آیه 21 سوره هود

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

أُولَٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<20 آیه 21 سوره هود 22>>
سوره : سوره هود (11)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

همین مردم هستند که نفوس خود را سخت در زیان افکندند و هر دروغی که می‌بسته همه از دستشان برود و محو و نابود شود.

اینان کسانی هستند که سرمایه وجودشان را تباه کردند، و آنچه را همواره به دروغ [به عنوان شریکان خدا به خدا] نسبت می دادند [گم شده] از دستشان می رود.

اينانند كه به خويشتن زيان زده و آنچه را به دروغ برساخته بودند از دست داده‌اند.

اينان به خويشتن زيان رسانيدند و آنچه را كه به دروغ خدا مى‌خواندند از دست داده‌اند.

آنان کسانی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند؛ و تمام معبودهای دروغین از نظرشان گم شدند...

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Those are the ones who will have lost themselves, and lost from them is what they used to invent.

They are the ones who have lost their own souls: and the (fancies) they invented have left them in the lurch!

معانی کلمات آیه

«خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ»: خود را زیانبار کرده و وجود خویش را باخته‌اند. به خویشتن زیان رسانده‌اند. «مَا»: مراد معبودهای دروغین و اکاذیب و دعاوی باطل است که در قیامت کاری از دست معبودها ساخته نیست، و در جهانِ حقائق، اباطیل بی‌ثمر است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ «21»

آنها كسانى هستند كه (سرمايه‌ى وجود و عمر) خويش را از دست داده و از آنچه به دروغ مى‌ساختند (نيز) بازمانده‌اند.

لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ «22»

به ناچار آنان در قيامت، زيانكارترين افرادند.

نکته ها

در فرهنگ اسلام، دنيا بازارى است كه مردم فروشنده‌اند، و جان، مال و عمل، كالاى اين بازار است و خريداران دو دسته‌اند: دسته نخست خدا كه به قيمت گران مى‌خرد و دسته ديگر غير خدا، مانند: شيطان، هواى نفس كه به قيمت ناچيزى، اين كالاها را خريدارند. لذا واژه‌هاى «اجر»، «ثواب»، «ضِعف» و «اضعاف»، براى سود و واژه‌هاى «خُسر»، «خسران‌

جلد 4 - صفحه 42

مبين» و «اخسرين»، در مورد ضرر و زيان، در قرآن زياد مطرح شده است.

هشدار مهم آن است كه بدانيم هر ضرر و زيانى قابل جبران است، مگر گذران عمر كه ديگر باز نمى‌گردد.

گاهى مال ومسكن، يا مقام وقدرت ويا مدرك و عنوانِ انسان از بين مى‌رود، امّا گاهى انسان خودش را مى‌بازد وانسانيّت خود را به هدر مى‌دهد كه اين بالاترين خسارت است.

پیام ها

1- گفتارهاى باطل و ناحقّ گرچه به ظاهر جلوه دارند، امّا همه تباه شدنى هستند. «ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ»

2- بالاترين خسارت‌ها، خسارت نفس و عمر انسان است، نه زيان‌هاى مالى. خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ‌ ... هُمُ الْأَخْسَرُونَ‌

3- خسارت‌هاى دنيوى جبران پذير است، مهم خسارت در قيامت است كه چاره‌اى ندارد. «فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ «21»

أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ‌: آن گروه مذكوره كسانيند كه زيانكار نمودند نفسهاى خود را به جهت آنچه بجا آوردند از افعالى كه مستحق عقاب شدند، پس هلاك گشتند و زيانكارى نفس اعظم تمام ضررهاست، زيرا عوضى نخواهد داشت. «1» وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ‌: و گم شد و از دست رفت آنچه را كه بودند افترا مى‌نمودند از توسل به غير خداوند سبحان. يا ضايع شد آنچه را كه تحصيل و كوشش در آن مى‌نمودند و جز خسران چيزى براى آنها باقى نماند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‌ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى‌ رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلى‌ رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ «18» الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ «19» أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ «20» أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ «21» لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ «22»

ترجمه‌

و كيست ستمكارتر از آنكه افترا بست بر خدا دروغ را آنگروه عرضه داشته ميشوند بر پروردگارشان و گويند گواهان اين جماعت آنانند كه دروغ بستند بر پروردگارشان آگاه باشيد لعنت خدا بر ستمكاران‌

آنانكه باز ميدارند از راه خدا و ميخواهند آنرا كج و آنان بآخرت آنها كافرانند

آنگروه نباشند عاجز كنندگان در زمين و نباشد مر ايشانرا از غير خدا دوستان افزوده ميشود براى آنها عذاب نبودند كه بتوانند شنيدن را و نبودند كه به بينند

آنگروه آنانند كه زيان كردند جانهاشان را و گم شد از آنها آنچه بودند كه افترا مى‌بستند

ناچار همانا آنها در آخرت آنانند زيانكارتران.

تفسير

ستمكارترين خلق كسى است كه دروغى را نسبت بخدا دهد چون با خالق و منعم خود خيانت نموده و بر خود و خلق ظلم كرده است و ذكر اين معنى بصورت سؤال براى وضوح جواب و ابلغيّت آن در افاده مراد است و اين اشخاص را در يكى از مواقف قيامت در پيشگاه الهى حاضر مينمايند براى مؤاخذه و ائمّه اطهار و انبياء عظام كه مبلّغ و حافظ احكام الهى ميباشند شهادت بخيانت و دروغ آنها ميدهند و لعنشان ميفرمايند كه نتيجه آن بعد از رحمت است و محتمل است جمله الا لعنة اللّه على الظّالمين ابتداء كلام الهى باشد و بعدا توصيف فرموده آنها را بآنكه مردم را از راه حق باز ميدارند به القاء شبهات و تهييج شهوات و منع از خيرات و مقصود آنها آنستكه دين خدا و راه حقّ را كج معرّفى نمايند و عيب و نقصى‌

جلد 3 صفحه 72

براى آن در انظار مردم اثبات نمايند لذا آيات الهى را تحريف و تأويل مينمايند چنانچه يهود اوصاف پيغمبر آخر الزمان را از تورات تغيير دادند و سبب بروز اين اعمال بى اعتقادى بعالم آخرت است والا كسيكه معتقد بدار جزائى باشد پيرامون اين امور نميگردد لذا ضمير «هم» براى افاده تأكيد مكرّر شده است و اينها نميتوانند خدا را هيچگاه از عذاب خودشان عاجز كنند چون در دنيا نميتوانند از ملك الهى خارج شوند و دوستان و ياورانى ندارند كه اگر خداوند بخواهد آنها را عذاب فرمايد بتوانند از آنها دفاع نمايند و در آخرت عذاب آنها دو چندان يا بيشتر خواهد بود از ساير كفّار چون اينها هم خودشان كافر شدند و هم مردم را كافر نمودند و استطاعت شنيدن كلمات حقّه و مواعظ حسنه و براهين واضحه و ديدن آيات بيّنات و معجزات ظاهرات را ندارند چون گوش شنوا و ديده بصيرت آنها بواسطه انغمار در شهوات و توجّه بزخارف دنيا و اعراض از ذكر و فكر كر و كور شده يا بقدرى متعصّب در طريق باطل و لجوج و عنود و حسودند كه نميتوانند به حرف حقّ گوش بدهند و حق را به بينند و اوصاف آنرا مشاهده نمايند اين قبيل اشخاص خسارت جانى نمودند كه گوهر گرانبهاى عقل و روح و عمر خودشان را فاسد نمودند و آنچه پيدا كردند در دنيا بخيال خودشان از دولت و ثروت و رياست از دستشان رفت و جز حسرت و ندامت براى آنها باقى نماند ناچار در آخرت هم در زمره كفّارى هستند كه خسارت آنها از ساير كفار زيادتر است عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه آن كفّار چهار نفر پادشاه از قريش بودند كه پى در پى سلطنت كردند فيض ره فرموده كه مراد از چهار پادشاه آن سه نفر و معاويه ميباشند و از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد از اشهاد ائمّه اطهارند و قمّى ره فرموده اشهاد ائمّه عليهم السلام و ملعون كسانى هستند كه ظلم نمودند بر آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و غصب كردند حقّ ايشانرا و باز داشتند مردم را از راه خدا كه امامت است و منحرف نمودند آنرا بغير اهلش و آنها استطاعت و قدرت نداشتند كه فضائل امير المؤمنين عليه السّلام را بشنوند و منقرض و فانى شدند و معلوم است كه مراد بيان مصاديق واضحه است.

جلد 3 صفحه 73

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أُولئِك‌َ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنفُسَهُم‌ وَ ضَل‌َّ عَنهُم‌ ما كانُوا يَفتَرُون‌َ «21»

اينها كساني‌ هستند ‌که‌ بخسران‌ انداختند نفوس‌ ‌خود‌ ‌را‌ و ‌از‌ دست‌ ‌آنها‌ رفت‌ و مفقود شد ‌از‌ ‌آنها‌ آنچه‌ ‌را‌ ‌که‌ بودند افتراء ميزدند و دروغ‌ بخدا بسته‌ بودند اولئك‌ همان‌ كفار و معاندين‌ و مبدعين‌ و منكرين‌ و ظالمين‌ ‌که‌ قبلا بيان‌ فرموده‌ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنفُسَهُم‌ خسران‌ سرمايه‌ ‌از‌ دست‌ دادن‌ ‌است‌ و باصطلاح‌ ورشكست‌ شدن‌ و كلّي‌ مديون‌ ديگران‌ شدن‌، سرمايه‌ اينها عمر دنيا ‌بود‌، تجارت‌ ‌آنها‌ اعمال‌ عبادي‌ و تحصيل‌ اخلاق‌ و تكميل‌ عقائد، اعضاء تجارتخانه‌ اعضاء بدن‌ چشم‌ و گوش‌ و ساير اعضاء، رئيس‌ تجارتخانه‌ نفس‌ ناطقه‌، منافع‌ تجارتخانه‌ مثوبات‌ اخروي‌، اينها سرمايه‌ عمر ‌را‌ ‌که‌ بباد دادند و رفتند نه‌ تحصيل‌ اخلاق‌ و نه‌ عمل‌ صالح‌ و نه‌ عقيده‌ حقّه‌ بعلاوه‌ زيان‌ بردند بواسطه‌ كفر و معاندت‌ و بدعت‌ و انكار ضروري‌ و اعمال‌ سيئه‌ و اخلاق‌ رذيله‌ چه‌ خسرانيست‌ بالاتر ‌از‌ ‌اينکه‌.

وَ ضَل‌َّ عَنهُم‌ ما كانُوا يَفتَرُون‌َ ضل‌ّ بمعني‌ گم‌ شدن‌ و مفقود شدن‌ و ‌از‌ دست‌ دادن‌ ‌است‌ ‌ما كانوا يفترون‌ ‌از‌ بتها و كساني‌ ‌را‌ ‌که‌ متابعت‌ ميكردند و اعمالي‌ ‌را‌ ‌که‌ بجا ميآوردند و همه‌ ‌را‌ نسبت‌ بخدا ميدادند و ميگفتند ‌خدا‌ امر فرمود بپرستش‌ بت‌ و متابعت‌ دعات‌ باطله‌ و ارتكاب‌ اعمال‌ سيّئه‌ چنانچه‌ ميگفتند ما نَعبُدُهُم‌ إِلّا لِيُقَرِّبُونا إِلَي‌ اللّه‌ِ زُلفي‌ زمر ‌آيه‌ 4 وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدنا عَلَيها آباءَنا وَ اللّه‌ُ أَمَرَنا بِها اعراف‌ ‌آيه‌ 27، و گفتند اجماع‌ شد ‌بر‌ خلافت‌ ابي‌ بكر و ‌او‌ تعيين‌ كرد خلافت‌ عمر ‌را‌ و بشوري‌ خلافت‌ عثمان‌ ثابت‌ شد و بقهر و غلبه‌ خلافت‌ بني‌ اميه‌

جلد 11 - صفحه 31

و بني‌ العباس‌ و نص‌ّ فرمايشات‌ ‌رسول‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و آيات‌ قرآنيه‌ و ادله‌ عقليه‌ ‌را‌ تماما دور انداختند، فرداي‌ قيامت‌ تمام‌ اينها ‌را‌ مفقود ميكنند مگر ‌در‌ قعر جهنم‌ ‌اگر‌ خدمت‌ ‌آنها‌ برسند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 21)- این آیه محصول تمام تلاشها و کوششهای نادرست آنها را در یک جمله بیان می‌کند، می‌گوید: «اینها همه کسانی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده و ورشکست شدند» (أُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ)

.و این بزرگترین خسارتی است که ممکن است دامنگیر انسانی شود که موجودیت انسانی خویش را از دست داده.

سپس اضافه می‌کند: آنها به معبودهایی دروغین دل بسته بودند «اما سر انجام تمام این معبودهای ساختگی گم شدند و از نظرشان محو گشتند» (وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ)

پانویس

منابع