آیه 59 سوره هود

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَتِلْكَ عَادٌ ۖ جَحَدُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ

مشاهده آیه در سوره


<<58 آیه 59 سوره هود 60>>
سوره : سوره هود (11)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و همین قوم عاد (امت هود) هستند که آیات خدا را انکار و پیغمبران او را نافرمانی کردند و پیرو امر هر شخصی جبار و عنودی شدند.

و اینان قوم عاد بودند که آیات پروردگارشان را انکار کردند، و از پیامبران او نافرمانی نمودند، و فرمان هر سرکش ستیزه جویی را پیروی کردند.

و اين، [قوم‌] عاد بود كه آيات پروردگارشان را انكار كردند، و فرستادگانش را نافرمانى نمودند، و به دنبال فرمانِ هر زورگوى ستيزه‌جوى رفتند.

اينان قوم عاد بودند كه آيات پروردگارشان را انكار كردند و پيامبرانش را نافرمانى كردند و به فرمان هر جبار كينه‌توزى گردن نهادند.

و این قوم «عاد» بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند؛ و پیامبران او را معصیت نمودند؛ و از فرمان هر ستمگر دشمن حق، پیروی کردند!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And that was 'Aad, who rejected the signs of their Lord and disobeyed His messengers and followed the order of every obstinate tyrant.

Such were the 'Ad People: they rejected the Signs of their Lord and Cherisher; disobeyed His messengers; And followed the command of every powerful, obstinate transgressor.

معانی کلمات آیه

جحدوا: جحد: انكار از روى علم و دانسته.‏ وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ‏ : يعنى معجزات موسى را انكار كردند ، با آنكه قلوبشان بر آنها يقين داشت.

جبار: جبار اگر در انسان به كار رود ، به معنى ظالم و ستمگر است كه اراده خود را باجبار به انسان تحميل مى‏ كند و اگر در خدا به كار رود ، به معنى مصلح باشد؛ زيرا جبر در اصل به معنى اصلاح با نوعى از قهر و به معنى بستن و پيوند دادن است كه ظالم مى‏خواهد با تحميل به ديگران، نقص خود را جبران كند.

عنيد: طاغى و كسى كه دانسته با حق عناد و مخالفت مى ‏كند . در قاموس آمده: «عند عنودا: خالف الحق و رده عارفا فهو عنيد».[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ «59»

و آن قوم عاد، آيات پروردگارشان را منكر شدند و پيامبرانِ او را نافرمانى كرده و از فرمان هر ستمگر لجوجى پيروى نمودند.

پیام ها

1- تاريخ پيشينيان فرا روى شماست، چرا عبرت نمى‌گيريد؟ «تِلْكَ»

2- انكار يك پيامبر، به منزله‌ى انكار تمامى انبياست. «2» «عَصَوْا رُسُلَهُ»

3- خطراتى كه يك جامعه را تهديد مى‌كند عبارتند از:

الف: كفر به آيات الهى. «جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ»

ب: نافرمانى از انبيا و رهبران حقّ. «عَصَوْا رُسُلَهُ»

ج: پيروى از طاغوت‌ها. «اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ»

4- كسى كه پيرو پيامبران معصوم عليهم السلام نباشد، پيرو ستمگران لجوج خواهد شد. عَصَوْا رُسُلَهُ‌ ... اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ

5- اجبار جبّاران، به خاطر اطاعت كردن توده‌ها است. «اتّبعوا ... جبّار»


«2». قوم عاد ظاهراً يك پيامبر بيشتر نداشته وآن هم حضرت هود بوده است. تفسير الميزان.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌4، ص: 80

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ (59)

پس از آن ذكر فرمايد كفر عاد را:

وَ تِلْكَ عادٌ: و آن قبيله عاديان يا آن اثرهائى كه در احقاف مى‌بينيد آثار قبيله عاد است. جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ‌: انكار كردند و كافر شدند به آيات پروردگارشان. وَ عَصَوْا رُسُلَهُ‌: و نافرمانى نمودند پيغمبران الهى را. گرچه فقط مخالفت پيغمبر خود، هود را نمودند، لكن چون تمام انبيا در دعوت به حقّ شريكند، لذا تكذيب يك پيغمبر، مستلزم تكذيب تمام انبياء خواهد بود. و ايضا هر نبى، امت خود را امر فرموده بود به ايمان به جميع انبياء. وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ: و پيروى كردند فرمان هر گردنكش ستيزه‌كار را، يعنى عاصى شدند در حق كسى كه ايشان را به حق دعوت مى‌كرد، و مطيع گشتند آنان را كه به كفر و گمراهى ايشان را مى‌خواندند از رؤساى كفّره.

تبصره: علامه مجلسى قدس الله سره در حيات القلوب به سند حسن روايت نموده كه: «1» معتصم امر كرد در بطانيه چاهى حفر كنند. تا سيصد قامت كندند، آب ظاهر نشد، واگذاشتند. زمان متوكل امر كرد اين قدر حفر كنند تا آب ظاهر

«1» حياة القلوب ج 1 ص 57 باب پنجم ذيل فصل اول.

جلد 6 - صفحه 92

شود. پس كندند به حدى كه هر صد قامت يك چرخ گذاشتند تا به سنگى رسيدند، چون آن را به كلنگ شكستند، باد سردى بيرون آمد، هركه نزديك چاه بود هلاك نمود. خبر به متوكل، تمام علما حيران، و سرّ آن را ندانستند. پس نامه‌اى در اين باب خدمت امام على النقى نوشتند، حضرت فرمود: اينها شهرهاى احقاف و قوم عاد بودند، خداى تعالى ايشان را به باد تند سرد تماما هلاك نمود.

پيغمبرشان هود، و شهرهاى آنها آبادان و با خير و فراوان بودند، حق سبحانه باران را هفت سال حبس كرد تا به خشكسالى افتادند، و خير از بلاد آنها برطرف شد.

هود فرمود: طلب آمرزش كنيد از پروردگار خود و توبه نمائيد تا باران را از آسمان ريزان و شما را قوّتى بر قوّت بيفزايد و اعراض نكنيد از حق كه در اين حال كافر خواهيد شد. پس چون ايمان نياوردند و طغيانشان زياد شد، خدا وحى فرمود كه عذاب در فلان وقت خواهد آمد، بادى كه در آن عذابى دردناك است. زمان موعود ابرى ظاهر، شاد شدند كه باران بر آنها بارد، هود فرمود: بلكه همان عذابى است كه تعجيل و طلب مى‌كرديد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا هُوداً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ نَجَّيْناهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ (58) وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ (59) وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ (60)

ترجمه‌

و چون آمد فرمان ما نجات داديم هود را و آنانكه ايمان آوردند با او برحمتى از خودمان و نجات داديم ايشانرا از عذاب سخت‌

و اين قبيله عاد انكار كردند آيتهاى پروردگارشان را و نافرمانى كردند پيغمبران او را و پيروى كردند فرمان‌

جلد 3 صفحه 92

هر گردن‌كش ستيزه كار را

و در پى آورده شدند در اين دنيا لعنت را و در روز قيامت آگاه باشيد همانا قبيله عاد كافر شدند بپروردگارشان آگاه باشيد كه دورى از رحمت است براى قبيله عاد كه قوم هودند.

تفسير

گفته شده است اهل نجات چهار هزار نفر بودند كه مشمول رحمت شدند و بقيّه آنها بباد تند سرد كه هفت شب و هشت روز بر آنها وزيد هلاك شدند و اينكه صيغه نجّينا تكرار شده براى بيان آنستكه اهل ايمان علاوه بر آنكه از عذاب دنيا نجات يافتند از عذاب شديد آخرت هم مأمون شدند و اشاره بآنكه اهل عصيان بهر دو عذاب گرفتار گشتند و اينكه كلمه رسل بصيغه جمع ذكر شده با آنكه بحسب ظاهر آنها معصيت امر حضرت هود را نمودند براى اشاره بآنستكه مخالفت با پيغمبر وقت مخالفت با تمام انبياء است چون همه آنها آمر بمعروف و ناهى از منكر و داعى بتوحيد و رادع از شرك و ناشر احكام الهى ميباشند و از پيش خود چيزى نياورده و مقصودى ندارند پس معصيت هر يك از ايشان معصيت همه است چنانچه متابعت رؤساء كفر و ضلال و عناد در هر زمانى متابعت تمام آنها است و محروميّت از رحمت الهى و لعن اهل ايمان پيرو و ملازم با آنها است در دنيا و آخرت و اين استحقاق را بعمل خودشان تهيّه نموده‌اند و تكرار كلمه الا و لفظ عاد براى تأكيد و تقرير امر و مزيد تنبيه و اعتبار از حال آنها است و تصريح بقوم هود براى امتياز اينها از قوم عاد ارم است كه آنها هم معذّب بعذاب الهى شدند و شمّه‌اى از احوال اين قبيله و بيان استيصالشان در سوره اعراف گذشت و بعضى جمله اخيره را دعائيّه براى دلالت بر استحقاق آنها دانسته‌اند يعنى دورى از رحمت باد براى قبيله عاد كه قوم هود بودند.

جلد 3 صفحه 93

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ تِلك‌َ عادٌ جَحَدُوا بِآيات‌ِ رَبِّهِم‌ وَ عَصَوا رُسُلَه‌ُ وَ اتَّبَعُوا أَمرَ كُل‌ِّ جَبّارٍ عَنِيدٍ (59)

و ‌اينکه‌ قبيله‌ و طائفه‌ عاد انكار كردند بآيات‌ پروردگار ‌خود‌ و عصيان‌ و مخالفت‌ كردند رسولان‌ ‌او‌ ‌را‌ و متابعت‌ كردند ‌هر‌ ظالم‌ جابر عنود ‌را‌ وَ تِلك‌َ عادٌ تعبير بتلك‌ ‌با‌ اينكه‌ عاد مذكر ‌است‌ باعتبار جماعت‌ ‌است‌ و اينها فرقه‌ فرقه‌ بودند.

جَحَدُوا بِآيات‌ِ رَبِّهِم‌ جحود انكار ‌است‌ ‌با‌ اينكه‌ قلبا يقين‌ داشته‌ ‌باشد‌ جَحَدُوا بِها وَ استَيقَنَتها أَنفُسُهُم‌ ظُلماً وَ عُلُوًّا نمل‌ ‌آيه‌ 14 و يهود ‌را‌ جهود گفتند بهمين‌ مناسبت‌ ‌که‌ اغلب‌ ‌آنها‌ حقانيت‌ اسلام‌ ‌را‌ فهميدند لكن‌ ‌از‌ روي‌ عناد و عصبيت‌ و كبر و نخوت‌ انكار كردند و مراد ‌از‌ آيات‌ پروردگار معجزات‌ صادره‌ ‌از‌ رسولان‌ الهي‌ ‌که‌ حمل‌ ‌بر‌ سحر كردند.

وَ عَصَوا رُسُلَه‌ُ حضرت‌ هود ‌عليه‌ السّلام‌ يك‌ ‌رسول‌ بيش‌ نبود تعبير بجمع‌ ممكن‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ زمان‌ انبياء سلف‌ رسولان‌ بسياري‌ بودند ‌که‌ تابع‌ ‌آن‌ ‌رسول‌ بزرگ‌ بودند ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ميفرستاد باطراف‌ مثل‌ علماء ‌در‌ زمان‌ ائمه‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ ‌که‌ روات‌ بودند و ‌در‌ دوره‌ غيبت‌ ‌که‌ مجتهدين‌ باشند ‌که‌ حضرت‌ ‌رسول‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ فرمود (علماء امتي‌)

جلد 11 - صفحه 75

(كانبياء بني‌ اسرائيل‌) وَ اتَّبَعُوا أَمرَ كُل‌ِّ جَبّارٍ عَنِيدٍ ضعفاء و زير دستان‌ متابعت‌ رؤساء و بزرگان‌ و امراء و اعيان‌ و اشراف‌ ‌خود‌ ‌را‌ ميكردند و تابع‌ ‌آنها‌ بودند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 59)- در این آیه گناهان قوم عاد را در سه موضوع خلاصه می‌کند نخست می‌فرماید: «و این قوم عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند» و با لجاجت، هرگونه دلیل و مدرک روشنی را بر صدق دعوت پیامبرشان منکر شدند (وَ تِلْکَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ).

دیگر این که: آنها از نظر عمل نیز «به عصیان و سرکشی در برابر پیامبران برخاستند» (وَ عَصَوْا رُسُلَهُ).

سومین گناهشان این بود که فرمان خدا را رها کرده «و از فرمان هر جبّار عنیدی پیروی می‌کردند» (وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ).

چه گناهی از این گناهان بالاتر، ترک ایمان، مخالفت پیامبران و گردن نهادن به فرمان جباران عنید.

«جبّار» به کسی می‌گویند که از روی خشم و غضب می‌زند و می‌کشد و نابود می‌کند، و پیرو فرمان عقل نیست و «عَنِیدٍ» کسی است که با حق و حقیقت،

ج2، ص356

فوق العاده مخالف است و هیچ گاه زیر بار حق نمی‌رود.

این دو صفت، صفت بارز طاغوتها و مستکبران هر عصر و زمان است، که هرگز گوششان بدهکار حرف حق نیست، و با هر کس مخالف شدند با قساوت و بی‌رحمی، شکنجه می‌کنند و می‌کوبند و از میان می‌برند.

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع