آیه 144 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ ۖ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا ۚ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ ۗ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<143 آیه 144 سوره بقره 145>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 2
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

ما توجه تو را بر آسمان (به انتظار وحی و تغییر قبله) بنگریم و البته روی تو را به قبله‌ای که به آن خشنود شوی گردانیم، پس روی کن به طرف مسجد الحرام و شما (مسلمین) نیز هر کجا باشید (در نماز) روی بدان جانب کنید. و گروه اهل کتاب به خوبی می‌دانند که این تغییر قبله به حق و راستی از جانب خداست (نه به دلخواه کس) و خدا از کردار آنها غافل نیست.

ما گردانیدن رویت را در [جهت] آسمان [چون کسی که به انتظار مطلبی باشد] می بینیم؛ پس یقیناً تو را به سوی قبله ای که آن را بپسندی برمی گردانیم؛ پس رویت را به سوی مسجد الحرام گردان؛ و [شما ای مسلمانان!] هر جا که باشید، روی خود را به سوی آن برگردانید. و مسلماً اهل کتاب می دانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه] از سوی پروردگارشان [کاری] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده اند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان] انجام می دهند، بی خبر نیست.

ما [به هر سو] گردانيدنِ رويت در آسمان را نيك مى‌بينيم. پس [باش تا] تو را به قبله‌اى كه بدان خشنود شوى برگردانيم؛ پس روى خود را به سوى مسجدالحرام كن؛ و هر جا بوديد، روى خود را به سوى آن بگردانيد. در حقيقت، اهل كتاب نيك مى‌دانند كه اين [تغيير قبله‌] از جانب پروردگارشان [بجا و] درست است؛ و خدا از آنچه مى‌كنند غافل نيست.

نگريستنت را به اطراف آسمان مى‌بينيم. تو را به سوى قبله‌اى كه مى‌پسندى مى‌گردانيم. پس روى به جانب مسجدالحرام كن. و هر جا كه باشيد روى بدان جانب كنيد. اهل كتاب مى‌دانند كه اين دگرگونى به حق و از جانب پروردگارشان بوده است. و خدا از آنچه مى‌كنيد غافل نيست.

نگاه‌های انتظارآمیز تو را به سوی آسمان (برای تعیین قبله نهایی) می‌بینیم! اکنون تو را به سوی قبله‌ای که از آن خشنود باشی، باز می‌گردانیم. پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن! و هر جا باشید، روی خود را به سوی آن بگردانید! و کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده، بخوبی می‌دانند این فرمانِ حقی است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده؛ (و در کتابهای خود خوانده‌اند که پیغمبر اسلام، به سوی دو قبله، نماز می‌خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفی داشتن این آیات) غافل نیست!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

We have certainly seen the turning of your face, [O Muhammad], toward the heaven, and We will surely turn you to a qiblah with which you will be pleased. So turn your face toward al-Masjid al-Haram. And wherever you [believers] are, turn your faces toward it [in prayer]. Indeed, those who have been given the Scripture well know that it is the truth from their Lord. And Allah is not unaware of what they do.

We see the turning of thy face (for guidance to the heavens: now Shall We turn thee to a Qibla that shall please thee. Turn then Thy face in the direction of the sacred Mosque: Wherever ye are, turn your faces in that direction. The people of the Book know well that that is the truth from their Lord. Nor is Allah unmindful of what they do.

معانی کلمات آیه

تقلب: تحول. گرديدن.

شطر: طرف. نصف.

حرام: حرام در اصل به معنى ممنوع است. مسجد الحرام و بيت الحرام از آن گويند كه محترم بوده و حدودى دارند و چيزى هايى در آنها حرام شده كه در غير آنها حرام نيست.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله قبل از هجرت در مكه مى بود به طرف خانه كعبه نماز مي‌خواند. بعد از هجرت به مدينه به طرف بيت‌المقدس نماز گذارد و هنگامى كه به طرف بيت‌المقدس نماز گذارد دو روز از ماه ربيع الاول گذشته بود و مدت شانزده ماه به طرف بيت‌المقدس نماز خواند.

تا اين كه روزى به جبرئيل فرمود: خيلى دوست مي‌دارم كه از قبله يهود منصرف شوم و به طرف كعبه نماز بگذارم. جبرئيل گفت: من هم بنده اى مانند تو هستم و چون نزد خدا مقرب مى باشى اگر از خداوند بخواهى مورد اجابت قرار گيرد. از آن وقت رسول خدا صلى الله عليه و آله اغلب به طرف آسمان نظر مى افكند تا اين كه اين آيه نازل گرديد و قبله دوباره به طرف خانه كعبه برگردانيده شد[۳].[۴]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«144» قَدْ نَرى‌ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ‌

(اى پيامبر!) همانا مى‌بينيم كه تو (در انتظار نزول وحى، چگونه) روى به آسمان مى‌كنى، اكنون تو را به سوى قبله‌اى كه از آن خشنود باشى، برمى‌گردانيم. پس روى خود را به جانب مسجدالحرام كن. و (شما اى مسلمانان) هر جا بوديد، روى خود را به جانب آن بگردانيد و همانا كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده شده، (به خوبى) مى‌دانند كه اين فرمان به حقّ است كه از ناحيه‌ى پروردگار صادر شده و خداوند از اعمال آنها غافل نيست.

نکته ها

اين آيه حاكى از آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله منتظر و مشتاق نزول وحى در جهت تغيير قبله بود واين تغيير قبله از بيت‌المقدّس به كعبه، وعده‌ى خداوند به پيامبرش بوده است، ولى آن حضرت در موقع دعا، بى‌آنكه چيزى بگويد، به سوى آسمان نگاه مى‌كرد تا اينكه آيه نازل شد و دستور داد كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و همه‌ى مسلمانان در موقع عبادت، روبه سوى مسجدالحرام وكعبه نمايند. اهل كتاب و يهود با آنكه حقّانيّت اين تغيير را مى‌دانستند وقبلًا

جلد 1 - صفحه 223

در كتاب‌هايشان خوانده بودند كه پيامبر اسلام به سوى دو قبله نماز مى‌گزارد، امّا اين حقيقت را كتمان نموده و يا با القاى شبهات و سؤالات، نقش تخريبى ايفا مى‌كردند و خداوند با جمله‌ى‌ «وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ» آنان را تهديد مى‌نمايد. «1»

رضايت رسول اكرم صلى الله عليه و آله از قبله بودن كعبه، دلائلى داشت از جمله:

الف: كعبه، قبله‌ى ابراهيم عليه السلام بود.

ب: از زخم زبان، تحقير و استهزاى يهود آسوده مى‌شد.

ج: استقلال مسلمانان به اثبات مى‌رسيد.

د: به اوّلين پايگاه توحيد يعنى كعبه، توجّه مى‌شد.

چون مسئله‌ى تغيير قبله يك حادثه‌ى مهمّى بود، لذا در آيه، دوبار در مورد توجّه به كعبه، فرمان داده شده است: يك‌بار خطاب به پيامبر با لفظ؛ «وَجْهِكَ» و يك‌بار خطاب به مسلمانان با كلمه؛ «وُجُوهَكُمْ»

پیام ها

1- آسمان، سرچشمه‌ى نزول وحى ونظرگاه انبياست. «نَرى‌ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ»

2- خداوند به خواسته انسان‌ها آگاه است. «فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها»

3- تشريع و تغيير احكام، از طرف خداوند است و پيامبر از پيش خود، دستورى صادر نمى‌كند. «فَوَلُّوا ...»

4- ادب پيامبر در نزد خداوند به قدرى است كه تقاضاى تغيير قبله را به زبان نمى‌آورد، بلكه تنها با نگاه، انتظارش را مطرح مى‌نمايد. «قَدْ نَرى‌ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ»

5- خداوند رضايت رسولش را مى‌خواهد و رضاى خداوند در رضاى رسول اوست. «قِبْلَةً تَرْضاها»

6- قرآن، دانشمندانى كه حقيقت را مى‌دانند، ولى باز هم طفره مى‌روند، تهديد و نكوهش مى‌كند. «لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ ... وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ»

«1». تفسير مجمع‌البيان.

جلد 1 - صفحه 224

7- نبايد دستورات دين را به مردم سخت گرفت. «شطر» به معنى سمت است.

يعنى به سمت مسجدالحرام ايستادن كافى است ولازم نيست بطور دقيق روبه كعبه باشد. «فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قَدْ نَرى‌ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ (144)

شأن نزول: يهود سرزنش نمودند حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و مى‌گفتند: تو تابع ما هستى، زيرا نماز به قبله ما گذارى.

حضرت از اين سخن بسيار مهموم بود تا نيمه شبى از خواب برخاست به آسمان نگاه، و منتظر آنكه حق تعالى او را فرجى مرحمت فرمايد. چون روز شد وقت نماز ظهر كه حضرت در مسجد بنى سالم نماز ظهر دو ركعت بجا آورد، جبرئيل نازل و بازوى مبارك را گرفته به طرف كعبه متحول ساخت و آيه شريفه نازل شد:

قَدْ نَرى‌ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ: بتحقيق مى‌بينيم گرديدن روى تو را در جهت آسمان براى نزول وحى، فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها:

پس متمكن ساختيم تو را به توجه نمودن به آن قبله‌اى كه خوشنود و راضى دارى آن را. فَوَلِّ وَجْهَكَ‌: پس بگردان روى خود را، مراد همه بدن‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 280

است، شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ‌: جانب مسجد الحرام كه محيط است به خانه كعبه.

نكته: تسميه بدن به وجه به جهت آنست كه ظهور توجه بدن مى‌باشد. و ذكر مسجد نه كعبه به جهت آنست كه حضرت در مدينه بود و بعيد را كافى است مراعات جهت كعبه؛ چنانچه از ابن عباس نقل است كه خانه كعبه تمامش قبله باشد، و قبله خانه درب آن است، و درب قبله اهل مسجد، و مسجد قبله اهل حرم، و حرم قبله تمام اهل زمين است.

بعد از آن به جهت تصريح به عموم حكم امت فرمايد: وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ‌: و هر جا كه باشيد در ديار و صحرا و كوه و دشت و شرق و غرب و بخواهيد نماز گذاريد، فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ‌: پس بگردانيد رويهاى خود را به طرف مسجد الحرام.

بعد بيان عناد يهود را فرمايد: وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ‌: و بدرستى كه آنان كه داده شده‌اند كتاب، يعنى يهود، لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ‌: هر آينه مى‌دانند كه تحويل يا توجه به كعبه درست و راست و از جانب پروردگار ايشان حكم صادر شده و علم آنها كه در تورات مكتوب است كه پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دو قبله نماز گذارد و آخر قبله كعبه معظمه باشد، وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ‌: و نيست خداى تعالى بى‌خبر از آنچه مى‌كنند يهود از انكار قبله با وجود علم آنها به حقيقت آن و آنچه بجا مى‌آورند از مؤمنان از تصديق.

تبصره: شرافت كعبه معظمه وجوهى است: 1- بانى كعبه حضرت ابراهيم خليل اللّه عليه السّلام است. 2- هلاك ابرهه و لشكرش به ابابيل و باريدن سجيل. 3- ظهور آيات بينات و مقام حضرت ابراهيم عليه السّلام.

4- مكه محل تولد حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم. 5- مكان تأسيس دولت اسلامى است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قَدْ نَرى‌ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ (144)

ترجمه‌

بتحقيق مى‌بينيم گرديدن رويت را در آسمان پس هر آينه روى ميگردانيم تو را بقبله كه ميخواهى آن را پس بگردان رويت را بجانب مسجد الحرام و هر جا باشيد پس بگردانيد روى‌هاى خودتان را بجانب آن و همانا آنانكه داده شدند كتاب را هر آينه ميدانند كه آن حق است از پروردگارشان و نيست خدا بى‌خبر از آنچه بجا مياورند..

تفسير

گفته شده است حضرت ختمى مرتبت مكرر روى مبارك را متوجه بآسمان ميفرمود كه به بيند وحى ميرسد براى تغيير قبله يا نه و گفته شده است كه دل مبارك متوجه باين امر بود و در خاطره‌اش ميگذشت و منتظر بود كه از خداوند وحى برسد براى تغيير قبله چون آن قبله پدر بزرگوارش حضرت ابراهيم (ع) بود و قبله قديمى بود و عرب آنرا زودتر اجابت مينمودند و با قبله يهود هم مخالف بود كه آنحضرت از ملامت آنها مأمون ميگرديد پس خداوند اجابت فرمود دعوت حبيب خود را كه مشتاق بود بآن براى مقاصد حقه دينيه و موافق شد مطلوب رسول اكرم با مشيت خالق عالم و حكمت الهى پس امر فرمود بتوجه بجانب مسجد الحرام براى اكتفاء بجهت و عدم لزوم توجه بعين كعبه معظمه و قمى فرموده اين آيه مقدم است بر آيه سيقول السفهاء كه گذشت و در فقيه است كه پيغمبر (ص) نماز گذارد بجانب بيت المقدس سيزده سال در مكه معظمه بعد از نبوت و نوزده ماه در مدينه طيبه پس سرزنش نمودند آنحضرت را يهود و گفتند تو تابع قبله ما هستى و آنحضرت شديدا غمناك شد و شبى بيرون خراميد از بيت شريف و از هر سو رو بآسمان ميفرمود تا صبح شد و اداء فريضه نمود و چون ظهر شد و آنحضرت دو ركعت از نماز ظهر را بجا آورد جبرئيل آمد و اين آيه را نازل نمود پس دست پيغمبر (ص) را گرفت و برگرداند روى آنحضرت را بجانب كعبه مردم هم متابعت كردند تا آنكه مردها بجاى زنها و زنها بجاى مردها قرار گرفتند پس اول نماز آنحضرت بجانب بيت المقدس بود و آخر آن بجانب كعبه و اين خبر رسيد به مسجديكه در مدينه بود و اهل آن مسجد دو ركعت از نماز عصر را خوانده بودند

جلد 1 صفحه 188

و بقيّه نماز را رو بكعبه بجا آوردند و چون اول نماز آنها رو به بيت المقدس بود و آخر نمازشان رو بكعبه آن مسجد را مسجد دو قبله ناميدند و قمى قريب به اين مضمون را روايت نموده و فرموده پيغمبر (ص) در مسجد بنى سالم بود و خداوند براى تعظيم پيغمبر (ص) و اجابت ملتمس آنحضرت اولا حكم را مخصوص بآنحضرت فرموده پس از آن حكم را نسبت بتمام مسلمانان و تمام امكنه تعميم داده است براى تاكيد امر و ترغيب به متابعت و آنانكه آشنا بكتب سماوى هستند ميدانند كه عادت اللّه جارى شده است بر آنكه هر شريعتى را مخصوص بقبله فرمايد و در كتب سماوى ذكر شده است كه حضرت ختمى مرتبت بدو قبله نماز ميگذارد و خداوند غافل نيست از اعمال تابعين و مخالفين و هر دو فرقه را بجزاى خود ميرساند و بنظر حقير اينكه خداوند فرموده رو بجانب مسجد الحرام نمائيد نه براى آنستكه اكتفا بجهت شود و توجه بعين كعبه لازم نباشد چنانچه نقل شد بلكه براى آنستكه توجه بعين كعبه براى كسى كه از مكه معظمه به مراحلى دور باشد توجه بجانب مسجد الحرام است و محاذات عرفى كافى است و الا معلوم است كه مسلمانان دو قبله يا زيادتر ندارند و در روايات تصريح شده به آنكه كعبه قبله همه اهل عالم است و اينكه در بعضى روايات و اقوال علما ذكر شده است كه كعبه قبله است براى اهل مسجد الحرام و مسجد الحرام قبله است براى اهل حرم و حرم قبله آفاق است براى آنستكه توجه بكعبه در هر يك از اماكن مذكوره عرفا بنحويست كه بيان فرموده‌اند پس در واقع بيان مصداق توجه را براى اهل مسجد و اهل حرم و اهل عالم فرمودند نه آنكه قبله را متعدد دانسته‌اند و اگر كسانى كه قائل باكتفاء بجهت شدند هم همين معنى را اراده فرمودند فنعم الوفاق و اگر زياده از اين خواسته باشند ادعا نمايند دليلى بر آن ندارند و اگر خواسته باشند توسعه و تسهيلى در محاذات عرفيه قائل شوند آنهم بيوجه نيست چنانچه شيخ استاد ما عليه الرحمه در كتاب صلاة تحقيق فرموده نهايت آنكه حكم مخصوص است بكسى كه دور باشد و متمكن از توجه بكعبه نباشد كه در اين مقام همان سمت عرفى كافى است مانند كسى كه رو بكربلا يا مشهد ميكند و زيارت سيّد الشهداء يا حضرت رضا عليهما السلام را بجا مى‌آورد كه باز براى چنين كسى اين توجه توجه بهمان اماكن مقدسه و بقاع شريفه است ولى احتياط لازمست‌

جلد 1 صفحه 189

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قَد نَري‌ تَقَلُّب‌َ وَجهِك‌َ فِي‌ السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّك‌َ قِبلَةً تَرضاها فَوَل‌ِّ وَجهَك‌َ شَطرَ المَسجِدِ الحَرام‌ِ وَ حَيث‌ُ ما كُنتُم‌ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ شَطرَه‌ُ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُوتُوا الكِتاب‌َ لَيَعلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الحَق‌ُّ مِن‌ رَبِّهِم‌ وَ مَا اللّه‌ُ بِغافِل‌ٍ عَمّا يَعمَلُون‌َ (144)

(بتحقيق‌ ‌ما گردانيدن‌ روي‌ تو ‌را‌ ‌در‌ آسمان‌ مي‌بينيم‌، ‌پس‌ البته‌ تو ‌را‌ رو بقبله‌ ميگردانيم‌ ‌که‌ ‌آن‌ ‌را‌ مي‌پسندي‌ و خوشنودي‌ تو ‌در‌ آنست‌ ‌پس‌ روي‌ ‌خود‌ ‌را‌ جانب‌ مسجد الحرام‌ بگردان‌، و ‌هر‌ كجا باشيد روي‌ ‌خود‌ ‌را‌ بطرف‌ مسجد الحرام‌ بگردانيد، و همانا اهل‌ كتاب‌ ميدانند ‌که‌ ‌اينکه‌ كار حق‌ و ‌از‌ جانب‌ پروردگارشان‌ ميباشد و خداوند ‌از‌ آنچه‌ مي‌كنند غافل‌ نيست‌ قَد نَري‌ تَقَلُّب‌َ وَجهِك‌َ فِي‌ السَّماءِ تقلب‌ وجه‌ ‌در‌ سماء، اشاره‌ بحالت‌ درخواست‌ و توقع‌ و انتظار وحي‌ ‌است‌، و ‌از‌ ‌اينکه‌ معلوم‌ ميگردد ‌که‌ پيغمبر اكرم‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ قبل‌ ‌از‌ نزول‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ انتظار چنين‌ حكمي‌ ‌را‌ داشته‌ و بلكه‌ ‌در‌ مقام‌ دعا و درخواست‌ بوده‌ ‌است‌.

و بطوري‌ ‌که‌ ‌از‌ ذيل‌ همين‌ ‌آيه‌ استفاده‌ ميگردد اهل‌ كتاب‌ ميدانستند و ‌در‌ صفات‌ نبي‌ خوانده‌ بودند ‌که‌ بدو قبله‌ نماز ميگزارد، و جايي‌ ‌که‌ اهل‌ كتاب‌ ‌اينکه‌ ‌را‌ بدانند، مسلما ‌خود‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ‌هم‌ ميدانست‌ ‌که‌ قبله‌ تغيير خواهد كرد و ‌از‌ ‌اينکه‌ جهت‌ منتظر وحي‌ و زمان‌ تغيير ‌بود‌ و توجه‌ بطرف‌ آسمان‌ ‌از‌ روي‌ همين‌ انتظار ‌بود‌ علاوه‌ ‌بر‌ اينكه‌ ‌در‌ مراتب‌ نزول‌ قرآن‌ متذكر شده‌ايم‌ ‌که‌ مرتبه‌ اوليه‌ نزول‌ ‌آن‌ بروح‌ مقدس‌ نبوي‌ بوده‌ و پيغمبر قبل‌ ‌از‌ نزول‌ بوسيله‌

جلد 2 - صفحه 236

روح‌ الامين‌ عالم‌ بآيات‌ قرآن‌ بوده‌، بنا ‌بر‌ ‌اينکه‌ قبل‌ ‌از‌ نزول‌ ‌آيه‌، ‌آن‌ ‌را‌ ميدانسته‌ و منتظر مرتبه‌ آخري‌ نزول‌ بوسيله‌ جبرئيل‌ امين‌ بوده‌ ‌است‌.

فَلَنُوَلِّيَنَّك‌َ قِبلَةً تَرضاها خوشنودي‌ و رضايت‌ ‌رسول‌ اكرم‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ باستقبال‌ كعبه‌ ‌از‌ جهت‌ مزايايي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌براي‌ كعبه‌ ميباشد زيرا كعبه‌ اولين‌ خانه ‌است‌ ‌که‌ ‌براي‌ عبادت‌ مردم‌ وضع‌ شد و مطابق‌ بيت‌ المعمور ‌که‌ ‌براي‌ طواف‌ ملائكه‌ ‌است‌ ‌اينکه‌ خانه‌ ‌براي‌ طواف‌ اهل‌ ارض‌ قرار داده‌ شد و آدم‌ ابو البشر ‌آن‌ ‌را‌ طواف‌ نمود و حضرت‌ ابراهيم‌ و اسمعيل‌ ‌آن‌ ‌را‌ بنا نمودند و مأمن‌ الهي‌ و محل‌ انجام‌ حج‌ و عمره‌ قرار داده‌ شد و ‌غير‌ اينها ‌از‌ مزاياي‌ ديگر و ‌از‌ اينجهت‌ مرضي‌ پيغمبر ‌بود‌ و ‌اينکه‌ خوشنودي‌ حضرت‌ دلالت‌ ندارد ‌بر‌ اينكه‌ نسبت‌ باستقبال‌ بيت‌ المقدس‌ نارضايتي‌ و كراهتي‌ داشته‌ ‌باشد‌ بلكه‌ چون‌ مورد تعيير و سرزنش‌ يهود قرار گرفته‌ بودند و يهود استقبال‌ بطرف‌ بيت‌ المقدس‌ ‌را‌ حجتي‌ ‌براي‌ ‌خود‌ ميدانستند لذا تشبّه‌ بآنها ‌را‌ خوش‌ نميداشت‌ و منتظر دستور ‌بود‌.

فَوَل‌ِّ وَجهَك‌َ شَطرَ المَسجِدِ الحَرام‌ِ ‌در‌ ‌اينکه‌ قسمت‌ ‌از‌ ‌آيه‌، نخست‌ خطاب‌ ‌به‌ پيغمبر اكرم‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ميفرمايد ‌که‌ روي‌ ‌خود‌ ‌را‌ بجانب‌ مسجد الحرام‌ بگردان‌ و سپس‌ خطاب‌ بهمه‌ مسلمانان‌ نموده‌ ‌که‌ ‌هر‌ كجا هستيد رو بكعبه‌ بگردانيد و نكته‌ اينكه‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ جمله‌ و جمله‌ قبل‌ خطاب‌ افرادي‌ و ‌در‌ جمله‌ ‌بعد‌ خطاب‌ جمعي‌ ‌است‌ اينست‌ ‌که‌ پيغمبر اكرم‌ ‌را‌ جبرئيل‌ ‌در‌ حال‌ نماز مأمور شد بطرف‌ كعبه‌ بگرداند چنانچه‌ ‌از‌ كلمه‌ نولينك‌ نيز استفاده‌ ميشود و خطاب‌ فَوَل‌ِّ وَجهَك‌َ ‌اگر‌ چه‌ تكليف‌ ‌است‌ ولي‌ ‌در‌ حال‌ برگردانيدن‌ جبرئيل‌ بوده‌، چنان‌ ‌که‌ ‌اگر‌ ‌به‌ بينيد كسي‌ ‌بر‌ خلاف‌ قبله‌ نماز ميگذارد ‌او‌ ‌را‌ بطرف‌ قبله‌ ميگردانيد و ‌در‌ همين‌ حال‌ مي‌گوييد بطرف‌ قبله‌ بگرد، ولي‌ مسلمانان‌ مأمور شدند ‌که‌ ‌خود‌ برگردند و شطر بمعني‌ قسمتي‌ ‌از‌ شيئي‌ ‌است‌ و مراد ‌از‌ شَطرَ المَسجِدِ الحَرام‌ِ يك‌ قسمت‌

جلد 2 - صفحه 237

‌از‌ خانه‌ ‌خدا‌ ‌است‌ ‌که‌ همان‌ كعبه‌ ‌باشد‌ و ‌اينکه‌ دليل‌ واضحي‌ ‌است‌ ‌که‌ قبله‌ عين‌ كعبه‌ ‌است‌ و تمام‌ مسجد قبله‌ نيست‌ نه‌ ‌بر‌ شخص‌ نزديك‌ و نه‌ ‌بر‌ دور زيرا ميفرمايد.

وَ حَيث‌ُ ما كُنتُم‌ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ شَطرَه‌ُ و كلمه‌ حيثما شامل‌ همه‌ نقاط زمين‌ ‌از‌ ادني‌ ‌تا‌ اقصي‌ اماكن‌ ‌آن‌ ميگردد و ‌در‌ اينجا چند اشكال‌ توليد ميگردد.

1‌-‌ زمين‌ كروي‌ ‌است‌ و توجه‌ بكعبه‌ ‌در‌ همه‌ نقاط زمين‌ ممكن‌ نيست‌ و جواب‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ اشكال‌ اينست‌ ‌که‌ مراد ‌از‌ توجه‌ بكعبه‌ اينست‌ ‌که‌ ‌اگر‌ خطي‌ روي‌ كره‌ زمين‌ ‌از‌ مقام‌ نماز گذار ‌از‌ جلو ‌او‌ كشيده‌ شود بكعبه‌ تماس‌ يابد.

2‌-‌ ‌براي‌ شخص‌ دور ‌اگر‌ اندك‌ انحرافي‌ و ‌لو‌ يك‌ درجه‌ پيدا شود بسا مقدار زيادي‌ ‌از‌ كعبه‌ منحرف‌ مي‌گردد چنانچه‌ ‌اينکه‌ امر ‌در‌ خط آهن‌ و خيابانهاي‌ مستقيم‌ مشاهده‌ ميشود.

جواب‌ اينكه‌ مراد ‌از‌ وجه‌ و وجوه‌ ‌در‌ ‌آيه‌ تمام‌ وجه‌ نيست‌ بلكه‌ معقول‌ ‌هم‌ نميباشد زيرا وجه‌ ‌هم‌ مدوّر و حدّ اقل‌ ربع‌ دائره‌ سر ‌است‌ و ‌اگر‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ ربع‌ دائره‌ ‌از‌ ‌هر‌ جزء ‌آن‌ خطي‌ كشيده‌ شود ‌هر‌ چه‌ ‌اينکه‌ خطوط طولاني‌تر شود فاصله‌ ‌بين‌ ‌آنها‌ زيادتر ميگردد و بسا ‌بين‌ خط اول‌ ‌با‌ خط آخر صد فرسخ‌ فاصله‌ شود و چطور ممكن‌ ‌است‌ جميع‌ ‌اينکه‌ خطوط بكعبه‌ تماس‌ پيدا كند!

بنا ‌بر‌ ‌اينکه‌ كافي‌ ‌است‌ يكي‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ خطوط بجزيي‌ ‌از‌ كعبه‌ برخورد نمايد و ‌اينکه‌ امر مسلما ‌تا‌ ده‌ درجه‌ انحراف‌ ‌از‌ طرف‌ يمين‌ و يسار تحقق‌ پيدا ميكند، و لذا احتياجي‌ نيست‌ ‌به‌ اينكه‌ گفته‌ شود جهت‌ كعبه‌ مراد ‌است‌ ‌ يا ‌ مطلق‌ حرم‌ ‌براي‌ بعيد قبله‌ ‌است‌ و ‌اگر‌ ‌در‌ بعض‌ اخبار حرم‌ قبله‌ گرفته‌ ‌شده‌ شايد نظر بدرك‌ سائل‌ ‌که‌ نميتوانسته‌ ‌اينکه‌ مطلب‌ ‌را‌ درك‌ كند و ‌از‌ طرفي‌ ائمه‌ عالم‌ باين‌ جهت‌ بوده‌ ‌که‌ ‌اگر‌ متوجه‌ بحرم‌ گردد مسلما يكي‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ خطوط مذكوره‌ بكعبه‌ اصابت‌ مي‌كند.

جلد 2 - صفحه 238

3‌-‌ بچه‌ طريق‌ ميتوان‌ علم‌ باصابت‌ پيدا نمود و ‌لو‌ بهمين‌ اندازه‌ ‌که‌ ذكر كرديد!

جواب‌: ‌در‌ هيئت‌ علائمي‌ ‌براي‌ تعيين‌ قبله‌ ذكر ‌شده‌ ‌که‌ موجب‌ علم‌ ‌ يا ‌ ظن‌ّ قوي‌ باصابت‌ ميگردد و لذا تحري‌ واجب‌ ‌است‌ ‌يعني‌ ‌هر‌ چه‌ بيشتر ممكن‌ ميشود لازم‌ ‌است‌ تحصيل‌ نمايد و علائمي‌ ‌در‌ شرع‌ ‌از‌ طريق‌ اخبار ذكر ‌شده‌ مانند مساجد و قبور مسلمين‌، و قطب‌ نما و قبله‌ نما نيز ‌براي‌ ‌اينکه‌ امر كافي‌ ‌است‌ ‌اگر‌ درجه‌ انحراف‌ ‌از‌ جنوب‌ ‌را‌ تعيين‌ نمايد مانند قبله‌ نماي‌ رزم‌ آراء و ‌غير‌ ‌آن‌.

وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُوتُوا الكِتاب‌َ لَيَعلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الحَق‌ُّ مِن‌ رَبِّهِم‌ چنانچه‌ گذشت‌ اهل‌ كتاب‌ بتوسط اخبار انبياء و كتب‌ ‌خود‌ ميدانستند ‌که‌ ‌اينکه‌ پيغمبر قبله‌ ‌او‌ كعبه‌ خواهد ‌بود‌ و ‌ يا ‌ بواسطه‌ معجزات‌ ‌آن‌ حضرت‌ نبوت‌ و حقانيت‌ ‌او‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ ثابت‌ و محقق‌ ‌شده‌ ‌بود‌ و ‌بعد‌ ‌از‌ ثبوت‌ ‌اينکه‌ امر ميدانستند ‌هر‌ چه‌ ميگويد و ميكند صدق‌ و حق‌ ‌است‌ ولي‌ ‌از‌ روي‌ عناد و عصبيت‌ انكار مينمودند.

وَ مَا اللّه‌ُ بِغافِل‌ٍ عَمّا يَعمَلُون‌َ معني‌ غفلت‌ و تفسير ‌اينکه‌ جمله‌ گذشت‌.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 144)- همه جا رو به سوی کعبه کنید! در این آیه که فرمان تغییر قبله در آن صادر گردیده نخست می‌فرماید: «ما نگاههای انتظار آمیز تو را به آسمان (مرکز نزول وحی) می‌بینیم» (قَدْ نَری تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ).

«اکنون تو را به سوی قبله‌ای که از آن راضی خواهی بود باز می‌گردانیم» (فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها).

«هم اکنون صورت خود را به سوی مسجد الحرام و خانه کعبه باز گردان» (فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ).

نه تنها در مدینه، «هر جا باشید، روی خود را به سوی مسجد الحرام کنید»

ج1، ص132

(وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ).

جالب این که تغییر قبله یکی از نشانه‌های پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و اله در کتب پیشین ذکر شده بود، چه این که آنها خوانده بودند که او به سوی دو قبله نماز می‌خواند «یصلّی الی القبلتین».

لذا قرآن اضافه می‌کند: «کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده است، می‌دانند این فرمان حقی است از ناحیه پروردگارشان» (وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ).

و در پایان اضافه می‌کند: «خداوند از اعمال آنها غافل نیست» (وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ).

یعنی آنها به جای این که این تغییر قبله را به عنوان یک نشانه صدق او که در کتب پیشین آمده معرفی کنند، کتمان کرده و به عکس روی آن جنجال به راه انداختند، خدا، هم از اعمالشان آگاه است، و هم از نیاتشان.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

روایات مرتبط با تفسیر آیه

1 - «ان الفرایض لاتصلیها إلا إلى القبلة و هو المروى عن أئمتنا(ع);[۵] از ائمه اهل بیت (ع) روایت شده که نمازهاى واجب را نمى شود به جا آورد، مگر اینکه به سوى قبله باشد».

2 - از امام صادق(ع) روایت شده که: «و صلّى رسول اللّه(ص) إلى بیت المقدس ... ثم عیّرته الیهود، فقالوا انک تابع لقبلتنا فاغتمّ لذلک غمّاً شدیداً و لما کان فى بعض اللیل خرج(ص) یقلب وجهه فى آفاق السماء ... فلما صلّى من الظهر رکعتین جاءه جبرئیل(ع) فقال له: قد نرى تقلب وجهک فى السماء فلنولینک قبلة ترضیها فول وجهک شطر المسجدالحرام - الآیة - ثم أخذ بید النبى(ص) فحوّل وجهه إلى الکعبة ...;[۶] رسول خدا(ص) به سوى بیت المقدس نماز مى خواند ... سپس یهود او را سرزنش کرده گفتند: تو پیرو قبله ما هستى، و آن حضرت در پى این سرزنش بشدت اندوهگین شد و در موقعى از شب که از [خانه] بیرون آمده بود، در اطراف آسمان ها مى نگریست ... و چون دو رکعت نماز ظهر را خوانده بود جبرئیل نازل گشت و به آن حضرت گفت: ما نگاههاى انتظارآمیز تو را [براى تغییر قبله] مشاهده مى کردیم، پس روى تو را به سوى قبله اى - که تو به آن راضى هستى - بر مى گردانیم; پس روى خود را به سوى مسجدالحرام برگردان. آن گاه دست او را گرفت و رویش را به سوى کعبه برگرداند».

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌1، ص 111.
  3. صاحب كشف الاسرار و ابن اسحق از عامه و صاحبان روض الجنان و مجمع البيان از خاصه.
  4. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 42.
  5. مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۶۳; نورالثقلین، ج ۱- ، ص ۱۱۸، ح ۳۲۶.
  6. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۷۸، ح ۳; نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۳۶، ح ۴۱۷.

منابع