض‌ِ چون‌ خداوند بشر ‌را‌ ‌از‌ خاك‌ زمين‌ خلق‌ فرمود حضرت‌ آدم‌ ‌از‌ گل‌ خلق‌ شد بعلاوه‌ اصل‌ خلقت‌ انسان‌ ‌از‌ حبوبات‌ و فواكه‌ ‌که‌ انسان‌ تغذيه‌ ميكند ‌از‌ زمين‌ روئيده‌ ميشود و جزو اعضاء بدن‌ ميگردد و توليد نطفه‌ ميكند و اطواري‌ سير ميكند ‌تا‌ بدنيا بيايد و بالاخره‌ بمقتضاي‌ ‌کل‌ شيئي‌ يرجع‌ ‌الي‌ اصله‌ دو مرتبه‌ خاك‌ ميشود و فرداي‌ محشر ‌هم‌ همين‌ خاك‌ باز بدون‌ ‌اينکه‌ تطورات‌ انسان‌ ميشود ‌ يا ‌ ‌در‌ بهشت‌ ‌ يا ‌ جهنم‌ وارد ميشود ‌که‌ معاد جسماني‌ ‌از‌ ضروريات‌ اسلامي‌ ‌است‌ و منكر ‌آن‌ كافر و ضال‌ ‌است‌.

وَ استَعمَرَكُم‌ فِيها ‌ يا ‌ ‌از‌ ماده‌ عمر ‌است‌ ‌يعني‌ عمر زيادي‌ بشما داده‌ ‌که‌ بالغ‌ ‌بر‌ هزار سال‌ ميشود ‌ يا ‌ ‌از‌ ماده‌ عمران‌ ‌است‌ ‌که‌ عمارات‌ عاليه‌ و بناهاي‌ محكمه‌ و مساكن‌ رفيعه‌ بشما ‌در‌ روي‌ زمين‌ عنايت‌ فرموده‌ فَاستَغفِرُوه‌ُ ‌از‌ شرك‌ و بت‌ پرستي‌ و اعمال‌ سيّئه‌ ‌که‌ مرتكب‌ شده‌ايد استغفار

جلد 11 - صفحه 78

كنيد ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيه‌ِ ايمان‌ آوريد و عمل‌ صالح‌ بجا آوريد و تقواي‌ ‌از‌ معاصي‌ كنيد ‌که‌ گفتند توبه‌ ‌هر‌ چيزي‌ مناسب‌ ‌خود‌ ‌او‌ ‌است‌ توبه‌ ‌از‌ شرك‌ و كفر و عناد و عصبيت‌ و كبر ‌در‌ دين‌ ايمان‌ ‌است‌ و توبه‌ ‌از‌ حقوق‌ ‌النّاس‌ ردّ ‌آنها‌ ‌است‌ و توبه‌ ‌از‌ ترك‌ واجبات‌ اتيان‌ و تدارك‌ ‌آنها‌ ‌است‌.

إِن‌َّ رَبِّي‌ قَرِيب‌ٌ قرب‌ رحمت‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌که‌ شامل‌ حال‌ مستغفرين‌ ميشود مجيب‌ اجابت‌ ادعيه‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ميكند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 61)- آغاز سرگذشت قوم ثمود: سرگذشت قوم عاد با تمام درسهای عبرت انگیزش بطور فشرده پایان یافت و اکنون نوبت قوم ثمود است، همان جمعیتی که طبق نقل تواریخ در سرزمین «وادی القری» در میان مدینه و شام زندگی داشتند.

باز در اینجا می‌بینیم که قرآن مجید هنگامی که سخن از پیامبر آنها «صالح» می‌گوید به عنوان «برادر» از او یاد می‌کند برادری دلسوز و مهربان که جز خیرخواهی هدف دیگری ندارد آیه شریفه می‌فرماید: «ما به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم» (وَ إِلی ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً).

«گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید که هیچ معبودی برای شما جز او نیست» (قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ).

سپس برای تحریم حسن حق شناسی آنها به گوشه‌ای از نعمتهای مهم

ج2، ص357

پروردگار که سراسر وجودشان را فرا گرفته اشاره کرده، می‌گوید: «او کسی است که شما را از زمین آفرید» (هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ).

پس از اشاره به نعمت آفرینش، نعمتهای دیگری را که در زمین قرار داده به این انسانهای سرکش یادآوری می‌کند: او کسی است که: «عمران و آبادی زمین را به شما سپرد و قدرت و وسائل آن را در اختیارتان قرار داد» (وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها).

قابل توجه این که قرآن نمی‌گوید خداوند زمین را آباد کرد و در اختیار شما گذاشت، بلکه می‌گوید عمران و آبادی زمین را به شما تفویض کرد، اشاره به این که وسائل از هر نظر آماده است، اما شما باید با کار و کوشش زمین را آباد سازید و منابع آن را به دست آورید و بدون کار و کوشش سهمی ندارید.

«اکنون که چنین است، از گناهان خود توبه کنید و به سوی خدا بازگردید که پروردگار من به بندگان خود نزدیک است و درخواست آنها را اجابت می‌کند» (فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُجِیبٌ).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع