آیه 46 سوره انفال

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<45 آیه 46 سوره انفال 47>>
سوره : سوره انفال (8)
جزء : 10
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

و همه پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر تفرقه ترسناک و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلکه همه باید یکدل، پایدار و صبور باشید، که خدا همیشه با صابران است.

و از خدا و پیامبرش فرمان برید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بد دل می شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می رود؛ و شکیبایی ورزید؛ زیرا خدا با شکیبایان است.

و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع مكنيد كه سست شويد و مهابت شما از بين برود، و صبر كنيد كه خدا با شكيبايان است.

از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با يكديگر به نزاع برمخيزيد كه ناتوان شويد و مهابت و قوت شما برود. صبر پيشه گيريد كه خدا همراه صابران است.

و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And obey Allah and His Messenger, and do not dispute and [thus] lose courage and [then] your strength would depart; and be patient. Indeed, Allah is with the patient.

And obey Allah and His Messenger; and fall into no disputes, lest ye lose heart and your power depart; and be patient and persevering: For Allah is with those who patiently persevere:

معانی کلمات آیه

ريح: مراد از آن در آيه، قدرت و نيرو است كه ريح (باد) توأم با نيرو است.[۱]

نزول

«شیخ طوسی» گوید: امام محمدباقر علیه‌السلام فرماید این آیه در موقعى نازل گردید که خباب بن المنذر به رسول خدا صلى الله علیه و آله پیشنهاد نمود که از جایگاه خویش حرکت نموده و به جائى که آب در آن وجود داشته، نزول فرمایند و سپس خود و عده زیادى به وى ملحق گردند. بعضى در این مورد به اختلاف پرداخته و مخالفت ورزیدند و نزدیک بود نزاعى بیفتد سپس این آیه نازل گردید و رسول خدا صلى الله علیه و آله پیشنهاد خباب را پذیرفت.[۲]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ «46»

و از خداوند و فرستاده‌اش اطاعت كنيد و با يكديگر نزاع نكنيد، كه سست مى‌شويد ومهابت و قوّتتان از بين مى‌رود، و صبر كنيد، همانا خداوند با صابران است.

نکته ها

در آيه‌ى قبل، به دو عامل از عوامل پيروزى مؤمنان يعنى «پايدارى» و «ياد خدا» اشاره شد، و در اين آيه، عامل اطاعت و وحدت مطرح است، چنانكه در آيه‌ى قبل به ثبات قدم از جهت جسم وظاهر اشاره شد و در اين آيه، از صبر در جنبه‌ى روانى و باطنى ياد شده است. «ريح» باد، كنايه از قدرت و شوكت است، همچون بادى كه پرچم‌ها را به اهتزاز در مى‌آورد

جلد 3 - صفحه 330

و نشانه‌ى برپايى، كامروايى و عظمت است. اگر در سايه‌ى اختلاف و نزاع، اين عظمت بر باد رود، خوار و حقير مى‌شويد. همان گونه كه اگر باد لاستيك ماشين و يا توپ ورزشى خارج شود، بسيارى از حركت‌ها، سفرها و ورزشها تعطيل مى‌شود.

اتّحاد و يكپارچگى و دورى از اختلاف و تفرقه، از دستورات اكيد الهى است كه در آيات متعدّد به آن فرمان داده است و اين فرمان بايد در تمام زمينه‌ها رعايت شود، مخصوصاً در حال جنگ و درگيرى با دشمن كه ضرورت بيشترى دارد، چنانكه خداوند در سوره صف از اتحاد، نظم و هماهنگى مجاهدان تعريف كرده است. «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ» «1»

پیام ها

1- جهاد، بايد با فرماندهى رهبر مسلمانان و به فرمان خدا و رسول (و جانشينان بر حقّ) او باشد. إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا ... وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‌

2- قانون و رهبر الهى، محور وحدت و اتحاد است. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» ( «أَطِيعُوا» به قوانين الهى و «رَسُولَهُ» به رهبر آسمانى اشاره دارد)

3- نزاع، شما را از درون پوك ساخته و از بيرون، بى‌آبرو مى‌كند. «فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ» (در طول تاريخ، چه ضعف‌ها و شكست‌هايى كه به خاطر عمل نكردن به اين آيه، نصيب مسلمانان شده است!)

4- در اطاعت و وحدت، پايدار باشيم و اگر چيزى بر خلاف ميل ما بود، يا بر خلاف ميل ما عمل شد، صابر باشيم و يكديگر را تحمّل كنيم. «وَ اصْبِرُوا»

5- ايمان به اينكه خداوند با صابران است، انسان را به صبر و پايدارى سوق مى‌دهد. «وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»

6- نصرت و امداد الهى، با صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»


«1». صفّ، 4.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌3، ص: 331

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (46)

«1» بحار الانوار، جلد 93، صفحه 163، حديث 43.

«2» ارشاد القلوب، جزء اوّل، فى الدعاء و بركته و فضله، صفحه 151.

جلد 4 صفحه 352

وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‌: فرمان بردارى كنيد خدا و پيغمبر او را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در امر به جهاد و ثبات در معركه كار زار، وَ لا تَنازَعُوا: و منازعه مكنيد در تلاقى دشمن به اختلاف آراء، فَتَفْشَلُوا: پس بد دل شويد، وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ‌: و برود قوت و دولت شما.

نكته: ريح مستعار باشد براى دولت، چه دولت در تمشى امور و نفاذ آن مشابه باد است در هبوب و نفوذ آن، و گفته‌اند: اذا هبت رياحك فاغتنمها. يا مراد باد حقيقى است، زيرا نصرت نباشد، زيرا مكر به بادى كه حق تعالى از مهبّ فتح فرستد و آن را ريح النصره گويند. و حديث است نصرت بالصّبا و اهلكت بالدّبور.

وَ اصْبِرُوا: و بردبارى كنيد در مقاتله دشمن و مشقت طاعات و ترك معاصى، إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ‌: بدرستى كه خداى تعالى با صابران است به حفظ و نصرت. رازى گويد: خداى تعالى در اين آيه مؤمنان را امر فرمايد به صبر و ثبات و ترك منازعه و اختلاف، زيرا هر كجا كه اختلاف افتاد، رحمت برطرف شد. و وهنى كه در احد به مسلمانان رسيد، بواسطه اختلاف ايشان بود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (45) وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (46) وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (47)

ترجمه‌

اى آنكسانيكه ايمان آورديد چون ملاقات كنيد گروهى را پس ثابت باشيد و ياد كنيد خدا را بسيار اميد است كه شما رستگار شويد

و اطاعت كنيد خدا و پيغمبرش را و نزاع ننمائيد پس سستى كنيد و برود شوكت شما و صبر كنيد همانا خداوند با صابران است‌

و مباشيد مانند آنانكه بيرون آمدند از منزلهاشان با تكبّر و نشاط و براى وانمود بمردم و باز ميدارند از راه خدا و خدا بآنچه ميكنند احاطه دارد.

تفسير

امر است به ثبات قدم در مقابل لشگر مخالف با توسّل بدعا و توجّه بخدا و طلب نصرت از او كه موجب ظفر و رستگارى است و ارشاد است بوجوب اطاعت خدا و پيغمبر و امام و نهى است از نزاع و اختلاف داخلى كه موجب بد دلى بيكديگر و ضعف و سستى و كسر صولت و نقص دولت است چون ريح در كلام عرب كنايه از شوكت و دولت است براى مشابهت در نفوذ امر چنانچه باد در فارسى كنايه از تكبّر و نخوت است و گفته شده است كه هميشه فتح بعد از وزيدن نسيمى است كه بامر خدا مى‌وزد و باين جهت پيغمبر (ص) فرموده من نصرت يافتم بصبا و قوم عاد هلاك شدند بدبور كه بادى است از مغرب ميوزد مقابل صبا و بنابر اين ريح در معنى حقيقى خود استعمال شده است و مراد آنستكه كارى نكنيد كه نسيم فتح بر شما نوزد و صبر كنيد كه خداوند حافظ و ناصر صبر كنندگان است صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند بر اثر صبر نوبت ظفر آيد و آنانكه بيرون آمدند از ديار خودشان اهل مكه بودند كه براى حمايت از كاروانشان و جنگ با مسلمانان حركت كردند با تمام لوازم عشرت و نشاط و نخوت و غرور و چون بجحفه كه يكى از مواقيت حجّ است در سه منزلى مكه رسيدند قاصد ابو سفيان رسيد و آنها را از سلامتى كاروان آگاه نمود و دستور مراجعت داد ولى أبو جهل ابا كرد و گفت ممكن نيست مگر آنكه ببدر رويم و شراب بنوشيم و زنان مغنّيه براى ما سرود بخوانند و اطعام نمائيم عرب را تا معروف‌

جلد 2 صفحه 540

بشجاعت و سماحت شويم و نگذاريم امر محمد (ص) نفوذ پيدا كند ولى تدبير آنها با تقدير الهى موافق نبود لذا بجاى شراب شربت ناگوار مرگ را چشيدند و بجاى تغنّى زنان بر آنها نوحه‌سرائى كردند و موّفق باطعام نشدند ولى طعمه شمشير مسلمانان شدند و نفوذ اسلام در جزيرة العرب منتشر گرديد و خداوند احاطه علمى دارد به نيّات و افعال آنها و بر طبق آن پاداش داده و خواهد داد ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ أَطِيعُوا اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذهَب‌َ رِيحُكُم‌ وَ اصبِرُوا إِن‌َّ اللّه‌َ مَع‌َ الصّابِرِين‌َ (46)

و اطاعت‌ كنيد ‌خدا‌ ‌را‌ و ‌رسول‌ ‌خدا‌ ‌را‌ و نزاع‌ ‌با‌ يكديگر نكنيد ‌پس‌ سستي‌

جلد 8 - صفحه 135

پيدا ميكنيد و عزت‌ و شوكت‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ دست‌ ميدهيد و صبر كنيد محققا خداوند ‌با‌ صبر كنندگان‌ ‌است‌.

وَ أَطِيعُوا اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وجوب‌ اطاعت‌ ‌خدا‌ و ‌رسول‌ عقلي‌ ‌است‌ و اوامر شرعيه‌ بآن‌ ارشادي‌ ‌است‌ تابع‌ مرشد اليه‌ ‌است‌ و ‌آيه‌ و ‌لو‌ ‌در‌ مورد جهاد ‌است‌ لكن‌ ‌در‌ جميع‌ احكام‌ و اوامر الهيه‌ باطلاقه‌ و تنقيح‌ مناط قطعي‌ ميآيد وَ لا تَنازَعُوا اختلاف‌ داخلي‌ و نزاع‌ دودستگي‌ ‌با‌ ‌هم‌ ايجاد نكنيد ‌که‌ ‌هر‌ دو ضعيف‌ ميشويد و ‌در‌ امتثال‌ اوامر الهي‌ مخصوصا ‌در‌ امر جهاد سست‌ ميشويد فَتَفشَلُوا و ‌اگر‌ سستي‌ كرديد ‌آن‌ عظمت‌ و قدرت‌ و عزت‌ و شوكت‌ و اسم‌ و عنوان‌ ‌که‌ اسلام‌ و مسلمين‌ پيدا كرده‌ ‌از‌ دست‌ ميرود ‌که‌ مفاد وَ تَذهَب‌َ رِيحُكُم‌ ‌است‌ و البته‌ بايد ‌در‌ شدائد و مصائب‌ بردبار باشيد و صبر كنيد وَ اصبِرُوا ‌که‌ ‌از‌ امير المؤمنين‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ‌است‌ ‌در‌ نهج‌ البلاغة ميفرمايد

(عليكم‌ بالصبر فان‌ّ الصبر ‌من‌ الايمان‌ كالرأس‌ ‌من‌ الجسد و ‌لا‌ خير ‌في‌ جسد ‌لا‌ رأس‌ معه‌ و ‌لا‌ ‌في‌ ايمان‌ ‌لا‌ صبر معه‌)

بعلاوه‌ إِن‌َّ اللّه‌َ مَع‌َ الصّابِرِين‌َ خداوند ‌با‌ صابرين‌ ‌است‌

(الصبر مفتاح‌ الفرج‌)

صبر تلخ‌ آمد و ليكن‌ عاقبت‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 46)- سوم: یکی دیگر از مهمترین برنامه‌های مبارزه، توجه به مسأله رهبری و اطاعت از دستور پیشوا و رهبر است همان دستوری که اگر انجام

ج2، ص158

نمی‌گرفت جنگ بدر به شکست کامل مسلمانان منتهی می‌شد، لذا در این آیه می‌گوید: «و فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید» (وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ).

4- «و از پراکندگی و نزاع بپرهیزید تا سست نشوید» (وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا).

زیرا کشمکش و نزاع و اختلاف مجاهدان در برابر دشمن نخستین اثرش سستی و ناتوانی و ضعف در مبارزه است.

«و نتیجه این سستی و فتور از میان رفتن قدرت و قوّت و هیبت و عظمت شماست» (وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ).

5- سپس دستور به استقامت در برابر دشمنان و در مقابل حوادث سخت داده، می‌گوید: «استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است» (وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ).

تفاوت میان ثبات قدم (دستور اول) و استقامت و صبر (دستور پنجم) از این نظر است که ثبات قدم بیشتر جنبه جسمانی و ظاهری دارد، در حالی که استقامت و صبر بیشتر جنبه‌های روانی باطنی را شامل می‌شود.

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص387.

منابع