آیه 264 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا ۖ لَا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<263 آیه 264 سوره بقره 265>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 3
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

ای اهل ایمان، صدقات خود را به سبب منّت و آزار تباه نسازید مانند آن که مال خود را از روی ریا (برای جلب توجه دیگران) انفاق کند و ایمان به خدا و روز قیامت ندارد؛ مثل این ریاکاران بدان ماند که دانه را (به جای آنکه در زمین قابلی افشانند) بر روی سنگ صاف غبار گرفته‌ای ریزند و تند بارانی غبار آن بشوید و آن سنگ را همان طور صاف و بی‌گیاه به جای گذارد، که نتوانند هیچ حاصلی از آن به دست آورند. و خداوند گروه کافران را راه (سعادت) ننماید.

ای اهل ایمان! صدقه هایتان را با منت و آزار باطل نکنید، مانند کسی که مالش را به ریا به مردم انفاق می کند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد، که وصفش مانند سنگ سخت و خارایی است که بر آن [پوششی نازک از] خاک قرار دارد و رگباری تند و درشت به آن برسد و آن سنگ را صاف [و بدون خاک] واگذارد [صدقه ریایی مانند آن خاک است و این ریاکاران] به چیزی از آنچه کسب کرده اند، دست نمی یابند و خدا مردم کافر را هدایت نمی کند.

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، صدقه‌هاى خود را با منّت و آزار، باطل مكنيد، مانند كسى كه مالش را براى خودنمايى به مردم، انفاق مى‌كند و به خدا و روز بازپسين ايمان ندارد. پس مَثَل او همچون مَثَل سنگ خارايى است كه بر روى آن، خاكى [نشسته‌] است، و رگبارى به آن رسيده و آن [سنگ‌] را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان [=رياكاران‌] نيز از آنچه به دست آورده‌اند، بهره‌اى نمى‌برند؛ و خداوند، گروه كافران را هدايت نمى‌كند.

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، همانند آن كس كه اموال خود را از روى ريا و خودنمايى انفاق مى‌كند و به خدا و روز قيامت ايمان ندارد، صدقه‌هاى خويش را به منّت‌نهادن و آزار رسانيدن باطل مكنيد. مثَل او مثَل سنگ صافى است كه بر روى آن خاك نشسته باشد. به ناگاه بارانى تند فرو بارد و آن سنگ را همچنان كشت ناپذير باقى گذارد. چنين كسان از آنچه كرده‌اند سودى نمى‌برند، كه خدا كافران را هدايت نمى‌كند.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخششهای خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند؛ و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد؛ (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن، (قشر نازکی از) خاک باشد؛ (و بذرهایی در آن افشانده شود؛) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند. آنها از کاری که انجام داده‌اند، چیزی به دست نمی‌آورند؛ و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمی‌کند.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

O you who have believed, do not invalidate your charities with reminders or injury as does one who spends his wealth [only] to be seen by the people and does not believe in Allah and the Last Day. His example is like that of a [large] smooth stone upon which is dust and is hit by a downpour that leaves it bare. They are unable [to keep] anything of what they have earned. And Allah does not guide the disbelieving people.

O ye who believe! cancel not your charity by reminders of your generosity or by injury,- like those who spend their substance to be seen of men, but believe neither in Allah nor in the Last Day. They are in parable like a hard, barren rock, on which is a little soil: on it falls heavy rain, which leaves it (Just) a bare stone. They will be able to do nothing with aught they have earned. And Allah guideth not those who reject faith.

معانی کلمات آیه

رئاء: نشان دادن. رئاء و رياء از ماده «رؤيت» است، رياء آنست كه كار خوبى را براى تظاهر و نشان دادن به ديگران بكنيم نه براى رضاى خدا.

صفوان: سنگ صاف، اصل صفو به معنى خالص است.

وابل: باران تند، «وبل» به معنى شدت است.

صلد: صلد در اصل به معنى سختى است، به معنى «سخت» نيز آيد، سنگى را كه چيزى نمى روياند گويند: حجر صلد.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

مفضل بن صالح بعد از يك واسطه از امام باقر عليه‌السلام يا امام صادق عليه‌السلام نقل نمايد: كه اين آيه درباره عثمان بن عفان نازل گرديده كه از او به معاويه و پيروان او نيز سرايت كرده است.[۳]

و نيز سلام بن مستنير از امام باقر عليه‌السلام روايت نمايد كه اين آيه درباره عثمان بن عفان نازل شده است[۴].[۵]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«264» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‌ كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ‌

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! بخشش‌هاى خود را با منّت وآزار باطل نسازيد، همانند كسى كه مال خود را براى خودنمايى به مردم، انفاق مى‌كند و ايمان به خدا و روز رستاخيز ندارد. پس مثال او همچون مَثل قطعه سنگ صافى است كه بر روى آن (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهايى در آن افشانده شود) پس رگبارى به آن رسد (و همه خاك‌ها و بذرها را بشويد) و آن سنگ را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند! (رياكاران نيز) از دستاوردشان، هيچ بهره‌اى نمى‌برند وخداوند گروه كافران را هدايت نمى‌كند.

جلد 1 - صفحه 421

نکته ها

اين آيه نيز تشبيهى را با خود دارد و نمايانگر باطن اشخاصى است كه به قصد ريا و تظاهر انفاق مى‌كنند. ظاهر عمل اينان مانند خاك، نرم ولى باطن آن چون سنگ، سفت است كه قابليّت نفوذ ندارد. به خاطر سفتى و سختى دلهاى سنگشان، از انفاق خود بهره‌اى نمى‌برند.

پیام ها

1- منّت گذارى و آزار فقير، پاداش انفاق و صدقات را از بين مى‌برد. «لا تُبْطِلُوا»

2- ريا، نشانه عدم ايمان واقعى به پروردگار وقيامت است. «يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ»

3- انفاق مهم نيست، انگيزه و روحيّه‌ى انفاق كننده مهم است. «رِئاءَ النَّاسِ»

4- اعمال شخص منّت گذار، رياكار وكافر، تباه است. كلمه‌ى‌ «فَمَثَلُهُ» قابل تطبيق با هر سه گروه است.

5- رياكار، عاقبت رسوا مى‌شود و حوادث، كاشف حقايق است. «فَتَرَكَهُ صَلْداً»

6- رياكار نه تنها از پاداش آخرت محروم است، بلكه رشد روحى را نيز كسب نكرده است. «لا يَقْدِرُونَ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ»

7- منّت‌گذار ورياكار، در مدار كفر و مورد تهديد است. «لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‌ كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ (264)

بعد از آن نهى صريح در ابطال صدقات مى‌فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا: اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد به خدا و معتقدات حقه ايمانيه، لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ‌: باطل نكنيد و فاسد مسازيد اجر و ثواب صدقات خود را، بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‌: به منت گذاردن و اذيت نمودن به فقير به سرزنش نمودن يا روى ترش كردن.

تنبيه: علامه انصارى رحمه الله در رسائل، بيانى در معنى ابطال فرموده‌

«1» تفسير مجمع البيان، جلد اوّل، صفحه 375.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 481

به اينكه: حقيقت ابطال به مقتضاى باب افعال، احداث بطلان است در عمل صحيح، و قرار دادن آن را باطل، و آيه شريفه به اين معنى راجع شود لنهى از قرار دادن عمل را لغو كه اثرى بر آن مترتب نگردد، مانند معدوم بعد از آنكه چنين نبوده به جهت نهى در تعقيب آن به منت و اذيت و مفاد آيه قبل‌ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً‌.

نزد بعضى چون (منّ و اذى) مشتركند در غيظ و كدورت، پس مبطل صدقه باشد، زيرا صدقه با اين وصف بر وجه اخلاص نباشد. اينست معنى بطلان چه هر كه توطين نفس خود كند بر طاعت خدا و طلب رضاى او، هر آينه صادر نشود از او مگر خيرات، لذا اعطاى سائل نمايد به طيب نفس و يا رد كند به احسن وجه و بگويد خدا توسعه دهد و روزى فرمايد تو را. و اگر فقير سوء كلام يا جسارتى از او سر زد عفو نمايد و مؤاخذه نكند. و قول معروف اشاره به حسن رد و مغفرت اشاره به عفو ادب سائل است؛ چنانچه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: اذا لم تسعوا النّاس باموالكم فسعوهم باخلاقكم: «1» هرگاه توسعه ندهيد مردم را به مالهاى خود، پس گشايش نمائيد آنها را به اخلاق خود.

بعد از آن براى كيفيت ابطال اجر صدقه مثلى بيان فرمايد: كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ‌: مانند ابطال آن كسى كه از طريق اخلاص منحرف شده انفاق كند مال خود را براى نمودن به مردمان نه براى رضاى ملك منان. وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ: و حال آنكه ايمان نياورد به خدا و روز قيامت، زيرا اگر به خدا ايمان داشتى صدقه براى رضاى او دادى نه براى نشان دادن به مردم، و اگر به قيامت معتقد بودى معامله براى ثواب اخروى نمودى نه عوارض دنيوى. فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ‌: پس مثل اين منافق مرائى در انفاق مانند سنگ خاره املس است، عَلَيْهِ تُرابٌ‌: كه بر آن سنگ خاك خشك باشد. فَأَصابَهُ وابِلٌ‌: پس برسد به آن سنگ باران شديد بزرگ قطره، فَتَرَكَهُ صَلْداً: پس شسته باشد آن خاك را از

«1» المحجة البيضاء، جلد 3، صفحه 330 (با مضمون مشابه)

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 482

آن سنگ به قسمى كه هيچ اثرى باقى نباشد و بكلى پاك كرده باشد.

وجه تمثيل: آنكه صفوان مثل منافق، و خاك بر آن مثل انفاق او كه به ريا نموده مانند قطرات باران عذاب از سحاب ربانى بر آن ريزان گردد، آثار آن نفقات محو گشته سنگى بى‌حاصل بماند و تمام اعمال اهل ريا همين حال را دارد، چون از خلوص خالى باشد.

لا يَقْدِرُونَ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ: قادر نباشند اين منفقين مرائى بر ثواب چيزى، مِمَّا كَسَبُوا: از آنچه كسب كرده باشند، يعنى به ريا تصدق نموده.

مراد آنست كه به آن صدقه ريائى منتفع نشوند و ثواب آن را نيابند در روز قيامت. وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ‌: و خداوند راه ننمايد گروه كافران را طريق بهشت و اعطاى ثواب به سبب آنكه كفر به آن محيط شد، و آن مانع استحقاق ثواب در انفاق است. يا راه ننمايد به خير و ارشاد گروه كافران را به لطفى كه ايشان را مجبور نمايد بر فعل طاعت، زيرا منافى حكمت و نقض غرض خواهد بود.

تبصره: وضع كافرين در موضع مرائين تشديد عظيم است نسبت به مرائى و اشعار بر آنكه ريا و شرك و كفر از يك وادى هستند، و احاديث بسيار در مذمت آن وارد شده:

1- در كتاب كافى- قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: كلّ رياء شرك، انّه من عمل للنّاس كان ثوابه على النّاس و من عمل للّه كان ثوابه على اللّه‌ «1» فرمود حضرت صادق عليه السّلام: هر ريائى شرك است و بدرستى كه هر كه عملى نمايد براى مردم، باشد ثواب او بر مردم، و هر كه عمل كند براى خدا مى‌باشد ثواب او بر خداى تعالى.

2- قال الرّضا عليه السّلام: ويحك يابن عرفة اعملوا لغير رياء و لا سمعة فانّه من عمل لغير اللّه و كلّه اللّه الى ما عمل، ويحك ما عمل احد عملا الّا رادّه اللّه به ان خيرا فخير و ان شرّا فشر «2». فرمود حضرت‌

«1» اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، باب الرياء، حديث سوم و پنجم (جلد 2 صفحه 293.

«2» اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، باب الرياء، حديث سوم و پنجم (جلد 2 صفحه 294)

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 483

رضا عليه السلام: واى بر تو اى ابن عرفه، بجا آوريد عمل را بدون رياء و سمعه، پس بدرستى كه هر كه عملى نمايد براى غير خدا، واگذارد او را با عملش. واى بر تو، نيست هيچ عملى كه كسى بجا آورد مگر آنكه ظاهر فرمايد خدا به آن عمل را اگر خير باشد جزاى اثر او خير، اگر شر باشد پس اثر او شر خواهد بود.

3- در امالى- ابن بابويه در ذيل حديثى از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمايد: فاتّقوا اللّه و اجتنبوا الرّياء فانّه شرك باللّه انّ المرائى يدعى يوم القيمة باربعة اسماء يا كافر يا فاجر يا غادر يا خاسر حبط عملك و بطل اجرك و لا خلاق لك اليوم فالتمس اجرك ممّن كنت تعمل له‌ «1». پس بترسيد خدا را و اجتناب كنيد رياء را، بدرستى كه ريا شرك به خداست. بتحقيق مرائى روز قيامت به چهار اسم خوانده شود: اى كافر، اى معصيت كار، اى مكار، اى زيانكار حبط گرديد عمل تو و باطل شد اجر تو و نجات براى تو نيست، پس بخواه اجر خود را از كسى كه براى او نمودى.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‌ كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‌ شَيْ‌ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ (264)

ترجمه‌

اى آنكسانى كه ايمان آورديد تباه نكنيد بخشش‌هاى خودتان را بمنت و آزار مانند كسى كه صرف مى‌كند مال خود را براى نمايش دادن بمردم و ايمان‌

جلد 1 صفحه 341

ندارد بخدا و روز پسين پس مثل او مثل سنگ صافى است كه بر آن خاكى باشد پس برسد او را باران درشت پس واگذارد او را صاف پاك نميتوانند دست بيابند بر چيزى از آنچه كسب كردند و خدا راه نمى‌نمايد گروه كافران را..

تفسير

خداوند پس از تصريح ببطلان صدقه بسبب منت گذاردن و آزار رساندن و ريا نمودن اشاره فرموده است بآنكه ريا شرك است و منافات با ايمان بخدا و قيامت دارد چون كسيكه مؤمن بخدا باشد رضاى خلق را بر رضاى خدا ترجيح نميدهد و غضب او را بخشنودى خلق براى خود نميخرد و دنياى فانى را بر آخرت باقى اختيار نمى‌نمايد و نعيم دائم را بمتاع قليل نميفروشد و تشبيه فرموده است چنين شخصى را بسنگ صاف و عمل او را بخاكى كه روى آنسنگ قرار گرفته و منت و آزار و ريا را بقطرات درشت باران كه آنسنگ را بكلى بشويد و اثر آنخاك را از آن زايل نمايد و بالاخره تصريح فرموده است كه از اينعمل بهره نصيب او نخواهد شد اما در آخرت براى آنكه عمل باطلى بجا آورده و اما در دنيا بهمان بيان كه در آيه‌ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ‌ گذشت و خداوند دستگيرى و راهنمائى بخير نميفرمايد كفار را و ريا كارى و منت گذاردن و آزار رساندن بعد از صدقه مناسب با حال كفار است نه اهل ايمان پس ايشان بايد از اين صفات مبرا باشند و الا علاوه بر آنكه از عملشان بهره نميبرند مشمول غضب الهى خواهند شد و خداوند عنايت خود را از آنها سلب فرموده آنها را بحال خودشان واگذار خواهد فرمود عياشى از صادقين عليهما السلام نقل نموده كه اين آيه نازل شده است در باره عثمان و جارى شده است در باره معاويه و اتباع آندو و از امام باقر (ع) روايت نموده است كه مراد منت گذاردن و آزار رساندن بمحمد و آل محمد (ص) است و فرموده است اين تأويل آيه است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لا تُبطِلُوا صَدَقاتِكُم‌ بِالمَن‌ِّ وَ الأَذي‌ كَالَّذِي‌ يُنفِق‌ُ مالَه‌ُ رِئاءَ النّاس‌ِ وَ لا يُؤمِن‌ُ بِاللّه‌ِ وَ اليَوم‌ِ الآخِرِ فَمَثَلُه‌ُ كَمَثَل‌ِ صَفوان‌ٍ عَلَيه‌ِ تُراب‌ٌ فَأَصابَه‌ُ وابِل‌ٌ فَتَرَكَه‌ُ صَلداً لا يَقدِرُون‌َ عَلي‌ شَي‌ءٍ مِمّا كَسَبُوا وَ اللّه‌ُ لا يَهدِي‌ القَوم‌َ الكافِرِين‌َ (264)

يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا خطاب‌ بمؤمنين‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌شما‌ مثل‌ كافرين‌ نباشيد ‌که‌ اعمال‌ و افعال‌ و خيرات‌ و عبادات‌ ‌آنها‌ بي‌اثر و بي‌فائده‌ ‌باشد‌ چنانچه‌ ثابت‌ و محقق‌ ‌شده‌ ‌که‌ شرط صحت‌ كليه‌ عبادات‌ ايمان‌ ‌است‌ ‌پس‌ ‌غير‌ مؤمن‌ ‌غير‌ معتقد بعقائد حقه‌ كليه‌ عباداتش‌ باطل‌ و هباء منثورا ‌است‌ وَ قَدِمنا إِلي‌ ما عَمِلُوا مِن‌ عَمَل‌ٍ فَجَعَلناه‌ُ هَباءً مَنثُوراً فرقان‌ ‌آيه‌ 25، عملي‌ ‌که‌ ميكنيد مراعات‌ شرائط صحت‌ ‌آن‌ ‌را‌ بنمائيد.

لا تُبطِلُوا صَدَقاتِكُم‌ بِالمَن‌ِّ وَ الأَذي‌ مسئله‌ ايست‌ بسيار مشكل‌ و محتاج‌ بتوضيح‌ ‌است‌ و ‌آن‌ اينست‌ ‌که‌ اعمال‌ شرعيه‌ و وظائف‌ دينيه‌ اقسامي‌ ‌است‌ يك‌ قسم‌ تعبّديات‌ ‌است‌ ‌که‌ قصد قربت‌ و خلوص‌ ‌در‌ ‌آنها‌ معتبر ‌است‌ و بدون‌ ‌آن‌ فاسد ‌است‌ مثل‌ نماز و روزه‌ و حج‌ و خمس‌ و زكاة و ساير عبادات‌ و ‌اينکه‌ قسم‌ ‌اگر‌ مورد نهي‌ واقع‌ ‌شده‌ مثل‌ صلوة خائض‌ و صوم‌ عيدين‌ و زكاة و خمس‌ بمتجاهر بفسق‌ و نحو اينها فاسد ميشود زيرا ‌که‌ ‌در‌ اصول‌ فقه‌ ثابت‌ ‌شده‌ ‌که‌ نهي‌ ‌در‌ عبادات‌ موجب‌ فساد ‌است‌

جلد 3 - صفحه 41

و ممكن‌ نيست‌ تقرّب‌ بمنهي‌ عنه‌، و يك‌ قسم‌ معاملات‌ ‌است‌ مثل‌ بيع‌ و صلح‌ و امثال‌ اينها ‌اگر‌ نهي‌ تعلّق‌ بذات‌ معامله‌ گرفته‌ مثل‌ ‌لا‌ تبع‌ ‌ما ليس‌ عندك‌ مقتضي‌ فساد ‌است‌ و استفاده‌ شرطية و مانعية ‌از‌ ‌او‌ ميكنيم‌.

و ‌اگر‌ نهي‌ بواسطه‌ امر خارجي‌ ‌باشد‌ مثل‌ ‌لا‌ تبع‌ وقت‌ النداء ‌که‌ ‌براي‌ اقامه‌ جمعه‌ و ترك‌ اشتغال‌ بمنافيات‌ آنست‌ ‌اينکه‌ و ‌لو‌ حرام‌ و معصيت‌ ‌است‌ لكن‌ موجب‌ بطلان‌ نيست‌ ‌يعني‌ معامله‌ صحيح‌ ‌است‌ و ظاهرا صدقات‌ مندوبه‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ قبيل‌ ‌باشد‌ زيرا منهي‌ عنه‌ ‌من‌ و اذي‌ ‌است‌ و صدقه‌ مشتمله‌ ‌بر‌ ‌من‌ و اذي‌ نفس‌ صدقه‌ حرام‌ نيست‌ ‌که‌ باطل‌ و فاسد ‌باشد‌ ‌تا‌ بتوانيم‌ بگوئيم‌ اصلا فقير مالك‌ نميشود و معطي‌ حق‌ رجوع‌ دارد و ‌از‌ ملكش‌ خارج‌ نميشود، ‌پس‌ بطلان‌ ‌در‌ اينجا بمعني‌ نفي‌ ثواب‌ ‌آن‌ ‌است‌ ‌يعني‌ ثواب‌ و اجر ندارد.

بلي‌ ‌اگر‌ نهي‌ بذات‌ صدقه‌ تعلق‌ بگيرد موجب‌ فساد ‌است‌ مثل‌ صدقه‌ ‌از‌ مال‌ حرام‌، سرقت‌، زنا، ربا و امثال‌ اينها ‌که‌ فقير مالك‌ نميشود و بايد ‌آن‌ ‌را‌ رد كند و همين‌ نكته‌ ‌را‌ ‌از‌ تشبيه‌ و تمثيل‌ ‌در‌ ‌آيه‌ استفاده‌ ميتوان‌ نمود.

كَالَّذِي‌ يُنفِق‌ُ مالَه‌ُ رِئاءَ النّاس‌ِ ‌که‌ مرائي‌ فاسق‌ و عاصيست‌ و رياء ‌در‌ كليه‌ اعمال‌ ‌که‌ بصورت‌ عبادت‌ جلوه‌ ميدهد و اظهار ميكند ‌که‌ ‌براي‌ خداي‌ ‌است‌ و قربة ‌الي‌ اللّه‌ ‌است‌ حرام‌ ‌است‌ بلكه‌ شرك‌ خفي‌ نام‌ ميگذارند بلكه‌ ‌از‌ شرك‌ جلي‌ بدتر ‌است‌ زيرا علاوه‌ ‌بر‌ شرك‌ نفاق‌ ‌هم‌ هست‌، و آيات‌ و اخبار ‌در‌ حرمت‌ ‌آن‌ بسيار ‌است‌ و ‌از‌ ‌براي‌ ريا اقساميست‌ ‌که‌ ‌در‌ عروة الوثقي‌ مذكور ‌است‌ قريب‌ ده‌ قسم‌ ‌که‌ اكثر ‌آن‌ موجب‌ بطلان‌ عبادت‌ ميشود.

وَ لا يُؤمِن‌ُ بِاللّه‌ِ وَ اليَوم‌ِ الآخِرِ بعضي‌ توهّم‌ كردند ‌که‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ جمله‌ استفاده‌ ميشود ‌که‌ مرائي‌ ايمان‌ بخدا و روز جزا ندارد و اشكال‌ كردند ‌که‌ چه‌ بسيار ‌از‌ مؤمنين‌ عمل‌ ريايي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ صادر ميشود.

جلد 3 - صفحه 42

لكن‌ ‌اينکه‌ توهّم‌ فاسد ‌است‌ زيرا ‌اينکه‌ جمله‌ عطف‌ ‌است‌ ‌بر‌ الّذي‌ ‌که‌ موصول‌ ‌است‌ و مدخول‌ كاف‌ ‌است‌ و ‌خود‌ يك‌ مثل‌ مستقل‌ ‌است‌ كانّه‌ ميفرمايد ‌که‌ ‌من‌ و اذي‌ ‌در‌ صدقه‌ مثل‌ انفاق‌ ريايي‌ ‌است‌ و مثل‌ عمل‌ ‌غير‌ مؤمن‌ بخدا و قيامت‌ ‌است‌، همين‌ نحوي‌ ‌که‌ مرائي‌ و ‌غير‌ مؤمن‌ عمل‌ و انفاق‌ ‌آنها‌ باطل‌ و بي‌اثر ‌است‌، انفاق‌ مقرون‌ بمن‌ّ و اذي‌ ‌هم‌ باطل‌ ‌است‌ نه‌ اينكه‌ ‌هر‌ مرائي‌ ‌غير‌ مؤمن‌ ‌باشد‌.

فَمَثَلُه‌ُ كَمَثَل‌ِ صَفوان‌ٍ عَلَيه‌ِ تُراب‌ٌ ‌اينکه‌ مثل‌ ‌براي‌ سه‌ طايفه‌ ‌است‌: معطي‌ صدقه‌ مقرونه‌ بالمن‌ّ و الاذي‌، مرائي‌ ‌در‌ انفاق‌، كافر بخدا و روز جزاء.

صفوان‌ عبارت‌ ‌از‌ سنك‌ صلب‌ ‌است‌ ‌که‌ زير خاك‌ ‌باشد‌ و زارع‌ و برزگر ‌در‌ ‌آن‌ خاك‌ بزر افشاني‌ كند باميد ثمره‌.

فَأَصابَه‌ُ وابِل‌ٌ وابل‌ باران‌ تنديست‌ ‌که‌ سيل‌ خيز ‌است‌ ‌که‌ ‌آن‌ خاك‌ و بزر ‌در‌ ‌آن‌ خاك‌ ‌را‌ بشويد و ‌از‌ ‌بين‌ ببرد و اثري‌ ‌از‌ ‌آنها‌ باقي‌ نگذارد.

فَتَرَكَه‌ُ صَلداً صلد سنگ‌ شسته‌ ‌که‌ هيچ‌ غباري‌ ‌بر‌ ‌او‌ نباشد فقط ‌بعد‌ ‌از‌ باران‌ سنگ‌ شسته‌ ‌شده‌ بجا مانده‌. من‌ّ و اذي‌ و رياء و كفر مثل‌ همان‌ باران‌ تند ‌است‌ ‌که‌ صدقه‌ و انفاق‌ و عمل‌ ‌را‌ بكلي‌ نابود ميكند.

لا يَقدِرُون‌َ عَلي‌ شَي‌ءٍ مِمّا كَسَبُوا ‌که‌ ‌اينکه‌ سه‌ طايفه‌: معطي‌ صدقه‌، منفق‌ مرائي‌، كافر. قدرت‌ ‌بر‌ نفعي‌ و استفاده‌اي‌ ‌از‌ علم‌ ‌خود‌ ندارند چنانچه‌ برزگر ‌هم‌ قدرت‌ برگشت‌ ‌خود‌ ندارد چون‌ تمام‌ نابود صرف‌ ميشود.

وَ اللّه‌ُ لا يَهدِي‌ القَوم‌َ الكافِرِين‌َ مراد كفّاري‌ هستند ‌که‌ قابل‌ هدايت‌ نباشند و الّا چه‌ بسيار ‌از‌ كفار ‌که‌ هدايت‌ شدند و بشرف‌ اسلام‌ مشرف‌ گشتند و ممكن‌ ‌است‌ مراد جميع‌ كفار باشند ‌يعني‌ مادامي‌ ‌که‌ عنوان‌ كفر ‌بر‌ ‌او‌ صادق‌ ‌است‌ هدايت‌ نيافته‌ ‌اگر‌ ‌از‌ تحت‌ ‌اينکه‌ عنوان‌ خارج‌ شود و معنون‌ بعنوان‌ اسلام‌ و ايمان‌ شد مورد هدايت‌ خواهد شد.

43

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 264)- دو مثال جالب در باره انگیزه‌های انفاق! در این آیه و آیه بعد، نخست اشاره به این حقیقت شده که افراد با ایمان نباید انفاقهای خود را به خاطر منت و آزار، باطل و بی‌اثر سازند، سپس دو مثال جالب برای انفاقهای آمیخته با منت و آزار و ریاکاری و خودنمایی و همچنین انفاقهایی که از ریشه اخلاص و عواطف دینی و انسانی سر چشمه گرفته، بیان می‌کند.

می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بخششهای خود را با منت و آزار باطل نسازید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذی).

سپس این عمل را تشبیه به انفاقهایی که توأم با ریاکاری و خودنمایی است می‌کند می‌فرماید: «این همانند کسی است که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌کند و ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارد» (کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ).

و بعد می‌افزاید: « (کار او) همچون قطعه سنگ صافی است که بر آن (قشر نازکی از) خاک باشد (و بذرهایی در آن افشانده شود) و باران درشت به آن برسد، (و خاکها و بذرها را بشوید) و آن را صاف رها سازد آنها از کاری که انجام داده‌اند چیزی به دست نمی‌آورند» (فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ

ج1، ص239

صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلی شَیْ‌ءٍ مِمَّا کَسَبُوا)

.این گونه است اعمال ریاکارانه و انفاقهای آمیخته با منت و آزار که از دلهای سخت و قساوتمند سر چشمه می‌گیرد و صاحبانش هیچ بهره‌ای از آن نمی‌برند و تمام زحماتشان بر باد می‌رود.

و در پایان آیه می‌فرماید: «و خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند» (وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ).

اشاره به این که خداوند توفیق هدایت را از آنها می‌گیرد چرا که با پای خود، راه کفر و ریا و منت و آزار را پوییدند، و چنین کسانی شایسته هدایت نیستند.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌1، ص 111.
  3. تفسير عياشى.
  4. تفسير برهان از خاصه.
  5. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 97.

منابع