آیه 261 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

مشاهده آیه در سوره


<<260 آیه 261 سوره بقره 262>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 3
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

مثل آنان که مالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند به مانند دانه‌ای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند از این مقدار نیز برای هر که خواهد بیفزاید، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و (به همه چیز) داناست.

مَثَل آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند، مانند دانه ای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خدا برای هر که بخواهد چند برابر می کند و خدا بسیار عطا کننده و داناست.

مَثَل [صدقات‌] كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند همانند دانه‌اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‌اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد [آن را] چند برابر مى‌كند، و خداوند گشايشگر داناست.

مثَل آنان كه مال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند، مثَل دانه‌اى است كه هفت خوشه برآورد و در هر خوشه‌اى صد دانه باشد. خدا پاداش هر كه را كه بخواهد، چند برابر مى‌كند. خدا گشايش‌دهنده و داناست.

کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‌کند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

The example of those who spend their wealth in the way of Allah is like a seed [of grain] which grows seven spikes; in each spike is a hundred grains. And Allah multiplies [His reward] for whom He wills. And Allah is all-Encompassing and Knowing.

The parable of those who spend their substance in the way of Allah is that of a grain of corn: it groweth seven ears, and each ear Hath a hundred grains. Allah giveth manifold increase to whom He pleaseth: And Allah careth for all and He knoweth all things.

معانی کلمات آیه

سبيل اللَّه: منظور از سبيل اللَّه هر كار مفيدى است كه رضاى خدا و نفع مردم در آن باشد.

حبة: دانه. مثل دانه گندم و غيره.

سنابل: سنبلها. مفرد آن سنبله است.

يضاعف: تضعيف و مضاعفه، زايد كردن بر اصل شىء است تا دو برابر يا بيشتر باشد.

واسع: صاحب سعه. يعنى فضل و رحمت او وسيع است به معنى وسعت دادن نيز آيد، مراد از آيه ظاهرا همان است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«261» مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ‌

مثل كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند، همانند بذرى است كه هفت خوشه بروياند و در هر خوشه يكصد دانه باشد و خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد،) دو يا چند برابر مى‌كند و خدا (از نظر قدرت و رحمت) وسيع و (به همه چيز) داناست.

نکته ها

سفارش به انفاق و منع از اسراف و تبذير، بهترين راه براى حلّ اختلافات طبقاتى است.

همچنان كه پيدايش و گسترش ربا، زمينه ساز و بوجود آورنده‌ى طبقات است. لذا در قرآن آيات لزوم اتفاق و تحريم ربا در كنار هم آمده است. «1»

هر دانه‌اى، در هر زمينى، هفت خوشه كه در هر خوشه صد دانه باشد نمى‌روياند، بلكه بايد دانه، سالم و زمين، مستعد و زمان، مناسب و حفاظت، كامل باشد. همچنين انفاق مال حلال، با قصد قربت، بدون منّت و با شيوه‌ى نيكو آن همه آثار خواهد داشت.

پیام ها

1- انفاق، تنها پاداش اخروى ندارد، بلكه سبب رشد وتكامل وجودى خود انسان مى‌گردد. «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ»

2- ستايش قرآن از كسانى است كه انفاق سيره‌ى هميشگى آنان باشد. «يُنْفِقُونَ» فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد.

3- انفاق، زمانى ارزشمند است كه در راه خدا باشد. در اسلام اقتصاد از اخلاق جدا نيست. «فِي سَبِيلِ اللَّهِ»

«1». تفسيرالميزان، ج 2، ص 406.

جلد 1 - صفحه 418

4- استفاده از مثال‌هاى طبيعى، هرگز كهنه نمى‌شود و براى همه مردم در هر سن و شرايطى كه باشند قابل فهم است. تشبيه مال به بذر و تشبيه آثار انفاق به خوشه‌هاى متعدّد پر دانه. «كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ»

5- تشويق و وعده‌ى پاداش، قوى‌ترين عامل حركت است. پاداش هفتصد برابر.

«وَ اللَّهُ يُضاعِفُ»

6- لطف خداوند، محدوديّت ندارد. «وَ اللَّهُ يُضاعِفُ ... وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ»

7- اگر انفاق مال، تا هفتصد برابر قابليّت رشد و نموّ دارد؛ «كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» پس حساب كسانى كه در راه خدا جان خود را انفاق مى‌كنند چه مى‌تواند باشد؟! «وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ (261)

بعد از آن به جهت ترغيب و تحريص بندگان به انفاق در راه خدا بيان مى‌فرمايد:

مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ‌: مثل انفاق كسانى كه بى‌شايبه غرض انفاق مى‌كنند، أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ‌: مالهاى خود را در راه خدا مانند جهاد و تعظيم شعائر دين و اعلاى كلمه حقه و نشر احكام خدا و غيره از خيرات و مبرات؛ چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام مروى است، «1» كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ‌: مانند دانه‌اى است در زمين پاك كه آن بروياند، سَبْعَ سَنابِلَ‌:

هفت خوشه به اين قسم كه هفت شعبه از اصل آن منشعب گردد و بر هر

«1» تفسير مجمع البيان، جلد اوّل، صفحه 374.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 477

شعبه‌اى خوشه‌اى باشد. فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ: در هر خوشه آن صد دانه كه يكى را هفتصد دانه حاصل آيد. غرض از اين تمثيل تصوير اضعاف و ترغيب متصدقان است كه چون نظر به اجر كنند كه يك درهم به هفتصد اجر است، پيوسته به تصدق و انفاق اشتغال يابند. وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ: و خداوند زياد فرمايد اين مضاعفه را كه هفتصد است به هفت هزار يا بيشتر براى هر كه خواهد از منفقان به فضل خود برحسب حال منفق از اخلاص و رنج و زحمت او، و بدين جهت تفاوت اعمال عاملين است در مقادير ثواب رب العالمين. وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ‌: و خداى تعالى بسيار وسعت دهنده و بخشاينده است كه يكى را هفتصد مرحمت نمايد، دانا مى‌باشد به نيات منفقان و قدر انفاق و كيفيت آن.

تنبيه: آيه شريفه ترغيب است به انفاق در راه خدا كه يكى به هفتصد ثواب است، و چون فيض الهى تناهى ندارد و منع فيض از فياض مطلق قبيح است، پس به حكمت و مصلحت خود عطا فرمايد هر كه را خواهد و مصلحت باشد.

و حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: الايدى ثلاث فيد اللّه العليا و يد المعطى الّتى تلاها و يد السّائل السّفلى فاعط الفضل و لا تعجز نفسك‌ «1». يعنى دستها سه است: 1- دست قدرت علياى خداوند متعال.

2- دست دهنده كه تالى است عطاى الهى را. 3- دست سائل كه مرتبه سفلى دارد، پس عطا كن زيادتى را، و عاجز نكن نفس خود را، و هر عملى كه مؤمن به وجه احسن بجا آورد خداى تعالى مضاعف فرمايد اجر آن را.

چنانچه عياشى- از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده فرمود:

هرگاه مؤمن عملش را به نيكوترين وجه بجا آورد، مضاعف فرمايد خدا به هر حسنه هفتصد برابر، اين است فرمايش الهى:

وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ: پس نيكو بجاى آوريد اعمالى را كه به جهت ثواب الهى آن را عمل نمائيد. راوى سؤال كند: احسان چيست؟

«1» خصال، صفحه 133، حديث 144.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 478

فرمود: هرگاه نماز كنى سجودش نيكو ادا كن، و هرگاه روزه داشتى پس نگاهدار از آنچه فساد روزه تو در آنست، و هرگاه حج نمودى نگاهدار خود را از آنچه حرام است بر تو در حج و عمره، و هر عملى كه بجاآورى بايد پاكيزه باشد از پليدى. «1»


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ (261)

ترجمه‌

مثل آنانكه انفاق مى‌كنند مالهاشان را در راه خدا مثل دانه است كه بروياند هفت خوشه را كه در هر خوشه صد دانه باشد و خدا ميفزايد براى آنكس كه ميخواهد و خدا وسعت دهنده دانا است.

تفسير

افزايش بحسب حال و كمال و اخلاص منفق است و قصد قربت در انفاق شرط است چنانچه قمى از حضرت صادق (ع) نقل نموده است كه اين آيه براى كسى است كه انفاق كند براى رضاى خدا و عياشى از آنحضرت نقلنموده كه چون از بنده مؤمن عمل خيرى صادر شود خداوند زياد مى‌فرمايد هر حسنه او را هفتصد برابر و اين معنى زياد نمودن خدا است براى كسيكه بخواهد و معلوم است كه چون دنيا مزرعه آخرت است تشبيه شده است عمل خير بحبه كه زارع بكارد و بجاى آن هفتصد حبه برداشت نمايد و خداوند واسع الفضل است بواسطه زيادى عطا و عوض چيزى از خزانه كرمش كم نميشود و دانا است بقدر انفاق و حال انفاق كنندگان هر كس را بقدريكه سزاوار است جزا ميدهد در دنيا و آخرت و اجر كسى را ضايع نخواهد فرمود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ يُنفِقُون‌َ أَموالَهُم‌ فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ كَمَثَل‌ِ حَبَّةٍ أَنبَتَت‌ سَبع‌َ سَنابِل‌َ فِي‌ كُل‌ِّ سُنبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللّه‌ُ يُضاعِف‌ُ لِمَن‌ يَشاءُ وَ اللّه‌ُ واسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (261)

مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ يُنفِقُون‌َ أَموالَهُم‌ ‌اينکه‌ مثل‌ مثل‌ شخص‌ منفق‌ نيست‌ بلكه‌ مثل‌ انفاق‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌يعني‌ مالي‌ ‌که‌ انفاق‌ ميكند و اختصاص‌ بانفاق‌ ‌در‌ جهاد ندارد زيرا ‌آيه‌ مطلق‌ ‌است‌ جميع‌ انفاقات‌ واجبه‌ و مستحبّه‌ حتّي‌ ‌هر‌ عبادتي‌ ‌که‌ توقّف‌ ‌بر‌ بذل‌ مال‌ داشته‌ ‌باشد‌ مثل‌ مصارف‌ عرس‌ ابناء و بنات‌ و مصارف‌ زيارت‌ و اقامة عزاء اهل‌ بيت‌ عصمت‌ و طهارت‌ و بناء مساجد و مدارس‌ و خريد كتب‌ علميّه‌ و اصلاح‌ طرقات‌ و ‌هر‌ چه‌ ‌براي‌ مسلمين‌ نفع‌ داشته‌ ‌باشد‌ چه‌ منافع‌ شخصيه‌ ‌ يا ‌ صنفيه‌ ‌ يا ‌ نوعيه‌ و ‌ما ‌در‌ ذيل‌ ‌آيه‌

جلد 3 - صفحه 36

شريفه‌ وَ مِمّا رَزَقناهُم‌ يُنفِقُون‌َ اقسام‌ انفاقات‌ ‌را‌ ‌از‌ واجبات‌ و مستحبّات‌ متعرض‌ شديم‌، جلد اول‌ صفحه‌ 210 ‌تا‌ 240.

فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ ‌که‌ داعي‌ و محرّك‌ ‌آن‌ قربة ‌باشد‌ و خلوص‌ ‌که‌ جز امتثال‌ امر الهي‌ و اطاعت‌ فرمان‌ ‌او‌ قصد ديگري‌ نباشد زيرا مثوبت‌ متفرع‌ ‌بر‌ عبادت‌ ‌است‌ و عبادت‌ بدون‌ قصد قربة و خلوص‌ تحقّق‌ پذير نيست‌، و ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌اگر‌ چه‌ ‌در‌ موضوع‌ انفاق‌ مال‌ ‌است‌ لكن‌ ‌در‌ اخبار بسيار ‌از‌ ائمه‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ ‌که‌ ‌در‌ برهان‌ نقل‌ كرده‌ شامل‌ جميع‌ عبادات‌ مثل‌ نماز، روزه‌، حج‌ و نحوها ‌که‌ استشهاد باين‌ ‌آيه‌ فرموده‌اند استفاده‌ ميشود ‌که‌ ذكر انفاق‌ مالي‌ ‌از‌ باب‌ مثال‌ ‌است‌.

چنانچه‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ روايت‌ ميكند ‌که‌ فرمود

(اذا احسن‌ ‌عبد‌ المؤمن‌ عمله‌ ضاعف‌ اللّه‌ ‌تعالي‌ عمله‌ لكل‌ّ حسنة سبع‌ مائة و ‌ذلک‌ قول‌ اللّه‌ و اللّه‌ يضاعف‌ لمن‌ يشاء فاحسنوا اعمالكم‌ لثواب‌ اللّه‌ فقلت‌ ‌ما الاحسان‌ ‌قال‌ اذا صلّيت‌ فاحسن‌ ركوعك‌ و سجودك‌ و اذا صمت‌ فتوق‌ كلّما ‌فيه‌ فساد صومك‌ و اذا حججت‌ فتوق‌ ‌ما يحرم‌ عليك‌ ‌في‌ حجّك‌ و عمرتك‌ و كل‌ّ عمل‌ تعمله‌ للّه‌ فليكن‌ نقيّا ‌من‌ الدنس‌)

و قريب‌ باين‌ مضمون‌ اخبار ديگري‌ ‌است‌.

كَمَثَل‌ِ حَبَّةٍ كاف‌ كمثل‌ زائده‌ نيست‌ بلكه‌ مراد مثل‌ ‌اينکه‌ مثل‌ مثل‌ ‌او‌ ‌است‌ و ‌از‌ همين‌ نكته‌ ممكن‌ ‌است‌ استفاده‌ عموم‌ كرد ‌که‌ همين‌ نحوي‌ ‌که‌ ‌براي‌ اعمال‌ صالحه‌ ميشود مثل‌ بحبّة زد ميشود مثل‌ بانفاق‌ زد تمام‌ ‌از‌ يك‌ وادي‌ ‌است‌ و مراد ‌از‌ حبّة دانه‌ گندم‌ ‌است‌.

أَنبَتَت‌ سَبع‌َ سَنابِل‌َ ‌که‌ يك‌ دانه‌ گندم‌ هفت‌ خوشه‌ بروياند، و توهم‌ اينكه‌ ‌اينکه‌ واقعيت‌ ندارد بسيار فاسد ‌است‌. زيرا اولا ‌در‌ همين‌ اصفهان‌ خودمان‌ بعض‌ رعايا مشاهده‌ كرده‌اند ‌در‌ بعض‌ مواقع‌. و ثانيا مجرد امكان‌ كافي‌ ‌است‌ ‌براي‌ مثل‌.

فِي‌ كُل‌ِّ سُنبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ‌که‌ هفت‌ سنبله‌ هفت‌ صد حبة ميشود ‌پس‌ يك‌ درهم‌

جلد 3 - صفحه 37

انفاق‌ هفتصد درهم‌ ميشود.

وَ اللّه‌ُ يُضاعِف‌ُ لِمَن‌ يَشاءُ بعضي‌ گفتند مراد ضعف‌ هفتصد ‌است‌ ‌که‌ هزار و چهار صد ‌باشد‌. بعضي‌ گفتند اضعاف‌ مضاعف‌ ‌الي‌ ‌ما شاء الا بعضي‌ گفتند ‌ما زاد ‌از‌ هفتصد.

لكن‌ ‌از‌ اخبار استفاده‌ ميشود ‌که‌ ‌اينکه‌ جمله‌ بيان‌ جمله‌ قبل‌ ‌است‌، ‌يعني‌ يك‌ درهم‌ هفتصد شدن‌ ‌ يا ‌ يك‌ حبّة هفتصد برابر شدن‌ ‌از‌ جهت‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ خداوند يك‌ درهم‌ ‌را‌ مثلا زياد ميفرمايد و مضاعف‌ ميكند ‌تا‌ هفتصد برابر چنانچه‌ ‌در‌ حديث‌ سابق‌ تصريح‌ فرمود

(لكل‌ّ حسنة سبعمائة و ‌ذلک‌ قول‌ اللّه‌ و اللّه‌ يضاعف‌ لمن‌ يشاء)

و ‌از‌ امالي‌ شيخ‌ ‌از‌ حضرت‌ باقر ‌عليه‌ السّلام‌

(اذا احسن‌ العبد المؤمن‌ ضاعف‌ اللّه‌ عمله‌ بكل‌ّ حسنة سبع‌ مائة ضعف‌ فذلك‌ ‌قوله‌ عزّ و جل‌ّ و اللّه‌ يضاعف‌ لمن‌ يشاء)

و ‌در‌ حديث‌ عياشي‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌

(اذا احسن‌ المؤمن‌ عمله‌ ضاعف‌ اللّه‌ عمله‌ بكل‌ّ حسنة سبعمائة ضعف‌ فذلك‌ قول‌ اللّه‌ و اللّه‌ يضاعف‌ لمن‌ يشاء).

وَ اللّه‌ُ واسِع‌ٌ قدرتش‌ و رحمتش‌ و فضل‌ و كرمش‌ وسعت‌ دارد ‌هر‌ چه‌ حكمت‌ اقتضاء كند مضايقه‌ ندارد.

عليم‌ بخصوصيات‌ عمل‌ و نيات‌ عامل‌ و قابليت‌ ‌هر‌ يك‌ چه‌ مقدار ‌از‌ تفضل‌ ‌است‌، عالم‌ ‌است‌.

[تنبيه‌]

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌در‌ مقام‌ تحديد نيست‌ ‌که‌ يك‌ هفتصد بلكه‌ ‌در‌ مقام‌ كثرت‌ ‌است‌ بمقدار تفاوت‌ درجات‌ ايمان‌ و اخلاق‌ و كيفيات‌ اعمال‌ مثوبات‌ عمل‌ تفاوت‌ پيدا ميكند بسا ‌الي‌ ‌غير‌ النهاية ميرسد. و نيز مراد ‌از‌ كثرت‌ عين‌ ‌آن‌ جنس‌ نيست‌ ‌که‌ گندم‌ ‌را‌ هفتصد برابر گندم‌ دهد و درهم‌ ‌را‌ هفتصد درهم‌ بلكه‌ مراد اينست‌ ‌که‌ ‌هر‌ عملي‌ استحقاق‌ ‌هر‌ مقدار مثوبتي‌ دارد خداوند تفضلا زائد ‌بر‌ ‌اينکه‌ مقدار ‌تا‌ هفتصد برابر عنايت‌ ميفرمايد ‌هر‌ چه‌ پاكتر و خوب‌ تر ‌باشد‌ بقدري‌ ‌که‌ قابل‌ تفضل‌ ‌باشد‌ و ‌لو‌ همين‌ مقدار اوليه‌ ‌هم‌

جلد 3 - صفحه 38

‌از‌ روي‌ فضل‌ ‌است‌ نه‌ استحقاق‌ زيرا حقي‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌عبد‌ ‌بر‌ گردن‌ مولي‌ نيست‌ چنانچه‌ قبلا متذكر شديم‌ بلكه‌ ‌هم‌ ‌در‌ دنيا و ‌هم‌ ‌در‌ آخرت‌ اضعاف‌ مضاعف‌ عنايت‌ ميفرمايد

برگزیده تفسیر نمونه


اشاره

(آیه 261)- آغاز آیات انفاق! مسأله انفاق یکی از مهمترین مسائلی است که اسلام روی آن تأکید دارد و شاید ذکر آیات آن پشت سر آیات مربوط به معاد از این نظر باشد که یکی از مهمترین اسباب نجات در قیامت، انفاق و بخشش در راه خداست.

نخست می‌فرماید: «مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند همانند بذری است که هفت خوشه برویاند» (مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ). «و در هر خوشه‌ای یکصد دانه باشد» که مجموعا از یک دانه هفتصد دانه بر می‌خیزد (فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ).

تازه پاداش آنها منحصر به این نیست، بلکه: «خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی در آنها و انفاق آنها از نظر نیت و اخلاص و کیفیت و کمیت ببیند) دو یا چند برابر می‌کند» (وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ).

و این همه پاداش از سوی خدا عجیب نیست «چرا که او (از نظر رحمت و قدرت) وسیع و از همه چیز آگاه است» (وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ).

انفاق یکی از مهمترین طرق حل مشکل فاصله طبقاتی

با دقت در آیات قرآن مجید آشکار می‌شود که یکی از اهداف اسلام این است که اختلافات غیر عادلانه‌ای که در اثر بی‌عدالتیهای اجتماعی در میان طبقه غنی و ضعیف پیدا می‌شود از بین برود و سطح زندگی کسانی که نمی‌توانند نیازمندیهای زندگیشان را بدون کمک دیگران رفع کنند بالا بیاید و حد اقل لوازم زندگی را داشته

ج1، ص237

باشند، اسلام برای رسیدن به این هدف برنامه وسیعی در نظر گرفته است- تحریم ربا خواری بطور مطلق، و وجوب پرداخت مالیاتهای اسلامی از قبیل زکات و خمس و صدقات و مانند آنها و تشویق به انفاق- وقف و قرض الحسنه و کمکهای مختلف مالی قسمتی از این برنامه را تشکیل می‌دهد، و از همه مهمتر زنده کردن روح ایمان و برادری انسانی در میان مسلمانان است.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع