آیه 110 سوره هود

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ

مشاهده آیه در سوره


<<109 آیه 110 سوره هود 111>>
سوره : سوره هود (11)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و محققا ما کتاب تورات را برای موسی فرستادیم آن‌گاه در آن اختلاف کردند، و اگر کلمه سابقه الهی و مشیّت ازلی خدا (بر تأخیر عذاب خلق تا قیامت) نبود همانا میان آنها حکم (به عذاب) می‌شد. و این مردم از این گونه وعد و وعیدها همیشه بدگمان و در شکّند و بر خود ریب و شبهه می‌کنند.

و به راستی به موسی کتاب دادیم، پس در آن اختلاف شد، و اگر از سوی پروردگارت [به سبب اتمام حجت] مهلتی برای انسان تا اجل معینش مقدر نشده بود، یقیناً میانشان [به عذاب] داوری شده بود [و هیچ کس از آنان پس از آن داوری زنده نمی ماند] و این یهودی ها [یِ عصر تو] درباره تورات [که بخشی از آیاتش تحریف شده و پاره ای از مطالبش آمیخته با خرافات و قسمتی از نوشته هایش دور از فطرت و غیر قابل اجراست] در تردیدی آمیخته با بدگمانی اند.

و به حقيقت، ما به موسى كتاب [آسمانى‌] داديم، پس در مورد آن اختلاف شد، و اگر از جانب پروردگارت وعده‌اى پيشى نگرفته بود، قطعاً ميان آنها داورى شده بود، و بى گمان، آنان در باره آن در شكى بهتان‌آميزند.

به موسى كتاب داديم. در آن كتاب اختلاف شد. اگر نه حكمى بود كه از پيش از جانب پروردگارت صادر شده بود، ميانشان داورى شده بود؛ كه ايشان در آن كتاب سخت در ترديدند.

ما به موسی کتاب آسمانی دادیم؛ سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر فرمان قبلی خدا (در زمینه آزمایش و اتمام حجّت بر آنها) نبود، در میان آنان داوری می‌شد! و آنها (هنوز) در شکّ‌اند، شکّی آمیخته به بدگمانی!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And We had certainly given Moses the Scripture, but it came under disagreement. And if not for a word that preceded from your Lord, it would have been judged between them. And indeed they are, concerning the Qur'an, in disquieting doubt.

We certainly gave the Book to Moses, but differences arose therein: had it not been that a word had gone forth before from thy Lord, the matter would have been decided between them, but they are in suspicious doubt concerning it.

معانی کلمات آیه

مريب: ريب: شك و اضطراب درون . بدترين شك. تهمت و ظن نيز گفته‏ اند. «مريب»: شك ‏آور يا تهمت ‏آور.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ «110»

و به تحقيق ما به موسى‌ كتاب (تورات) داديم، پس در آن اختلاف شد، و اگر سنّت پروردگارت (در مورد تأخير عذاب كفّار) از پيش مقرّر نگشته بود، هر آينه (در همين دنيا) ميان آنان داورى و حكم مى‌شد (و به كيفر مى‌رسيدند) و همانا آنان درباره‌ى آن در شكى هستند كه موجب بدگمانى آنان است.

جلد 4 - صفحه 125

پیام ها

1- در هيچ دوره‌اى از تاريخ، تمام افراد قومى، هم عقيده نبوده‌اند. «فَاخْتُلِفَ فِيهِ»

2- از اختلاف مردم در دين و ايمان آوردن بعضى و كفر عدّه‌اى ديگر، ناراحت و نگران نباشيم كه اين حادثه‌ى جديدى نيست. «آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ»

3- با اينكه در آياتى از قرآن مجيد، تورات، كتاب نور خوانده شده، «1» امّا باز هم مردم در آن نور اختلاف كرده‌اند. «فَاخْتُلِفَ فِيهِ»

4- خداوند، خود نيز سنّت‌هاى خويش را مراعات كرده و زير پا نمى‌گذارد، چرا كه قبل از هر كس، اين قانونگذار است كه بايد احترام قانون را داشته باشد. «وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ» (خداوند دنيا را محلّ داورى قرار نداده است)

5- سنّت‌هاى الهى، بر اساس مقام ربوبيّت اوست. «سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ»

6- مهلت دادن به اختلاف كنندگان در كتاب آسمانى، از سنّت‌هاى الهى است. «كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ»


«1». مائده، 44 و انعام، 91.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ (110)

بعد از آن تسليه خاطر حضرت را در اختلاف امت در صحت قول و نبوت او فرمايد كه اين اختصاص به زمان تو ندارد بلكه نسبت به انبياى سلف هم‌چنين نمودند:

وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ‌: و هر آينه بتحقيق عطا فرموديم موسى عليه السّلام را كتاب تورات و او را به رسالت مبعوث ساختيم. فَاخْتُلِفَ فِيهِ‌: پس مختلف شدند در آن، يعنى قوم او اختلاف كردند، بعضى ايمان آوردند و گروهى كافر شدند، چنانچه قوم تو در قرآن و نبوت مختلف شدند، پس اندوهگين مباش و

جلد 6 - صفحه 146

آزرده خاطر مشو. وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ‌: و اگر نبود كلمه‌اى كه پيشى گرفته از جانب پروردگار تو بتأخير عذاب آنها تا قيامت به جهت حكمت و مصلحت، لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ‌: هر آينه حكم شدى در دنيا ميان ايشان به ثواب و عقاب تا مبطل به عذاب استيصال مبتلا گشتى و محقّ از آن نجات يافتى و بدين جهت امتياز بين حق و باطل واقع شدى. وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ‌: و بدرستى كه كفار قوم همه در شك هستند از اين قرآن، شكى كه نفس را مضطرب و عقل را شوريده و يقين را زايل كند، يا قوم موسى در شكّند از نبوت تو يا از قرآن.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَما يَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ (109) وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ (110) وَ إِنَّ كُلاًّ لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ إِنَّهُ بِما يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (111) فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (112)

ترجمه‌

پس مباش در شك از آنچه مى‌پرستند اين جماعت نمى‌پرستند مگر چنانچه ميپرستيدند پدرانشان از پيش و بدرستيكه ماهر آينه تمام دهنده‌ايم بآنها

جلد 3 صفحه 112

بهره ايشانرا بدون كم و كاست‌

و بتحقيق داديم بموسى آنكتابرا پس اختلاف شد در آن و اگر نبود و عده‌اى كه سبقت گرفت از پروردگارت هر آينه حكم كرده شده بود ميانشان و همانا آنها هر آينه در ترديدى هستند از آن كه شك اندازنده است‌

و بدرستيكه تمامى هر آينه از آنانند كه البتّه تمام خواهد داد بآنها پروردگار تو جزاى كارهاشانرا همانا او بآنچه ميكنند آگاه است‌

پس ثابت باش چنانچه مأمور شدى و كسانيكه توبه نمودند با تو و تجاوز مكنيد همانا او بآنچه ميكنيد بينا است.

تفسير

خداوند اخبار فرموده است مردم را از آنكه جاى شك نيست در بطلان بت و بت پرستى در واقع بنهى پيغمبر خود را از اين امر در ظاهر چنانچه رسم خطابات قرآنيّه است تا آنكه يقين داشته باشند بسوء عاقبت بت پرستان چنانچه در قصص سابقه بيان شد و موجب تسليت خاطر مبارك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شود كه خداوند بالاخره از آنها انتقام خواهد كشيد و بحال خودشان واگذار نخواهد فرمود چون حال اينها مانند حال پدرانشان است در شرك و ضلالت و در آنكه مدركى براى اين عمل قبيح جز تقليد آباء نداشته و ندارند پس بسهم خودشان از عذاب خواهند رسيد چنانچه رسيدند بدون كم و زياد و محتمل است مراد از جمله و انّا لموفوهم آن باشد كه خداوند روزى مقدّر آنها را بدون نقص بآنها خواهد رسانيد و منافات با عذاب دنيوى و اخروى ندارد بلكه وفاء نصيب كامل دنيوى آنها مؤكّد استحقاق عذابشان خواهد بود و خداوند عطا فرمود بحضرت موسى عليه السّلام تورية را و مردم اختلاف نمودند در قبول آن لذا جمعى ايمان آوردند و جمعى كافر شدند چنانچه اختلاف نمودند در ايمان بقرآن و در كافى از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه اختلاف نمودند امّت موسى عليه السّلام چنانچه اختلاف نمودند اين امّت در كتاب و بعد از اين اختلاف خواهند نمود در كتابيكه با قائم عليه السّلام است و براى آنها خواهد آورد و جمعى از مردم منكر آن شوند و آن حضرت گردنشانرا ميزند و اگر نبود گفتار و وعده الهى بانظار و مهلت آنها تا روز قيامت حكم فرموده بود ميان اهل حقّ و باطل بتعجيل در ثواب و عقاب براى تميز آندو گروه از يكديگر و يكى از بدبختيهاى كفّار آنستكه در شك و ترديدند از صحّت كتاب خدا بطوريكه موجب تشويش و اضطراب آنها شده در كليّه عقائد و اعمال چون ريب اقوى از شك است و بر مستقر و مؤثر آن اطلاق ميشود و خداوند تحقيقا تمام بندگانرا

جلد 3 صفحه 113

خواه مؤمن باشند خواه كافر البتّه بجزاى كامل افعالشان از خير و شرّ در دنيا و آخرت خواهد رسانيد و قمّى ره فرموده در قيامت و ظاهرا مراد تكميل آن باشد نه انحصار بآن و در قرائت و تركيب جمله و انّ كلّا لمّا ليوفّينّهم ربّك اعمالهم بين قراء و ميان نحويّون اختلاف بسيارى شده كه ذكر آن با وضوح معناى مراد موجب تطويل مملّ است و ظاهرا در قرائت متعارفه كه انّ و لمّا هر دو مشدّد و مورد اشكال است يا بايد قائل شد كه لمّا در اصل لمن ما بوده كه بعد از قلب نون بميم اولى از سه ميم حذف شده و كلمه ما بمعنى الّذين است و اين قول از قراء نقل شده و حقير باين معنى ترجمه نمودم يا بايد قائل شد كه لمّا نافيه و بعد از آن جمله يوفوا اعمالهم مقدّر است بدلالت ليوفينّهم يعنى تاكنون وفا كرده نشدند و بعد از اين وفا ميشود بآنها جزاى اعمالشان كه ابن هشام اختيار نموده يا لمّا شرطيّه و بعثوا مقدّر است يعنى چون مبعوث شوند در قيامت جزاى آنها داده خواهد شد كه از فرمايش قمّى ره استفاده ميشود و در قرائت لما بتخفيف كه آنهم معروف است و اشكال ندارد يكى از دو لام توطئه قسم و ديگرى براى تأكيد و ما زائده است براى فصل ميان آندو يعنى و بدرستيكه تمامى آنها را و اللّه هر آينه وفا ميفرمايد بآنها پروردگار تو جزاى اعمالشانرا و خداوند آگاه است باعمال آنها و چيزى از نظر او محو نمى‌شود و بر او مخفى نميماند پس بايد مستقيم و ثابت باشد پيغمبر اكرم بر جاده حقّ و حقيقت و در دعوت بآن اصولا و فروعا چنانچه مأمور بآن شده است و نيز بايد ثابت و مستقيم باشند كسانيكه توبه از كفر نمودند و بشرف اسلام و ايمان مشرّف شدند در دين خودشان و از غلبه كفّار نينديشند و بوساوس آنها متزلزل نشوند و عدول از حقّ و حقيقت نكنند و تجاوز از حدود الهى و مقرّرات مذهبى ننمايند و متمايل بقوانين و آداب اجانب نشوند و بدانند كه خداوند اعمال و عقائد و رفتار و كردار آنها را مى‌بيند و مى‌داند و هر كس را بجزاى عمل خود ميرساند از ابن عبّاس ره نقل شده كه هيچ آيه‌اى دشوارتر از اين آيه بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل نشد و براى اين فرمود پير كرد مرا سوره هود و واقعه و امثال آن.

جلد 3 صفحه 114

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لَقَد آتَينا مُوسَي‌ الكِتاب‌َ فَاختُلِف‌َ فِيه‌ِ وَ لَو لا كَلِمَةٌ سَبَقَت‌ مِن‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَينَهُم‌ وَ إِنَّهُم‌ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنه‌ُ مُرِيب‌ٍ (110)

و ‌هر‌ آينه‌ بتحقيق‌ داديم‌ موسي‌ ‌را‌ كتاب‌ تورات‌ ‌را‌ ‌پس‌ امّت‌ ‌او‌ اختلاف‌ كردند ‌در‌ ‌آن‌ و ‌اگر‌ نبود تقدير پروردگار تو ‌در‌ موقعيت‌ عذاب‌ ‌آنها‌ ‌که‌ ‌در‌ علم‌ ‌او‌ سبقت‌ گرفته‌ ‌هر‌ آينه‌ عذاب‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ نازل‌ ميشد و هلاك‌ ميشدند و ‌از‌ ‌بين‌ ميرفتند و بدرستي‌ ‌که‌ ‌آنها‌ ‌هر‌ آينه‌ ‌در‌ شك‌ ‌از‌ ‌آن‌ عذاب‌ و ‌در‌ ريب‌ هستند.

وَ لَقَد آتَينا مُوسَي‌ الكِتاب‌َ همين‌ نحوي‌ ‌که‌ ‌بر‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ قرآن‌ نازل‌

جلد 11 - صفحه 131

شد ‌بر‌ موسي‌ ‌هم‌ الواح‌ تورات‌ ‌در‌ ميقات‌ ‌پس‌ ‌از‌ چهل‌ شب‌ عبادت‌ ‌که‌ ميفرمايد وَ كَتَبنا لَه‌ُ فِي‌ الأَلواح‌ِ مِن‌ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ مَوعِظَةً وَ تَفصِيلًا لِكُل‌ِّ شَي‌ءٍ فَخُذها بِقُوَّةٍ وَ أمُر قَومَك‌َ يَأخُذُوا بِأَحسَنِها الاية اعراف‌ ‌آيه‌ 142 شرحش‌ گذشت‌ نازل‌ فرموديم‌.

فَاختُلِف‌َ فِيه‌ِ تسليت‌ حضرت‌ رسالت‌ [ص‌] ‌که‌ ‌اگر‌ قوم‌ تو ميگويند ‌اينکه‌ قرآن‌ افتراء و دروغ‌ ‌است‌ قوم‌ موسي‌ ‌هم‌ تورات‌ ‌را‌ چنان‌ ‌از‌ ‌بين‌ بردند ‌در‌ اطوار متواليه‌ و فعلا يك‌ مزخرفات‌ و كفريات‌ ‌در‌ دست‌ ‌آنها‌ بنام‌ تورات‌ هست‌ بسيار پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ بايد شكرگزار ‌باشد‌ ‌که‌ قرآنش‌ ‌تا‌ دامنه‌ قيامت‌ ‌در‌ حفظ پروردگار مصون‌ و محفوظ ‌است‌.

وَ لَو لا كَلِمَةٌ سَبَقَت‌ مِن‌ رَبِّك‌َ ‌که‌ بمقتضاي‌ حكمت‌ و مصلحت‌ معين‌ ‌شده‌ و سبقت‌ گرفته‌ ‌که‌ عذاب‌ ‌آنها‌ و فناء ‌آنها‌ ‌در‌ چه‌ موقع‌ و چه‌ وقت‌ ‌باشد‌ لَقُضِي‌َ بَينَهُم‌ عمليات‌ ‌آنها‌ استحقاق‌ ‌آن‌ ‌را‌ دارد ‌که‌ خداوند آني‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مهلت‌ ندهد و تمام‌ ‌آنها‌ ‌را‌ هلاك‌ فرمايد.

وَ إِنَّهُم‌ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنه‌ُ مُرِيب‌ٍ مرجع‌ ضمير و انّهم‌ ممكن‌ ‌است‌ يهود ‌باشد‌ و مراد ‌اينکه‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌آنها‌ يقين‌ بنبوت‌ موسي‌ و كتاب‌ ‌او‌ ندارند و شاك‌ هستند آنهم‌ بشك‌ بيجا ‌که‌ ريب‌ گويند، و ممكن‌ ‌است‌ مطلق‌ كفار و مشركين‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌در‌ وعده‌ ببهشت‌ و سعادت‌ و وعيد بعذاب‌ و شقاوت‌ شاك‌ هستند آنهم‌ شك‌ بيجا ‌که‌ جاي‌ شك‌ نيست‌ زيرا مسئله‌ معاد و ثواب‌ و عقاب‌ ‌از‌ واضحات‌ عقليه‌ ‌است‌ ‌که‌ براهين‌ عقليه‌ ‌بر‌ ‌آن‌ قائم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌ما ‌در‌ مجلد سوم‌ كلم‌ الطيب‌ بيان‌ كرده‌ايم‌ ‌که‌ ‌اگر‌ معاد نباشد اصلا دستگاه‌ خلقت‌ لعب‌ و لغو و عبث‌ ميشود دستگاه‌ انبياء و كتب‌ و احكام‌ بكلي‌ برچيده‌ ميشود دستگاه‌ اديان‌ حقه‌ و باطله‌ ‌حتي‌ دستگاه‌ شرك‌ بيهوده‌ ميگردد زيرا عبادت‌ بت‌ بطمع‌ اينكه‌ ‌خدا‌ هستند و ‌ما ‌را‌ بسعادت‌ ميرسانند و ترك‌ عبادت‌ ‌آنها‌ باعث‌ شقاوت‌ و عذاب‌ ميشود و ‌هر‌ صاحب‌ ديني‌ ‌اينکه‌ دعوي‌ ‌را‌ دارد.

132

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 110)- باز برای تسلّی خاطر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله اضافه می‌کند: اگر قوم تو در باره کتاب آسمانیت یعنی قرآن اختلاف و بهانه جویی می‌کنند، ناراحت نباش زیرا «ما به موسی کتاب آسمانی (تورات) دادیم سپس در آن اختلاف شد» بعضی پذیرفتند و بعضی منکر شدند (وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ).

و اگر می‌بینی در مجازات دشمنان تو تعجیل نمی‌کنیم، به خاطر این است که مصالحی از نظر تعلیم و تربیت و هدایت این قوم، چنین ایجاب می‌کند «و اگر (این مصلحت نبود و) برنامه‌ای که پروردگار تو از قبل در این زمینه مقرر فرموده ایجاب تأخیر نمی‌کرد، در میان آنها داوری لازم می‌شد و مجازات دامانشان را می‌گرفت» (وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ).

«هر چند آنها (این حقیقت را هنوز باور نکردند و همچنان) نسبت به آن در شک و تردیدند شکّی آمیخته با سوء ظن و بدبینی» (وَ إِنَّهُمْ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ).

ج2، ص382

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع